ساداتیان در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد؛
چین به دنبال مهار آتش در خاورمیانه، ترامپ همچنان در سودای دستاورد؛ سایه جنگ دوباره بازمیگردد؟
یک دیپلمات پیشین درباره سفر ترامپ به چین گفت: شرایط خیلی پیچیده است ابعاد مختلف زیاد است. در نتیجه نمیشود قاطعانه گفت که جنگ میشود یا حتماً جنگ نمیشود. اما شاید در جهت اینکه ترامپ بالاخره یک جوری کوتاه بیاید، اقدامی صورت گیرد به نظر میآید که به خصوص با این سفر به چین، بتوان به آن امیدوار بود. اما با تجمع نیرویی که در منطقه صورت گرفته احتمال ورود به جنگ و یک تهاجم جدید هم تقویت میشود. بنابراین خیلی قاطعانه هیچکدام از وجوه را نمیتوانیم بگوییم حتماً این وجه خیلی غالب است. ولی میتوانیم اظهارامیدواری کنیم که ایشان عاقل شود، عقلانیتش را به کار بگیرد و بگذارد که توافقی در اینجا شکل بگیرد
سید جلال ساداتیان دیپلمات پیشین و کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به این سوال که آیا سفر ترامپ به پکن را باید یک سفر دیپلماتیک عادی حساب کنیم، یا نشانهای از ناتوانی واشنگتن در مدیریت بحران خلیج فارس است؟ برخی تحلیلگران معتقدند که این سفر «ماموریت نجات سیاست خارجی آمریکا» توصیف شده است. ارزیابی شما از این سفر، چیست، گفت: ظاهراً این قراری که برای دیدار گذاشته شده بود، در روال عادی روابط دو کشور مطرح بود. چون آقای شی جین پینگ سال گذشته، قبل از این جنگ و این درگیریها، سفری به واشنگتن داشت، متقابلاً قرار بر این بود که آقای ترامپ هم به پکن برود که این کار انجام شد.
وی ادامه داد: طبیعتاً حوادثی که اتفاق میافتد، در دستور کار این سفر هم قرار گرفت. کما اینکه ترامپ هم مطرح کرده که من راجع به تنگه هرمز و مسئله ایران و خاورمیانه هم قرار است که صحبت کنم. حالا به تعبیر خودش، میخواست چین را تحت فشار قرار دهد که مواضع بهتری داشته باشد. پس اینکه بگوییم کاملاً تحت تأثیر همین حوادث فقط این سفر انجام شد، خیر. اینکه بگوییم، این سفر یک روال عادی بدون توجه به این حوادث بود هم نه چنین نیست، هر دوی اینها تلفیق شده و با همدیگر مطرح میشوند.
این کارشناس مسائل خاورمیانه درباره موضوعات مطرح شده در این سفر، گفت: این دو با یکدیگر خیلی موضوعات را با همدیگر دارند. آنچه درباره جمهوری خلق چین مطرح شده این است که چین به عنوان دومین قدرت دنیا، در همه ابعاد رشد کرده؛ تکنولوژی و ثروتهای خوبی به دست آورده، بازارهای خیلی خوبی را توانسته به دست بیاورد. حتی آمریکا یکی از بازارهای خوب چینیها است، برای اینکه کالاهایی را هم با کیفیت و هم با قیمت مناسب تولید میکنند و کپیبرداری و ابتکاراتی که به خرج میدهند بسیار بالاست و با سرعت بسیار زیادی این کار را میکند. همچنین بخش عمدهای از جمعیتش را هم از فقر توانسته نجات دهد.
اگر روزی چین بخواهد حرکت تندی را نسبت به تایوان انجام دهد، میشود گفت که دست بالاتری را دارد
ساداتیان تصریح کرد: چین از طریق جاده کمربندی یا همان جاده ابریشم قبلی به دنبال این است که نفوذش را در بازارهای مختلف اروپا، آفریقا، آسیا، خاورمیانه برقرار کند، همه اینها نگرانیهایی را برای واشنگتن ایجاد میکند. از سوی دیگر مسئله تایوان هست که از گذشته بین این دو قدرت مطرح بوده که الان هم دارد روز به روز، حساسیتش بیشتر میشود. ولو اینکه مسئلهای که در ایران پیش آمده، جنگی که علیه ایران راهانداختند، دست واشنگتن را مقداری تضعیف کرده است. ایشان روزی فکر میکرد که تمام قوای نظامیاش را متمرکز در شرق دور، در اقیانوس اطراف چین، متمرکز کند. اما بعد از حوادثی که در این منطقه اتفاق افتاد، به اقرار بسیاری از افراد، خودشان مجبور شدهاند که ذخایرشان را در ژاپن و کره جنوبی تخلیه کنند و به منطقه خاورمیانه بیاورند و همانطور هم که خودشان اظهار میکنند در آنجا تضعیف شدهاند و اگر روزی مثلاً چین بخواهد یک حرکت تندی را انجام دهد، میشود گفت که دست بالاتری را دارد.
وی ادامه داد: روابط دوجانبه خودشان، مسئله تعرفهها، مسائل خاصی که بین شهروندانشان مطرح است، جمعیتی که از چینیها در آمریکا هستند، هم در این سفر مطرح شده است. تقریباً همه ایالتهای آمریکا یک «شهری چینی» (China Town) دارند؛ این نشان میدهد که اینها یک جمعیت قوی هستند و آنجا مراودات و مناسبات خاص خودشان را دارند. بهعلاوه، مسئله تغییر یا بهتر بگوییم، تنظیم روابط بینالملل هم مطرح است. در روابط بینالملل، از زمانی که ترامپ سر کار آمده، همه دنیا اقرار میکنند که ایشان، به عنوان «آمریکا اول»، آن مناسبات چندجانبهگرایی را کنار گذاشته و در مورد اروپاییها دیدیم که چگونه آنها را تحقیر کرد؛ با دیگران هم همینطور ایت. ولی با چینیها نتوانست این کار را بکند. البته یکی دو خیز برداشت و تعرفهها را افزایش داد، اما چینیها هم در مقابل تعرفههای خودشان را افزایش دادند. یعنی ابعاد مختلفی در روابط این دو کشور مطرح است.
تقابل چین با آمریکا جنبه علنیتر و صریحتری پیدا کرده است
این دیپلمات پیشین گفت: یکی از مسائل دیگر در این سفر همین مسئله خاورمیانه و ایران بود. آقای شی جین پینگ هم در این زمینه موضع گرفت. یعنی با توجه به اینکه آمریکاییها یکی از بزرگترین پالایشگاههای چینی که نفت ایران را میخرید، تحریم کردند. آقای شی جین پینگ رسماً اعلام کرد که اعتنا نکنید، نفت ایران را بخرید، چون کارهایی که آمریکاییها میکنند غیرقانونی است. البته سالها بود که اینها نفت را میخریدند، بدون اینکه اعلام کنند. ولی اینکه دولت چین میآید این را رسمی میکند و اعلام میکند که اعتنا نکنیم، یعنی اینکه مقداری تقابل چین با آمریکا جنبه علنیتر و صریحتری پیدا کرده است.
وی در پاسخ به این سوال که آیا قرار است چین مانند میانجیگری که میان ایران و عربستان داشت اینجا هم ظاهر شود، گفت: طبیعتا چین میخواهد این کار را انجام دهد. کما اینکه مثلاً در موضوع ایران و عربستان، وقتی پادرمیانی کرد، شکل روابط ایران و عربستان مقداری تغییر کرد که حتی در همین ماجرای جنگ رمضان یا جنگ ۴۰ روزه هم شاهد هستیم که با وجود اینکه پایگاههای آمریکا در عربستان هم مورد تعرض قرار گرفت، اما عربستان خیلی اقدام تندی مانند امارات علیه ایران نکرد و البته هم میتواند به این تعبیر شود که او هم برای تأسیسات خودش ملاحظه کرد و هم به لحاظ مناسباتی که با ایران پیدا کرده است و دیدیم که این تأثیر روابط با چین چگونه خود را نشان داده است.
عراقچی در سفر به پکن از چینیها چه خواستهای داشته است؟
این دیپلمات پیشین با بیان اینکه از زبان سخنگوی وزارت خارجه چین این سفر شنیدیم که آنها مطرح کردند مشکلات باید با گفتوگو حل شود، تصریح کرد: معنای این حرف این است که آنها در زمینه میانجیگری هم ممکن است گفتوگوهایی داشته باشند و بخواهند اگر بتوانند، راه تنش و جنگ را بر ترامپ ببندند و جلوی او را در این زمینه بگیرند. حالا اینکه بگوییم آقای عراقچی به چین رفت تا آنها را درخصوص مواضع ایران توجیه کند، میتواند همه اینها باشد؛ یعنی آقای عراقچی به چین سفر کرد تا گزارشی از وضعیت بدهد. کما اینکه پیش از این، ایشان سفری به پاکستان، عمان و مسکو داشت، طبیعتاً انتظار میرفت که به پکن هم سفر داشته باشد و توضیح بدهد، مواضع ما را تشریح کند و بگوید ما در چه مواردی خط قرمزهایی داریم یا بر چه مسائلی اصرار میورزیم و آخرین وضعیت ما چیست.
ساداتیان گفت: اینطور که میشود تصور کرد، آقای عراقچی هم گزارش داده و هم گفتوگو کرده و متقابلاً از چینیها خواسته که تا حدی در جهت تضمین امنیت ایران، به معنای بینالمللی آن، اقدام کنند. چون آنها در قطعنامهای که بحرین مطرح کرده بود، وتو کردند، اما باز هم آمریکا و بحرین دارند تلاش میکنند رأی جمع کنند. طبیعتاً اگر چین و روسیه وتو نکنند، این میتواند یک نقطه منفی برای ایران باشد؛ بهویژه در راستای فصل هفتم و فشارهایی که ممکن است بهخاطر تنگه هرمز بر ایران وارد شود. بنابراین لازم است توضیح داده شود، توجیه شود و مسئله پیش برود. طبیعی است که آقای عراقچی، به عنوان وزیر خارجه، در این جهت هم حرکت کرده باشد.
تغییر پارادایم در سطح بینالملل نفع چین بود
بعید میدانم چین بخواهد بر سر ایران معامله کند
وی در پاسخ به اینکه اگر ترامپ در پکن نتوانسته باشد حمایت چین را جلب کند، چه پیامدی برای آینده این بحران میتوان در نظر گرفت؟ آیا میتوان اینطور هم احتمال داد که این سفر آغازگر یک معامله بزرگتر میان آمریکا و چین بر سر ایران باشد، گفت: در عالم سیاست و منافع کشورها، هر احتمالی را میتوان مطرح کرد. اما به هر حال باید دید که آیا چین از قِبَل حمایت از ایران و وضعیت پیشآمده در این منطقه سودی برده است یا نه. حالا اگر مثلاً آمریکاییها لقمه چربتری به او پیشنهاد کنند، شاید به آن سمت متمایل شود. به نظرم میآید یک تغییر پارادایم و تغییر مناسبات در سطح بینالملل در حال وقوع است که بخش زیادی از آن به نفع چین بوده و در نتیجه بعید میدانم چین بخواهد بر سر ایران معامله کند.
این دیپلمات پیشین گفت: اما اینکه مثلاً با همان ملاحظات خاص خودش و با همان ملایمتهایی که همواره در نوع رفتار داشته، بخواهد با آمریکاییها صحبت کند، این بعید نیست. ممکن است به این شکل گفتوگو کند. اما اینکه ترامپ چه میکند، آن بحث دیگری است. ترامپ باز هم به لحاظ شخصیت خودش و به لحاظ شکستهایی که تحمل کرده و فشار صهیونیستها، از طریق لابی آیپک (AIPAC) و شخص نتانیاهو، در حال ورود به این موضوع است.
احتمال حمله مجدد هنوز وجود دارد
وی عنوان کرد: از سوی دیگر، انتقادات داخلی از سوی فعالان سیاسی، نمایندگان کنگره و فعالان دانشگاهی هم به او وارد میشود. او به دنبال دستیابی به دستاوردی است. این دستاورد ممکن است او را به سمتی سوق دهد که وقتی ببیند به هیچ نتیجه و دستاوردی تاکنون نرسیده، فکر کند که باید با یک جنگ، یک حمله، یا افزایش فشار بر ایران، ایران را وادار به دادن امتیاز در مذاکرات کند.
ساداتیان گغت: نمیتوانیم با قاطعیت درباره شخصیت ترامپ و نحوه عملکرد او صحبت کنیم که چگونه در این زمینه عمل خواهد کرد و چه اتفاقی خواهد افتاد. بر اساس تحلیلها، یکی از احتمالات این است که وقتی برای او دستاوردی حاصل نشود، شاید مجبور شود دست به اقدام نظامی بزند، همانطور که تهدیدش را میکند. شخصاً امیدوارم که چینیها بتوانند تا حدی در تعدیل این وضعیت نقش داشته باشند.
ترامپ در قضیه جنگ با ایران نتوانست از «کارت بازی» استفاده کند
وی همچنین در بخش دیگری از صحبتهایش درباره واکنش ترامپ به پاسخ ایران درباره مذاکرات گفت: این یک «کارت بازی» است که ترامپ نتوانست از آن استفاده کند. یعنی همانطور که اتحادیه اروپا با او همراهی نکرد، ناتو هم همراهی نکرد. ائتلاف کشورهای منطقه را که میخواست علیه ایران شکل دهد، این هم اتفاق نیفتاد. قطر راهی مستقل را در پیش گرفت، عربستان بسیار با ملاحظه جلو رفت، عمان از ابتدا قصد همراهی نداشت. الان به نظر میآید که کویت هم دارد مسیر دیگری را طی میکند، اما هنوز نه.
ساداتیان گفت: امارات به شکل علنیتری به سمت اسرائیل متمایل شده و شاید بحرین را هم بیشتر با خود همراه کند. در نتیجه، تشتتی الان بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (منظورم بین این کشورهاست، نه سازمان شورای همکاری خلیج فارس) ایجاد شده است. این وضعیت هم خیلی به کمک آقای ترامپ نیامده که بخواهد از آن بهرهبرداری کند.
این دیپلمات پیشین گفت: حالا اگر بخواهیم یکییکی ناکامیهای او را ذکر کنیم، میبینیم که در جهات مختلف موفق نبوده است. او با این ترورها و حملاتی که به ایران انجام داد و با جنایتهای جنگی از طریق حمله به مدارس، ساختمانهای مربوط به بهداشت و درمان، مراکز آموزشی، مراکز بهداشت و درمان، مراکز فرهنگی، مناطق تاریخی، میخواست حاکمیت ایران را سرنگون کند؛ میخواست مردم را علیه حاکمیت بشوراند، اما نتوانست. یعنی مردم، وحدت و یکپارچگیشان را تحت لوای پرچم ایران، حفظ و تقویت کردند. شاید این همبستگی در تاریخ اینقدر اتفاق نیفتاده باشد که این همه مردم پرچم کشورشان را بگیرند و تکان دهند.
ساداتیان گفت: نتیجه عکس این قضایا نشان میدهد که او همچنان امیدوار است تا با فشار تحریمی که اعمال میکند، یا از طریق تحریم و محاصره خلیج فارس، فشار بر مردم را افزایش دهد و آنها را به سمت اعتراضات بکشاند. او در پی اهدافی است که خود نیز به آنها اقرار کرده؛ مثلاً گفته است که ما اسلحه به کردها دادیم تا به دست معترضان برسانند، اما نرساندند. در هر جهتی که او حرکت کرده، با ناکامی مواجه شده است.
ایران کارتهای بزرگی در دست دارد
ساداتیان درباره اینکه چرا ایران راضی شده گفتوگو و مذاکره کند، گفت: ایران کارتهای بزرگی در دست دارد؛ هیمنه آمریکا شکسته شده، اعتبار آمریکا خدشهدار گشته و پایگاههایش را از دست داده است. میتوان گفت که فعلاً موقعیتش را از دست داده و همانطور که اشاره شد، با ناکامیهای متعددی روبرو شده است اما اینکه او بخواهد دوباره بمباران ایران را شروع کند، زیرساختهای ایران را هدف قرار دهد و لطمات جانی، مالی و مادی بیشتری بر این کشور وارد سازد، ایران در تلاش است تا از طریق دیپلماسی تنشها را کاهش دهد و این نزاع را پایان بخشد و تضمین کند که منطقه بدون جنگ باقی بماند. از جمله در لبنان، تا در کل منطقه آرامش و شرایط خاصی برقرار شود. آخرین پاسخی که ایران به ترامپ داده و او نپذیرفته این است که ایران هم بتواند مدیریت تنگه را بر عهده داشته باشد، هم تحریمهای ایران برداشته شود، و هم خسارتهای مربوط به مناطقی که مورد اصابت قرار گرفته و به عنوان جنایت جنگی تلقی میشود، پرداخت گردد.
این دیپلمات پیشین درباره اینکه با توجه به ورود همزمان بازیگرانی چون چین، عمان، پاکستان و قطر که گاهی نامشان در رایزنیها مطرح میشود، آیا میتوان به میانجیگری برای حل بحران ایران و آمریکا امیدوار بود؟ یا اینکه این تعدد واسطهها، مشکل را پیچیدهتر کرده و مسیر دیپلماسی را قفلتر میکند؟ گفت: چین با پاکستان هماهنگ بوده است. با هم حرکت کردهاند، با این تأکید که پاکستان عمل کند. حالا دیگران نیز از لابیهای خود استفاده میکنند تا ترامپ را به سمتی سوق دهند که تحت تأثیر نتانیاهو و صهیونیستها قرار نگیرد. این میتواند کمککننده باشد. اما کانالی که اکنون رسماً این مکاتبات از طریق آن تبادل میشود، کانال پاکستانی است ایران بر مسئله پاکستان متمرکز است و کار خود را از این طریق دنبال میکند. اینکه آیا این کار به یک اجلاس رو در رو منجر خواهد شد یا نه، باید دید که حوادث چگونه پیش میرود. امیدواریم که بتوانند به اینجا برسند. اما با توجه به اینکه ترامپ دستاوردی نداشته، ممکن است در نهایت مانند گربهای که در گوشه گیر میکند و چنگ میاندازد، مجبور شود چنگی هم بیندازد. اما امید این است که از طریق همه این فشارها و لابیهایی که در حال اتفاق افتادن است، او را متقاعد کنند که شکل خلاصهتری از این ماجرا بیرون بیاید.
فقط میتوانم در امیدواری برای عدم وقوع جنگ افراط کنیم
ساداتیان درپاسخ به این سوال که از نگاه شما آیا میتوانیم امیدوار به کاهش تنش از مسیر پکن باشیم یا تشدید درگیریها اتفاق میافتد، گفت: همینطور که کلمه «امیدوار باشیم» را به کار بردید، من هم میتوانم فقط افراط در امیدواری کنم که چنین شود. ولی با توجه به فشارهایی که از جوانب مختلف به ترامپ میآید، از جمله نتانیاهو که همین یکشنبه تلفنی با ترامپ صحبت کرده، یعنی او دارد فشارش را وارد میکند که نکند مثلاً ترامپ یک سازشی را انجام دهد، یک آتشبس دائمی را بپذیرد که شامل لبنان هم شود و از سوی دیگر، فشار عربستان و قطر و دیگران به ترامپ، من امیدوارم به اینکه ترامپ بالاخره رضایت به این قضیه دهد و خودش را بیرون بکشد وگرنه ادامه دادن این داستان به نفع هیچ کسی نیست و حتی اگر مثلاً دوباره جنگی هم شروع کند ولی نتواند باز به یک دستاورد قابل اتکایی برسد، باخت انتخاباتیاش حتماً خیلی شدیدتر خواهد شد. درحال حاضر هم درست است که پنج ماه باقی مانده، تمام زمزمهها به این سمت است که اینها محبوبیتشان را از دست دادهاند و ممکن است انتخابات را از دست بدهند. تبعاتش این است که اگر دموکراتها پیروز شوند، استیضاحش کنند، او را به محاکمه بکشانند و خیلی از قضایا اتفاق بیفتد.
وی تاکید کرد: شرایط خیلی پیچیده است ابعاد مختلف زیاد است. در نتیجه نمیشود قاطعانه گفت که جنگ میشود یا حتماً جنگ نمیشود. اما شاید در جهت اینکه او بالاخره یک جوری کوتاه بیاید، اقدامی صورت گیرد به نظر میآید که به خصوص با این سفر به چین، بتوان به آن امیدوار بود. اما با تجمع نیرویی که در منطقه صورت گرفته احتمال ورود به جنگ و یک تهاجم جدید هم تقویت میشود. بنابراین خیلی قاطعانه هیچکدام از وجوه را نمیتوانیم بگوییم حتماً این وجه خیلی غالب است. ولی میتوانیم اظهارامیدواری کنیم که ایشان عاقل شود، عقلانیتش را به کار بگیرد و بگذارد که توافقی در اینجا شکل بگیرد.