مکی در گفتوگو با ایلنا:
نمیتوان درباره همه پیچیدگیهای مذاکره در کف خیابان صحبت کرد/ برخی کارشناسان و مجریان برای مذاکرهکنندگان تعیین تکلیف میکنند
ترامپ به حداقلی از خواستههایش برای فروش دستاوردهای ساختگی از این جنگ نیاز دارد
یک تحلیل مسائل سیاسی گفت: ما باید در نهایت به یک توافقی برسیم. حال اینکه این توافق در چه سطحی، در چه شکلی انجام شود، این نیاز به یک وحدت ملی دارد که ما بتوانیم بیشترین دستاورد را با کمترین امتیاز داشته باشیم و از دستاوردهایی که در این جنگ داشتیم، حداکثر استفاده را کنیم. هر کسی که به هر شکلی میخواهد در جهت تضعیف این تیم مذاکرهکننده فعالیت کنند، باید در حاشیه قرار گیرد، قطعا این افراد به نفع این کشور و این ملت و حاکمیت ارضی این کشور رفتار نمیکنند و در سطح کلان در زمین آمریکا و اسرائیل بازی میکنند.
مرتضی مکی کارشناس مسائل اروپا و تحلیلگر سیاسی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره ارزیابیاش از سفر وزیر امور خارجه کشورمان به سه مقصد اسلام آباد، مسقط و مسکو گفت: سفر آقای عراقچی به سه کشور پاکستان، عمان و روسیه قطعاً به موازات تحرکات سیاسی است که بعد از تمدید آتشبس ناپایداری که آقای ترامپ اعلام کرده، انجام میشود.
ترامپ به حداقلی از خواستههایش برای فروش دستاوردهای ساختگی از این جنگ نیاز دارد
وی ادامه داد: آمریکاییها تلاش میکنند با اهرم محاصره دریایی ایران، ایران را وادار به پذیرش خواستههای حداکثری آنها در خصوص، سطح غنیسازی، موضوع سرنوشت اورانیوم و غنیسازی شده ۶۰ درصدی، و بحث برد موشکها کنند. ترامپ نیاز به دستاوردسازی در خصوص این جنگ دارد و همچنان امیدوار است که با این فشارهای اقتصادی و سیاسی بتواند به یک حداقلی از خواستههایش برای فروش دستاوردی از این جنگ که بر ایران تحمیل کرده به دست بیاورد. این نکتهای است که میتوان به عنوان یکی از انگیزههای سفر آقای عراقچی به منطقه مورد توجه قرار داد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: پاکستان کشوری است که میانجیگری این دوره از مذاکرات ایران با آمریکا را در دست گرفته و یک دور از مذاکرات در اسلامآباد برگزار شد و تلاشهای آمریکا برای برگزاری دور دوم، به دلیل خواستههایی که آمریکاییها داشتند، عملاً باعث نشد که دور دوم مذاکرات تشکیل شود و به نظر میرسد تا الان هم آمریکاییها قصدی برای عقبنشینی از این مواضع خودشان ندارند و همچنان دارند تحرکات سیاسی در سطح منطقه و جهان انجام میدهند که فشارهای سیاسی به ایران را مضاعف کنند.
سفر عراقچی میتواند برای هماهنگی بیشتر با پاکستانیها در خصوص دستور کار ایران باشد
مکی با اشاره به سفر عراقچی تصریح کرد: این سفر میتواند برای هماهنگی بیشتر با پاکستانیها در خصوص دستور کار ایران و خواستههای ایران برای هرگونه برگزاری نشست میان آمریکاییها و ایران باشد. عمان هم از این جهت مهم است که تنها کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس است که روابط بسیار نزدیکی با ایران دارد و در طول جنگ سعی کرد مواضعی اتخاذ نکند که اثرگذاری منفی در حسن روابط میان ایران و عمان داشته باشد. برخلاف پنج کشور شورای همکاری خلیج فارس که مواضع تند و تیزی علیه ایران اتخاذ کردند.
وی ادامه داد: به نظر میرسد سفر به عمان شاید برای هماهنگی بیشتر با دولتهای عربی جنوب خلیج فارس باشد که به هر حال نشان دهد ایران به دنبال یک همکاری منطقهای بر اساس حسن همجواری است، نه بر اساس سیاستهای اعلانی و اعمالی متفاوتی که یکی از طرفها اعلام میکنند که میخواهند روابط نزدیکی با ایران داشته باشند، اما از سوی دیگر کشورشان را در اختیار آمریکا و صهیونیستها برای هرگونه اقدام اطلاعاتی، امنیتی و تروریستی علیه ایران قرار دهند.
آمریکاییها حاضر به نقشآفرینی جدی روسیه نبودند
این کارشناس مسائل اروپا گفت: فضا، فضای پرتنشی است میان ایران و کشورهای خلیج فارس و عمان شاید از این جهت پیامآور سیاستهای امنیتی ایران از سطح منطقه با توجه به بستن تنگه هرمز برای دولتهای عربی منطقه باشد.
مکی با اشاره به بخش پایانی سفر عراقچی به روسیه گفت: روسها هم تلاش بسیاری برای میانجیگری و نقشآفرینی در موضوع پایان دادن به جنگ آمریکایی علیه ایران طی ۵۰ روز گذشته داشتند اما به نظر میرسد آمریکاییها حاضر به نقشآفرینی چنین نقشی به روسیه نبودهاند. روسها موضوع پذیرش اورانیوم ۶۰ درصد را مطرح کرده اند. روسیه میتواند، به عنوان بخشی از ساز و کار توافق احتمالی میان ایران و آمریکا قرار داده شود؛ هم در خصوص بحث راستیآزمایی برنامه تسلیحاتی ایران، هم در خصوص سرنوشت غنیسازی شده ایران میتواند، در این بعد نقشآفرین باشد و سفر آقای عراقچی به روسیه برای نزدیک کردن دیدگاههای دو کشور در این دو خصوص است.
دشمنان تابآوری اجتماعی مردم ایران را هدف قرار دادهاند
وی در بخش دیگری از صحبتهایش درباره برخی شایعات درخصوص استعفا و یا کناره گیری آقای قالیباف از ریاست هیات مذاکره کننده ایرانی و اعلام اسامی دیگری به عنوان رئیس هیات مذاکره کننده از سوی برخی تندروهای داخلی و رسانههای خارجی گفت: ببینید، یکی از نکات اساسی و در عین حال تعیینکننده آینده این جنگ، تابآوری اجتماعی ایران. مردم ایران در این ۵۳ الی ۵۴ روز گذشته است. مردم نجیبانه و شجاعانه و جسورانه پای این نظام ایستادند و نشان دادند که، با حاکمیت همدل هستند و حاضرند بهای سنگینی را برای حفظ وطن و حفظ تمامیت حاکمیت ارضی بپردازند. حضور شبانه آنها در میادین بزرگ گویای همین واقعیت است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: دشمنان این کشور، صهیونیستها و آمریکاییها نیز این تابآوری اجتماعی را هدف قرار دادند. از یک طرف تلاش میکنند با انواع تهدید زیرساختها و عمیق کردن بحران اقتصادی و نارضایتی، بتوانند این تابآوری اجتماعی را کاهش داده و به سطح نارضایتی برسانند. این یک اقدامی است که ترامپ در توییتهای مختلف خود تلاش میکند از آن استفاده کند. از طرف دیگر تلاش میکنند اختلاف بیندازند میان ملت و حاکمیت در خصوص روند و چگونگی فرایند مذاکرات یک شکاف ایجاد کنند، از طرفی هم تلاش میکنند که درون حاکمیت شکاف و اختلاف ایجاد کنند و بخشی از حاکمیت را علیه بخش دیگر بشورانند که این میتواند بر همدلی مردم با حاکمیت اثر بگذارد.
متاسفانه کارشناسان و مجریانی که برای هیئت حاکمه و تیم مذاکراتی تعیین تکلیف میکنند
مکی ادامه داد: متأسفانه بعضی جریانهای سیاسی که در بخشی از حاکمیت نیز نفوذ دارند، از این هوشیاری و از این حساسیت لازم نسبت به وضعیتی که ایران در آن قرار دارد، برخوردار نیستند، و اگر هم هستند انگیزههای دیگری پشت آن وجود دارد. ما در شرایط جنگی پیچیده قرار دادیم. ما در شرایطی یک جنگ ترکیبی قرار داریم که ابعاد مختلفی دارد. جلودار این جنگ قطعاً سربازان و نظامیان جسور و شجاع ما هستند، ولی جنگ فقط در این عرصه نیست؛ در عرصه رسانه است، در عرصه جنگ شناختی است، جنگ روانی هم هست، اینها همه مسائلی است که براساس آن تلاش میشود که به نوعی با شکاف و اختلاف در داخل آمریکاییها بتوانند جمهوری اسلامی ایران را محکوم به مانعتراشی در رسیدن به یک توافق کنند و به این نیندیشند که این جنگ ۴۰روزه چه بلایی سر آنها در سطح منطقه آورده است. بنابراین اکنون تلاش میشود با این اختلافافکنی از آن بهرهبرداری سیاسی و تبلیغاتی هم برای عرصه خارج از ایران، هم در داخل ایران کنند و این موضوعی نیست که به نفع ملت و به حاکمیت باشد.
وی ادامه داد: متاسفانه کسانی هستند که بر اختلافات در سطح ملی دامن میزنند و برای مردم و مذاکرهکنندگان، چه در رسانه صدا و سیما و چه جاهای دیگر تعیین تکلیف میکنند و متاسفانه کارشناسان و مجریانی که برای هیئت حاکمه و تیم مذاکراتی تعیین تکلیف میکنند، تیم مذاکراتی که سالها جنگیدهاند، تیم مذاکراتی که یکی از پختهترین تیمهای مذاکرهکننده ایران است و مذاکرات سختی با غربیها طی سه دهه گذشته داشته اند، همچنین در عرصه نظامی شاید آقای قالیباف، در میان مسئولین نظام کسی الان کارنامه ایشان را داشته باشد؛ در دوره جنگ با عراق فرماندهی یکی از لشکرها را برعهده داشت و پس از جنگ که در رأس نهادهایی که در دست داشت، بههر حال کارنامهای از خودش بهجا گذاشته و بسیار آدم پختهای است. شاید انتقاداتی به عملکرد و کارنامه او در گذشته وجود داشته باشد، ولی الان وقت گلهگذاری و وقت بیرون کشیدن این پروندهها نیست؛ جریانی که به یک نوعی تلاش میکند آقای قالیباف را مجبور به کنارهگیری از مسئولیتی که قبول کرده، کند، به نفع این نظام و به نفع کشور کار نمیکند.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: قالیباف عقبه دارد که میتواند اجماعبخش در صورت هرگونه توافقی میان ایران و آمریکا باشد؛ اجماعی در سطوح مختلف سیاسی، نظامی، امنیتی، اطلاعاتی از جریانهای سیاسی. در کنار آن هم آقای عراقچی است که به هر حال او هم سابقه پرباری هم در عرصه سیاسی و هم قبل از آن دارد. به نظر میرسد هر کسی که بخواهد به فکر تمامیت و امنیت ملی این کشور باشد، باید از این تیم مذاکرهکننده حمایت کند.
شرایطی نیست که بخواهیم به راحتی درباره جزئیات مذاکرات در سطح عامه گفتوگو کنیم و ابهامها را برطرف کنیم
مکی در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: شرایط جنگی است؛ شرایط، شرایط معمولی نیست که ما بخواهیم به راحتی درباره جزئیات مذاکرات در سطح عامه گفتگو کنیم و ابهامها را برطرف کنیم. باید اعتماد کرد؛ اگر این اعتماد وجود نداشته باشد، نمیتوانیم چانهزنی لازم را در پشت میز مذاکرات داشته باشیم. ضمن اینکه این جنگ در نهایت باید با مذاکره و توافق به پایان برسد، چون راه دیگری وجود ندارد. ما که نمیتوانیم آمریکا را نابود کنیم، آنها هم نمیتوانند ما را نابود کنند. ما باید در نهایت به یک توافقی برسیم. حال اینکه این توافق در چه سطحی، در چه شکلی انجام شود، این نیاز به یک وحدت ملی دارد که ما بتوانیم بیشترین دستاورد را با کمترین امتیاز داشته باشیم و از دستاوردهایی که در این جنگ داشتیم، حداکثر استفاده را کنیم. هر کسی که به هر شکلی میخواهد در جهت تضعیف این تیم مذاکرهکننده فعالیت کنند، باید در حاشیه قرار گیرد، قطعا این افراد به نفع این کشور و این ملت و حاکمیت ارضی این کشور رفتار نمیکنند و در سطح کلان در زمین آمریکا و اسرائیل بازی میکنند.
وی ادامه داد: این آمریکا و اسرائیل هستند که مخالف مذاکرات حداقل برابر با ایران هستند. آنها بهدنبال تحمیل خواستههای خودشان هستند و مذاکره را بخشی از جنگ علیه ایران میدانند که بتوانند خواستههایشان را تحمیل کنند. ما باید تلاش کنیم مذاکره را با حداکثر دستاورد و با کمترین امتیاز به نفع خودمان به پایان برسانیم.
وی همچنین در پاسخ به این سوال که آیا باتوجه به شکنندگی آتش بس احتمال حمله مجدد از سوی آمریکا و اسرائیل به ایران وجود دارد، گفت: آمریکا در یک بنبست گیجکننده گرفتار شده است، ادامه جنگ برای آمریکا هزینه دارد و هزینهش تبعات سنگینی دارد. قطعاً این جنگ برای ما آسیبهای جدی را بهدنبال خواهد داشت، ولی ما همه کارتهای نظامیمان را علیه آمریکا هنوز رو نکرده ایم. میتوانیم ضربات سنگینی به آمریکاییها با تبعات جهانی وارد کنیم. ما به صراحت اعلام کردیم: اگر ما در این منطقه امنیت نداشته باشیم، هیچ کشوری در منطقه امنیت نخواهد داشت. در همین ۵۰ روز ما نشان دادیم تا زمانی که ایران امنیت نداشته باشد، دنیا نه تنها امنیت اقتصادی نخواهد داشت، بلکه امنیت در ابعاد مختلف دیگر هم نخواهد داشت. ادامه این جنگ، قطعا تبعات جهانی برای جهان بهدنبال خواهد داشت.
این کارشناس مسائل سیاسی گفت: به همین دلیل شما شاهد هستید که در میان کشورهای اروپاییها، که مدعیان استراتژیک آمریکا هستند، یک کشور اروپایی را پیدا نمیکنید که جنگ را گزینه مناسبی برای پایان دادن به حاکمیت، تمامیت ارضی و نقشآفرینی ایران در سطح منطقه انتخاب کند. همه آنها بر دیپلماسی و گفتگو تأکید میکنند. در این شرایطی که جنگ برای ترامپ دستاوردی نداشته، تلاش میکند از طریق فشارهای سیاسی، اقداماتی مثل محاصره دریایی، اعزام کشتیهای مینروب، فشار سیاسی را بر ایران زیاد کند تا میز مذاکره را آنچنان بچیند که منافع او تأمین شود.
توافق و مذاکره در هر مرحله که به جنگ منتهی نشود و با حفظ دستاوردها همراه باشد، بهترین گزینه است
مکی تاکید کرد: به هر حال از این ترامپ هر کاری برمیآید. اما شرایطی که امروز ما داریم، متفاوت از شرایط پیش جنگ دوازده روزه و پیش از جنگ ۴۰ روزه است. ما الان اهرمی در دست داریم که هر اقدام ترامپ برایش هزینه دارد و ترامپ بهراحتی نمیتواند گزینه جنگ را انتخاب کند؛ هم در داخل آمریکا محدودیت دارد، هم در عرصه جهانی. اما نباید تهدیدات این چهره بدنامی که بسیار غیرقابل پیشبینی است، را جدی نگرفت و باید دست ما بر ماشه باشد. در عین حال، توافق و مذاکره در هر مرحله که به جنگ منتهی نشود و با حفظ دستاوردها همراه باشد، بهترین گزینه است. ما باید این را بپذیریم که همه مسائلِ مذاکره و توافق نمیتواند روی میز و یا در عرصه خیابانها قرار بگیرد که همه بیایند و در موردش نظر بدهند. مذاکره پیچیدگیهای خاصی دارد و این پیچیدگیها، پیچیدگیهایی نیست که در کف خیابان بشود در مورد آن صحبت کرد.