مهاجری در گفتوگو با ایلنا:
همه مردم با هر گرایشی باید خودی دیده شوند و در حاکمیت سهیم باشند/ باید این وطن را برای همه وطندوستان بخواهیم
یک فعال سیاسی گفت: افرادی که در این مدت به خیابان آمدند، همهشان طرفدار صددرصدی نیستند، بعضیها طرفدار صد درصدیاند، بعضیها ۷۰ درصد، بعضیها ۵۰ درصد برخی حتی اصلاً اعتقادی هم ندارند. اما وقتی که احساس کردند یک موجودیتی به نام ایران دارد در معرض نابودی قرار میگیرد، آمدند و پای پرچم ایستادند و زیر این پرچم سینه زدند. احتمالاً همه افرادی که در جامعه ما بودند، این را فهمیدهاند که ما باید این وطن را برای همه وطندوستان بخواهیم.
محمد مهاجری فعال سیاسی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره ضرورت عدم دوقطبیسازی و ایجاد تکصدایی در شرایط کنونی گفت: وجود چند صدایی در کشور ما ویژگی است که از مدتها پیش بوده، از سالهای ابتدای انقلاب وجود داشته و اصل آن یک موضوع کاملاً مثبت و ارزشمند است. منتها گاهی اوقات در اینکه حد و مرز این چند صدایی کجاست، بعضی افراد دچار مشکل میشوند و نسبت به آن مشکل ادراکی دارند. اگر این را قبول کنیم که مرز آزادی بیان، مرز اظهارنظر و مرز چندصدایی، امنیت ملی است؛ در آن صورت دیگر همه به تصمیمات مهمی که توسط مقامات عالی کشور گرفته میشود، تمکین میکنند.
اکثر قریب به اتفاق جنگها با گفتوگو خاتمه پیدا میکند
وی ادامه داد: یک جنگ هرگز نمیتواند تا ابد ادامه پیدا کند. بالاخره جنگ تمام میشود. جنگها یک زمانی تمام میشوند، اکثر قریب به اتفاق جنگها با گفتوگو خاتمه پیدا میکند. به هر حال باید یک جایی و یک نقطه پایانی برای جنگ گذاشت، مگر اینکه بگوییم قرار است یک جنگ به به نابودی کامل یک طرف منجر شود. در این جنگ، آمریکاییها و اسرائیل توان نابود کردن ملت بزرگی مانند ایران را که ندارند از آن طرف هم به هر حال این ایده هم وجود ندارد که ما آمریکا را از بین ببریم و روی کره زمین نباشد. ما روی زمین حرف میزنیم و سیاست هم روی هوا نیست، روی واقعیت است. بنابراین وقتی که مقامات عالی کشور تصمیم میگیرند که مذاکره صورت بگیرد، حتماً بر اساس یک مصلحتها و منفعتهای ملی است.
این فعال سیاسی اصولگرا گفت: حالا افرادی که تندرو هستند برخی اظهارنظرهایشان از روی دلسوزی است و من منکر این موضوع نیستم، برخی از آنها ادراک درستی ندارند بعضی اصلاً فهمی از جنگ ندارند. آنهایی هم که سابقه جنگ دارند، شاید آگاهی از مصالح و اقتضائات عمومی و کلی جامعه ندارند. به هر حال جنگ یک پشتیبانی میخواهد. پشتیبانی شامل پشتیبانی اقتصادی، پشتیبانی تسلیحاتی و پشتیبانی اجتماعی است. بنابراین ما احتمالاً بنا به بعضی از مصالح پیشنهادی ده مادهای دادهایم، آمریکاییها ابتدا گفتند که پذیرفتند اما حالا حرف و حدیثهایی را مطرح میکنند اما این آتشبس همچنان میتواند با مذاکرات به نتایج بهتری برسد. نمیشود یک کشور ۹۰ میلیونی با مساحت به این بزرگی را همواره در جنگ و حول جنگ نگه داشت باید یک نقطه پایانی برای آن ایجاد کرد. بالاخره تندروها هم بعد از مدتی سر عقل میآیند. حالا سر عقل هم نیامدند، مجبورند که با قافله همراه باشند.
مهاجری در بخش دیگری از صحبتهایش درباره صلح پایدار عزتمندانه گفت: ما در اینجا خسارتهای زیادی دیدیم و بالاخره علاوه بر رهبر انقلاب، فرماندهان عالی رتبه نظامی را از دست دادیم شخصیتی مثل آقای لاریجانی را از دست دادیم. طبیعی است وقتی که ما هزینههای بزرگ این چنینی دادیم، دنبال این باشیم که جنگ به نحوی پایان پیدا کند که خونبهای این عزیزان ما به نحوی گرفته شود. طبیعتاً اگر قرار باشد که مثل جنگ ۱۲ روزه یا مثلاً نمونه آن چیزی که الان در لبنان و بعضی از نقاط دیگر دنیا میبینیم، یک وضعیت شکننده وجود داشته باشد، به نفع هیچ کسی نیست. حتی به نظر من نه به نفع آمریکاست، نه به نفع منطقه است، نه به نفع ایران.
هنر بزرگ دیپلماتهای ما این است که در مذاکره کم نیاورند
وی ادامه داد: به همین اندازه که آمریکاییها به پذیرش آتشبس تن بدهند، معنایش این است که آنها هم قبول دارند که باید تا حد قابل توجهی به خواستههای ایران توجه کنند. بالاخره در یک مذاکره فقط دریافت نمیکنید، مذاکره تعامل است. گاهی اوقات گذشت از بعضی خواستهها است، گاهی ابرام و پافشاری بر خواستهها است. بالاخره باید یک جاهایی امتیازاتی بدهید و امتیاز میگیرید. هنر بزرگ رزمندگان ما این بود که در جنگ کم نیاورند. هنر بزرگ دیپلماتهای ما این است که در مذاکره کم نیاورند.
این فعال سیاسی درباره لزوم وحدت و انسجام ملی در شرایط کنونی تصریح کرد: جامعه منتظر بود که یک سری اتفاقات مثبتی در کشور بیفتد. حالا در این جنگ مجددا ما دیدیم که مردم با همه آن گلایههایی داشتند، الحمدلله کف خیابان بودند. انتظار آمریکاییها این بود که ظرف سه چهار روز اول مردمی را که خیال میکردند طرفدارشان هستند را به خیابان بکشانند و یک آشوب اجتماعی درست کرده و نظام را سرنگون کنند که نشد.
ما باید این وطن را برای همه وطندوستان بخواهیم
مهاجری تصریح کرد: مردم همه بیرون آمدند. افرادی که در این مدت به خیابان آمدند، همهشان طرفدار صددرصدی نیستند، بعضیها طرفدار صد درصدیاند، بعضیها ۷۰ درصد، بعضیها ۵۰ درصد برخی حتی اصلاً اعتقادی هم ندارند. اما وقتی که احساس کردند یک موجودیتی به نام ایران دارد در معرض نابودی قرار میگیرد، آمدند و پای پرچم ایستادند و زیر این پرچم سینه زدند. احتمالاً همه افرادی که در جامعه ما بودند، این را فهمیدهاند که ما باید این وطن را برای همه وطندوستان بخواهیم.
وی گفت: انسجام ملی برای همه وطندوستان واجب است. ما فقط یک خط قرمز داریم؛ با افراد وطنفروش و بیوطن هیچ سازشی نداریم. در اینصورت همه مردم با هر گرایش سیاسی و گرایش اجتماعی و با هر فرهنگ زیستی که دارند، باید خودی دیده شوند و باید در صدا و سیما و در حاکمیت و در دولت و مجلس سهم داشته باشند. این اشتباهاتی که در سالهای گذشته انجام دادیم و تریبونها دست یک جریان کوچک بود؛ خدای نکرده میتواند مجدداً به انشقاق داخلی تبدیل شود. جنگ دوازده روزه و جنگ ۴۰ روزه ما را به این نتیجه رساند که مردم پای این نظام و کشور ایستادهاند و باید سهم آنها را کامل و بدون هیچ تخفیفی اعطا کرد.