قریشی در گفتوگو با ایلنا:
نباید اهداف غیرواقعبینانهای برای جنگ تعریف کرد/ چرا آمریکا تاکنون پیروز نشده است؟!
یک استاد روابط بین الملل گفت: موفقیتهای ایران نباید باعث غرور کاذب یا رفتارهای احساسی شود. هدف ما باید دفع شرّ آمریکا، وارد آوردن ضربات قاطع به اسرائیل باشد تا فراموش نکنند، یک بازدارندگی برای ایران ایجاد شود و سایه جنگ دور بماند. نباید اهداف غیرواقعبینانهای تعریف کرد که منجر به اتحاد دشمنان مردد (مانند اروپا یا برخی کشورهای منطقه) با آمریکا و اسرائیل شود؛ باید فاصله میان آنان را افزایش داد. اگرچه سیستم تا کنون ضعفی نشان نداده، اما در برخی لایههای اجتماعی تمایلاتی دیده میشود که ممکن است برای خاتمه ندادن به جنگ در زمان مناسب، فشار وارد کنند. باید از این آسیب حذر کرد تا به سطح تصمیمگیری سیاسی نرسد. ایران از این معرکه سربلند و پیروز خارج خواهد شد.
فردین قریشی، استاد روابط بینالملل و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، در رابطه ارزیابی خود از ادامه جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز کردند و اهدافی که در حال حاضر دنبال میکنند، گفت: ایالات متحده و اسرائیل با هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی وارد این کارزار شدهاند. قصد آنان جایگزینی نظامی بود که با اهدافشان سازگاری بیشتری داشته باشد تا از طریق آن به مقاصد خود دست یابند. در تبیین علت انتخاب این بازه زمانی و اتخاذ چنین روشهایی، به نظر میرسد آنان بر دو تحلیل استوار بودهاند: نخست آنکه تصور میکردند با توجه به حوادث دیماه، مردم در انتظار آنان هستند و در صورت وقوع حمله به ایران، تودههای ناراضی به خیابانها آمده و موجبات سقوط نظام را فراهم میآورند. بر همین اساس لشکرکشی خود را آغاز کردند که در نهایت به وقوع جنگ انجامید؛ اما این تحلیل آشکارا نادرست از آب درآمد، چرا که شاهد بودیم به جای حضور معترضان، خیابانها با حضور گسترده حامیان نظام جمهوری اسلامی پر شد.
غربیها فکر می کردند با ترور می توانند پیروز شوند
وی ادامه داد: تحلیل دوم معطوف به روش ترور در سطح عالیترین مقامات نظام و فرماندهان ارشد نظامی بود. این رویکرد بر این باور استوار بود که ساختار جمهوری اسلامی ایران بر آرایشی قائمبهفرد بنا شده و با هدف قرار گرفتن رأس هرم، دچار فروپاشی خواهد شد. این باوری دیرینه در میان غربیهاست که حتی در آثار ماکیاولی نیز به آن اشاره شده است؛ با این مضمون که شکست دادن کشوری مانند ایران (به تعبیر او مملکت داریوش) دشوار است زیرا فرماندهی واحدی دارد، اما در صورت ضربه زدن به رأس سیستم، کل ساختار به دلیل ماهیت اتمیزه و فقدان انسجام در سطوح دیگر، فرو میپاشد. این تحلیل نیز به وضوح خطا بود؛ زیرا بلافاصله پس از حملات اولیه، نیروهای نظامی ایران اقدام به حمله متقابل کردند و جنگ تا کنون بدون دستیابی دشمن به نتیجهای ادامه یافته است.
احتمال تغییر استراتژی از سرنگونی به تضعیف حداکثری وجود دارد
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه اکنون به خطای محاسباتی خود پی بردهاند، عنوان کرد: به نظر میرسد اکنون آمریکا و اسرائیل به خطای محاسباتی خود پی بردهاند، اما کاملاً مأیوس نشده و تصور میکنند با تداوم فرسایشی جنگ، توان نظامی ایران تحلیل رفته و با خستگی مردم، اهدافشان محقق شود. اما بر اساس ارزیابی تحلیلگران و بنده، چنین سناریویی رخ نخواهد داد و در نهایت آنان به کلی ناامید خواهند شد. با این حال، ممکن است راهبرد خود را تغییر داده و به جای سرنگونی، به دنبال وارد آوردن ضربات شدید به زیرساختها و فروپاشی اقتصاد ایران باشند تا در صورت عقبنشینی، نظامی ضعیف و بیخطر بر جای بماند.
ایران میتواند غیر مستقیم اقتصاد جهانی را با بحرانی جدی مواجه کند
قریشی افزود: مانع اصلی این سناریو، قدرت بازدارندگی و تلافیجویانه ایران است که میتواند ضربات متقابلی به زیرساختهای اقتصادی منطقه وارد کرده و اقتصاد جهانی را با بحران مواجه کند. دشمن از این پیامد بیمناک است، مگر آنکه احساس کند ایران توان تلافی ندارد؛ لذا ایران باید در این زمینه مصمم بوده و قدرت پاسخگویی خود را حفظ کند.
ترامپ تصور میکند مدیرعامل یک شرکت است
این کارشناس سیاست خارجی درباره مخالفتهایی که در سطح جهانی و حتی در داخل آمریکا در خصوص جنگ با ایران وجود دارد، اظهار کرد: تصمیم به حمله به ایران از سوی آمریکا، بیش از آنکه تصمیمی بروکراتیک، دموکراتیک یا ایدئولوژیک باشد، تصمیمی باندی و شخصی به نظر میرسد. ترامپ و اطرافیانش با کشور همانند یک شرکت خصوصی و با خود همچون مدیرعامل و هیئتمدیره برخورد میکنند. آنان ریسک میکنند و در صورت عدم موفقیت، عقبنشینی میکنند؛ چرا که غرور ملی یا آرمانهای لیبرال برایشان اولویت ندارد. با توجه به فضای سیاسی آمریکا و نفوذ پوپولیستی آنان، حزب جمهوریخواه توان ایستادگی در برابر ترامپ را ندارد و از او حمایت میکند. چنانکه در کنگره نیز تمایلی به محدود کردن اختیارات جنگی وی نشان ندادند و حزب دموکرات هم در حال حاضر فاقد اکثریت لازم برای ایجاد موانع بروکراتیک است.
طرفداران ترامپ میخواهند با ابزارهای نامشروع به هدف برسند
قریشی با تاکید بر این نکته که تیم ترامپ به نوعی «پادشاهی تکنوکراتیک» (Technocratic Monarchy) باور دارند که در آن خواست مردم و مصلحت عمومی به معنای کلاسیک مطرح نیست، توضیح داد: طرفداران ترامپ تصور میکنند اداره کشور مشابه اداره یک شرکت است؛ اما از آنجا که مناسبات کشور با شرکت متفاوت است، دیر یا زود به اشتباه خود پی خواهند برد. این گروه با منطق و استدلال قانع نمیشوند، بلکه به دنبال منافع نامشروع خود هستند. تنها راه مأیوس کردن آنان، ضربه زدن به همین منافع است. این افراد به شکلی عریان مادیگرا بوده و اصول اخلاقی یا اهداف متعالی برایشان فاقد اهمیت است. اگر احساس کنند از ابزارهای نامشروع به هدف میرسند، درنگ نخواهند کرد؛ اما اگر با قدرتی مواجه شوند که منافعشان را به خطر اندازد، متقاعد به عقبنشینی خواهند شد.
دلیل عدم همراهی اروپاییها با ترامپ؟!
این کارشناس سیاست خارجی در خصوص موضع اروپا نسبت به این جنگ تشریح کرد: اروپاییها با رویکردی حسابگرانهتر و عقلانیتر عمل میکنند؛ دستکم در شرایط کنونی، به دلیل آنکه پیشبینی میکنند ترامپ پیروز این میدان نخواهد بود، از همراهی با وی امتناع میکنند. برداشت آنها این است که تصمیمات ترامپ بهشدت غیرعقلانی و فاقد منطق است، لذا همراهی با او مخاطرات بسیاری بههمراه داشته و سود قابلاطمینانی برایشان متصور نیست. چنانچه آنها اطمینان حاصل میکردند که ترامپ به پیروزی دست مییابد، بیتردید در کنار او صفآرایی میکردند؛ اما در حال حاضر بر این باورند که با رویه اتخاذ شده از سوی ترامپ، هزینههای تحمیلی بر او و متحدانش، بیش از منافع احتمالی خواهد بود. بر همین اساس، آنها از همراهی با وی خودداری میکنند، مگر آنکه در ادامه مسیر، نشانههایی از موفقیت مشاهده کنند که در آن صورت رویکردشان تغییر خواهد کرد؛ که انشاءالله چنین امری محقق نخواهد شد.
موضعگیری کشورهای منطقه و ائتلافهای احتمالی
قریشی در رابطه با ارزیابی خود از وضعیت کشورهای منطقه و واکنشهای آتی آنان گفت: کشورهای منطقه در شرایط ناخواسته و نامطلوبی قرار گرفتهاند. اولویت اصلی آنان توسعه اقتصادی و انباشت سرمایه است و شرایط فعلی را به ضرر خود میبینند؛ اما به دلیل ناتوانی در اعمال فشار بر ترامپ، نقش مؤثری ایفا نمیکنند. این کشورها در ائتلاف علیه ایران مشارکت نخواهند کرد، زیرا میدانند در آن صورت تمامیت آنها تحت ضربات نظامی ایران قرار میگیرد (چرا که تمرکز فعلی ایران بر پایگاههای آمریکا در این کشورهاست). مگر آنکه مانند اروپاییها احساس کنند شکست ایران قطعی است که شواهد چنین چیزی را نشان نمیدهد. محتملترین نقش آنان در آینده، در صورت مایوس شدن ترامپ و نتانیاهو از جنگ، میانجیگری برای خروج آبرومندانه آمریکا از جنگ و درخواست آتشبس خواهد بود تا ترامپ به بهانه درخواست آنان، درگیری را متوقف کند. در آن صورت میدانند که ترامپ میپذیرد و البته این نباید منجر به غرور بیجا شود و ایران باید با هوشیاری کامل تمامی تحولات منطقه را رصد کند.
ارزیابی عملکرد داخلی و نقاط قوت و ضعف
قریشی درباره عملکرد ایران تا این لحظه از جنگ عنوان کرد: عملکرد ایران بسیار مطلوب بوده و نشاندهنده آمادگی نسبی و کارآمدی سیستم در برابر ضربات وارده است. واکنشهای نظامی، از جمله در حوزههای موشکی، هدف قرار دادن رادارهای دشمن و دور کردن ناو هواپیمابر آبراهام لینکن، در کنار روحیه و شهامت نظامیان، بسیار غرورآفرین بوده است. در سطح اجتماعی هم حضور به موقع مردم برای حفظ ثبات سیاسی و حمایت از نظام، مانع از بروز هرگونه تزلزل شد. در سطح اجرایی و دولتی هم عملکردها عالی ارزیابی میشود؛ تأمین سوخت و کالاهای اساسی، تخلیه پیشاپیش مراکز نظامی، ارائه خدمات روانشناختی برای کاهش استرس و مدیریت اسکان و امداد، همگی نشان از موفقیت سیستم دارد. این نقاط قوت باید حفظ و تقویت شوند.
وی در خصوص نقاط ضعف، یادآور شد: عدم فراهمسازی شرایط ایمنی کامل برای برخی فرماندهان ارشد در حملات اولیه یک اشکال بود که باید برای ترمیم و عدم تکرار آن تدبیری اندیشید. درباره رهبری این موضوع را نمیگویم، چرا که گفته میشود ایشان شخصاً تمایلی به اقامت در پناهگاه نداشتهاند و شاید با آگاهی از تأثیر شهادتشان بر حمایت از نظام و انسجام اجتماعی، نگرانی در این باره نداشتند؛ من فکر میکنم نگرانی نداشتند.
نباید اهداف غیرواقعبینانهای تعریف کرد
این استاد روابط بینالملل خاطرنشان کرد: موفقیتهای ایران نباید باعث غرور کاذب یا رفتارهای احساسی شود. هدف ما باید دفع شرّ آمریکا و وارد آوردن ضربات قاطع به اسرائیل باشد تا فراموش نکنند، یک بازدارندگی برای ایران ایجاد شود و سایه جنگ دور بماند. نباید اهداف غیرواقعبینانهای تعریف کرد که منجر به اتحاد دشمنان شود (مانند اروپا یا برخی کشورهای منطقه) با آمریکا و اسرائیل شود؛ باید فاصله میان آنان را افزایش داد. اگرچه سیستم تا کنون ضعفی نشان نداده، اما در برخی لایههای اجتماعی تمایلاتی دیده میشود که ممکن است برای خاتمه ندادن به جنگ در زمان مناسب، فشار وارد کنند. باید از این آسیب حذر کرد تا به سطح تصمیمگیری سیاسی نرسد. انشاءالله ایران از این معرکه سربلند و پیروز خارج خواهد شد.