صداوسیما چه کرد که مردم به سمت رسانه های بیگانه و فضای مجازی رفتند؟
اگر هر تصمیم برای تنشزدایی، هر توافق، هر مذاکره یا هر اصلاح اقتصادی، به جای آنکه براساس منافع ملی نقد و ارزیابی شود، به میدان تسویهحسابهای جناحی تبدیل شود، نتیجه از پیش روشن است.
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: عدهای هر انعطافی را «خیانت» مینامند و عدهای دیگر هر مقاومتی را «شکست» و در این میان، آنچه بیش از همه آسیب میبیند، اعتماد عمومی است.
جامعه امروز بیش از هر چیز به توضیح نیاز دارد. مردم حق دارند بدانند کشور با چه محدودیتهایی روبهروست، هزینه هر تصمیم چیست و چرا یک گزینه بر گزینههای دیگر ترجیح داده میشود. این نیاز را نمیتوان با بیانیه یا شعارهای هیجانی پاسخ داد. لازمه آن، گشوده شدن فضای گفتوگوی کارشناسی و امکان طرح دیدگاههای متفاوت در چارچوب منافع ملی است.
تجربه نشان داده است که وقتی فقط یک روایت رسمی مجال طرح پیدا میکند، روایتهای رقیب، مرجعیت خود را در بیرون از رسانه داخلی پیدا میکنند.مسئله دقیقاً همینجاست. رسانه ملی به جای آنکه میدان گفتوگو و محل عرضه روایتهای مختلف باشد، در سالهای اخیر عمدتاً به تریبون یک روایت یکسویه هیجانی دور از واقعیت تبدیل شده است. در چنین وضعی، هدف اقناع افکار عمومی جای خود را به تکرار پیام داده و نتیجه روشن است. بخشی از جامعه برای فهم واقعیت به رسانههای معاند رجوع میکند و مرجعیت رسانه ملی بیش از پیش تضعیف میشود
اگر قرار است اعتماد شکلگرفته در روزهای جنگ حفظ شود، این رویکرد باید تغییر کند. اعتماد زمانی شکل میگیردکه مخاطب احساسکند صدایش شنیده میشود، پرسشهایش پاسخ میگیرد و امکان مقایسه روایتهای مختلف را دارد.
جنگ یک واقعیت دیگر را هم آشکار کرده است. برخلاف تصویری که در صدا و سیما بازنمایی شده، بخش بزرگی از جامعه نه طرفدار تداوم تنش است و نه به فشار خارجی برای حل مسائل کشور امید بسته است.
مطالبه غالب مردم،حفظ امنیت، کاهش هزینههای کشور و حل مسائل از مسیر عقلانیت و گفتوگوست.تجربه سه دهه گذشته یک هشدار روشن دارد که ایران بیش از آنکه از کمبود فرصت آسیب دیده باشد، از فرصتسوزی آسیب دیده است. امروز هم مهمتر از مسئله پایان یافتن جنگ، کیفیت اداره صلح است. مهمترین سرمایهای که در روزهای جنگ شکل گرفت، احساس مسئولیت مشترک ایرانیان در دفاع از کشور بود. حفظ این سرمایه، مستلزم تغییر در شیوه حکمرانی و ترجیح منافع ملی بر رقابتهای جناحی است.
اگر پساجنگ به فرصتی برای اصلاح حکمرانی تبدیل شود، هزینهای که مردم در روزهای جنگ پرداختند، به سرمایهای برای آینده کشور تبدیل خواهد شد. اما اگر این فرصت نیز در رقابتهای جناحی و افراطگرایی مستهلک شود، چند سال بعد، بار دیگر با حسرت از فرصت از دسترفتهای سخن خواهیم گفت که میتوانست مسیر دیگری پیش روی ایران بگشاید.