چرا نوجوان شما به «قوانین خانه» میخندد؟
«این چه قانون مسخرهای است که اتاق من باید اینطور مرتب شود؟» این جملهای است که شاید به شکلهای مختلف از نوجوان شنیده باشید. این گزارش دو ترفند عملی به والدین ارائه میکند تا بتوانند نظم و آرامش را به خانه برگردانند.
«برای اینکه بتوانیم نوجوان خود را به سمت انضباط هدایت کنیم، ابتدا باید علتهای بیانضباطی او را بشناسیم. اگر این علتها را نشناسیم، طبیعی است که دچار سردرگمی شویم و چهبسا رفتاری که انجام میدهیم یا مسیری که انتخاب میکنیم، مسیر درستی نباشد.»
عاطفه عباسی، دانشجوی دکتری روانشناسی، مشاور و درمانگر در صوتی که در کانال شخصیاش منتشر کرده، به والدین امروزی کمک میکند تا با نوجوانشان بهتر تعامل کنند.
قبول کنید فرزند شما قد کشیده!
یکی از علتهای مهم بیانضباطی در نوجوانان، تغییرات شناختی و هویتی است. بر اساس نظریههای پیاژه و اریکسون، نوجوان به مرحلهای از رشد میرسد که توانایی تفکر انتزاعی در او شکل میگیرد. در این مرحله، نوجوان شروع به تحلیلکردن و زیرسؤالبردن قوانین میکند. از اینجا به بعد، دیگر مانند گذشته نیست که بخواهدبدون چونوچرا از والدین اطاعت کند و صرفاً فردی مطیع باشد.
منطق نوجوانی، فرق دارد
در واقع، دوره نوجوانی دورهای است که فرد از حالت اطاعت محض فاصله میگیرد. اگر شما این نکته را بدانید که نوجوانتان به دلیل رسیدن به تفکر انتزاعی، بسیاری از قوانین را زیر سؤال میبرد، بهتر میتوانید رفتار او را درک کنید. حتی ممکن است قوانین مدرسه، قوانین خانه یا چارچوبهایی که شما برای او در نظر گرفتهاید، از دید او غیرمنطقی به نظر برسند.
برای مثال، ممکن است نوع چیدمان اتاق، محل قرارگرفتن وسایل، یا حتی شیوهای که شما برای نظمدادن به محیط او انتخاب کردهاید، از نظر نوجوان منطقی نباشد. بهطورکلی، نوجوان در این دوره بسیاری از قوانین را غیرمنطقی میبیند و آنها را به چالش میکشد.
شنیدن این جملات طبیعی است!
پیش از آنکه واکنش منفی نشان دهید و با خود بگویید «چرا اینقدر بیانضباط است؟» یا «چرا اینطور رفتار میکند؟»، بهتر است از خود بپرسید علت این رفتار چیست.
در بسیاری از موارد، پاسخ همان تغییرات شناختی و هویتی است؛ تغییراتی که پیاژه و اریکسون در نظریههای خود بهخوبی آن را توضیح دادهاند. اگر شما این موضوع را بدانید، هنگام برخورد با واکنشهایی مانند تمسخر یا مخالفت نوجوان، آرامش بیشتری خواهید داشت و حالت تدافعی شما کمتر میشود.
حتی ممکن است نوجوان بگوید: «این چه قانون مسخرهای است که جورابها باید اینطور در اتاق چیده شوند؟» یا «این چه قانون مسخرهای است که اتاق من باید اینگونه مرتب شود؟»
چرا به جای حرف زدن، حرص میخورید؟
در چنین شرایطی، مهمترین راهکار در زمینه این تغییرات شناختی و هویتی، گفتوگوی منطقی است. یعنی بهجای تحمیل صرف، با نوجوان وارد گفتوگو شویم. برای مثال، اگر نوجوان میگوید: «این چه قانون بیمنطقی است که باید اجرا کنم؟»
یا اگر در موضوع نظم خواب، دیر خوابیدن را طبیعی و قانون خواب را بیمنطق میداند، میتوانیم با او صحبت کنیم و بگوییم: «خواب کافی میتواند عملکرد مغز را بهبود ببخشد. موافقی درباره اثرات خواب کافی بر سلامتی با هم صحبت کنیم؟» بهاینترتیب، بهجای اجبار، با استدلال منطقی و گفتوگوی آرام، زمینه پذیرش را در او ایجاد میکنیم.
قانونهای مشترک نجاتتان میدهد
دومین راهکار عملی برای این نوع از بیانضباطی، تعیین چارچوبهای قابل مذاکره است. اگر میخواهیم برای نظم و برنامهریزی نوجوان چارچوبی تعیین کنیم، این چارچوب باید قابل گفتوگو و انعطافپذیر باشد. به این معنا که نوجوان نیز در شکلگیری آن نقش داشته باشد.
برای مثال، اگر قرار است درباره نظم اتاق او تصمیمگیری شود، نباید والدین یکطرفه شروع به وضع قوانین کنند و پشت سر هم دستور بدهند. بهتر است از نوجوان بپرسیم:«به نظر تو چطور میتوانیم این اتاق را مرتب کنیم؟»یا«فکر میکنی چه روشی برای نظم دادن به وسایل بهتر است؟»
مذاکره روی قانون همیشه کارساز است
بنابراین، قوانینی که تعیین میکنیم باید قابل مذاکره، قابل اجرا و همراه با انعطاف باشند.نکته مهم دیگر، احترام به هویت فردی نوجوان است. نوجوان در این سن به هویت مستقل نیاز دارد و ما باید به این هویت احترام بگذاریم. ممکن است او نخواهد وسیلهای در جای خاصی قرار بگیرد یا ترجیح متفاوتی در چیدمان و نظم محیط خود داشته باشد. این موضوع به شخصیت و هویت فردی او بازمیگردد و لازم است ما در برخورد با او، این مسئله را در نظر داشته باشیم.