خبرگزاری کار ایران

روایتی از وضعیت خانه آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای

روایتی از وضعیت خانه آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای

«ماجده محمدی»، از دوستان شهید «زهرا حدادعادل»، عروس رهبر شهید و همسر آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، نوشت: خانم حداد ما را بعد از چنان دیداری و با ضربان قلبی که انفجاری داشت می‌کوبید رها نکرد.

«ماجده محمدی»، از دوستان شهید «زهرا حدادعادل»، عروس رهبر شهید و همسر آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، نوشت: خانم حداد ما را بعد از چنان دیداری و با ضربان قلبی که انفجاری داشت می‌کوبید رها نکرد. برد خانه خودشان و برخلاف همیشه که شام روضه بیت را آخر مراسم روی پایمان می‌گذاشتند این بار در منزل حاج آقا مجتبی سفره شام پهن شد و درِ ظرف‌های قیمه‌ باز شد.

من روی ابرها بودم از نشستن در آن خانه. توی قلبم محبت بود که جرق جرق گداخته می‌شد. شاید خیلی‌ها پاشدند خانه را گشتند. من اما نشستم همانجا توی راهروی ورودی. جلوی در آشپزخانه و سرویس. تا سفره‌ها را آرام آرام پهن کنیم و غذای تبرکی بخوریم.

چیزی که یادم است موکت‌ها و پشتی‌های دورتا دور است. آشپزخانه نقلی دم در و اگر اشتباه نکنم دو تا اتاق کوچک در انتها. کلش شاید مثلا ۸۰ متر می‌شد. تازه فهمیدم که چرا وقتی همان سالِ اول روضه، عروسْ‌آقا در آن خانه ۵۶ متریِ طرشت مهمانم شد و روی زمین دم ورودی آشپزخانه نشست و به دیوار تکیه داد، اصلاً معذب نبودم و احساس راحتی می‌کردم.

موقع خروج فهمیدم بعضی خواهر برادرهای آقا مجتبی هم توی طبقات دیگر همین خانه نقلی ساکن هستند... احتمالاً همان خانه‌ای که روز ۹ اسفند پیکر ساکنانش را تنگ در آغوش فشرد.

پی‌نوشت: کاش هنوز آنجا بودند و من هیچ کدام از این خاطره‌ها را هیچ‌جا تعریف نمی‌کردم‌ مبادا خطری تهدیدشان کند...

 

منبع فرهیختگان
انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز