خبرگزاری کار ایران

مقایسه فیش حقوق معلمان در ایران و ترکیه

مقایسه فیش حقوق معلمان در ایران و ترکیه

۲۷۴ میلیون تومان در برابر ۱۷ میلیون تومان؛ حقوق معلمان ترکیه ۱۶ برابر بیشتر از حقوق معلمان ایران است. این همان نقطه‌ای است که می‌توان در آن ریشه‌های کیفیت آموزشی در ایران را آسیب‌شناسی کرد.

بحران در نظام آموزشی از جایی آغاز می‌شود که معلم با دغدغه معیشت و جیب خالی وارد کلاس درس می‌شود؛ از چشم‌انداز شغلی فردی که با عشق معلمی را برگزیده اما آینده‌ای روشن در آن نمی‌بیند. در چنین شرایطی، نظام آموزشی با کمبود نیرو مواجه شده و برای جبران آن، بازگشت ۱۰ هزار معلم بازنشسته و حق‌التدریسی به مدارس را مطالبه می‌کند.

این تحولات در حالی مطرح می‌شود که انگیزه و عملکرد معلم ارتباطی مستقیم با کیفیت آموزش دارد و هم‌زمان نشانه‌هایی از مهاجرت معلمان به دیگر کشورها، زنگ خطر تشدید بحران کمبود معلم را به صدا درآورده.

مقایسه فیش حقوق معلمان در ایران و ترکیه

فیش حقوق معلمان ترکیه‌ای

مقایسه فیش حقوق معلمان در ایران و ترکیه

فیش حقوق معلمان ایرانی

 

وقتی معلم‌ها میزان حقوق ترکیه‌ای‌ها را فهمیدند/ حقوق ما توهین آمیزه!

اعتراض به سطح دریافتی معلمان هر از گاهی به صدر اخبار بازمی‌گردد، اما روند افزایش حقوق همچنان کند و مطالبات این صنف بی‌پاسخ مانده است. در حالی که بسیاری از معلمان از وضعیت دریافتی همکاران خود در دیگر کشورها آگاهی نسبی دارند، اعلام رقم حقوق معلمان در کشور همسایه واکنش‌های قابل توجهی برانگیخت.

 مریم، یکی از معلمان، پس از شنیدن رقم حدود ۲۷۴ میلیون تومان برای حقوق معلمان ترکیه می‌گوید: «من حتی به ۵۰ میلیون تومان هم راضی بودم، اما ۱۰ میلیون؟ واقعا توهین‌آمیز است.»

آقای حسنی، دبیر ریاضی دبیرستان و ۴۰ ساله، نیز با اشاره به تجربه شخصی خود می‌گوید: «مدتی پیش خبر اعتراض معلمان آمریکا منتشر شد؛ نه به سطح حقوق که بسیار بالاست، بلکه به فاصله آن با سایر مشاغل هم‌سطح از نظر تحصیلات.» او با اشاره به شرایط اقتصادی‌اش می‌افزاید: «با درآمد فعلی هنوز نتوانسته‌ام ازدواج کنم. تدریس خصوصی بخشی از هزینه‌هایم را تأمین کرد و پس از سال‌ها توانستم یک خودروی کوییک تهیه کنم.» او با احساسی از سرافکندگی گفت با این سن و سال هنوز در خانه پدر و مادرش زندگی می‌کند و همچنان نتوانسته عصای دستشان باشد.

خانم محبی، معلم پایه اول دبستان، نیز به شکاف میان مسئولیت شغلی و سطح دریافتی اشاره می‌کند: «آموزش کلاس اول بسیار دشوار است. من به این کار علاقه دارم، اما حجم مسئولیت با میزان حقوق همخوانی ندارد. تصور رایج درباره سادگی این پایه آموزشی با واقعیت فاصله دارد و نادیده گرفتن آن می‌تواند به تشدید بحران آموزشی و کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود.»

نسبت حقوق معلمان ایران با ترکیه اسفناک است

خانم سنجری، دبیر تاریخ که در بالاترین رتبه معلمی قرار داشته و ۲۷ سال سابقه کار دارد در گفت‌وگو با فرارو می‌گوید: «این خیلی اسفناک است؛ آموزش که بنیان یک جامعه را شکل می‌دهد باید بیشترین بودجه در دولت‌ها برایش در نظر گرفته شود. این بودجه شامل تربیت و پرورش معلمان با مهارت‌های آموزشی است که بتوانند نسل بهتری را پرورش دهند و هم شامل در نظر گرفتن رفاه مالی برای این گروه است تا بدون دغدغه به کارشان بپردازند.»

او با اشاره به نتیجه کم بودن حقوق می‌گوید: «متاسفانه دو سوی ماجرا مورد توجه دولت‌ها نبوده؛ نتیجه شده آموزش‌های سطحی از یک طرف و از طرفی معلمانی که برای گذران زندگی‌شان باید دنبال راه‌های مختلف برای پول درآوردن باشند.»

درآمد فروش شوید خشک بیشتر از معلم‌هاست

این دبیر تاریخ اشاره می‌کند: «خیلی وحشتناک است وقتی در مدارس می‌بینید همکار از کارهای دستی خودش یا محصولاتی که در خانه تولید می‌کند، از ترشی و مربا گرفته تا غیره، برای فروش بین همکاران به مدرسه می‌آورد. همه این‌ها بیانگر این است که درآمد معلمی نمی‌تواند آرامش برای آن معلم به همراه داشته باشد. شرمم می‌آید بگویم ولی این یک واقعیت تلخ است؛ یک بار از یکی از همکاران نعناع و شوید خشک خریداری کردم، می‌گفت درآمد این کار برایم بیشتر از معلمی است. شاید گفته شود جایگاه معلمی متفاوت است، ولی معلمی که آرامش مالی نداشته باشد نمی‌تواند رسالتش را به درستی انجام دهد و نتیجه‌اش را در جامعه می‌بینیم.»

تدریس ۵۰ ساعته هم گره مشکل را باز نمی‌کند

خانم سنجری با اشاره به شغل دوم یکی دیگر از همکارانش می‌گوید: «یک همکار دیگر که دکترای ریاضی دارد می‌گوید من ۵۰ ساعت در هفته تدریس دارم، در صورتی که تدریس نرمال ۲۴ ساعت است. آیا همکاری که ۵۰ ساعت تدریس می‌کند تا بتواند قسط‌هایش را پرداخت کند و ته کیفیت زندگی‌اش این شده که خانه ۶۰ متری با ماهی ۳۰ یا ۴۰ میلیون قسط بخرد و ماشینی داشته باشد که هر ماه کلی خرج روی دستش می‌گذارد، می‌تواند با خیالی آسوده سر کلاس باشد؟ قطعا نه.»

مقایسه تجربه تدریس در مالزی و ایران 

او در مورد تجربه‌اش به هنگام تدریس در مالزی می‌گوید: «من که خودم تجربه تدریس در مالزی را داشتم، با حقوق حق‌التدریس نه اینکه نیروی رسمی باشم، این تفاوت برایم آشکار است.  در این کشور برای چهار روز کار در هفته حدود دو هزار و هشتصدو پنجاه رینگیت دریافت می‌کردم؛ به عنوان معلم ساعتی نه ثابت. با این حقوق یک نفر به راحتی می‌توانست زندگی کند؛ پانصد رینگیت اجاره خانه و باقی هزینه‌های دیگر.»

حقوق دریافتی معلمان کف و شرکت نفتی‌ها سقف است

برای بررسی ابعاد این مساله فرارو به سراغ محمدرضا نیک‌نژادی، دبیر نمونه و کارشناس آموزش رفت. او در تشریح وضعیت معلمان در گف‌وگو با فرارو می‌گوید: «میانگین دریافتی معلمان ما ۱۷ میلیون تومان است؛ افرادی هستند که ۱۰ میلیون دریافتی خالص دارند و برخی نیز تا ۲۵ تا ۳۰ میلیون دریافت می‌کنند. در دو دهه گذشته افزایش حقوق سالانه حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد بوده، در حالی که رشد تورم برای تمام لایه‌های اجتماعی به‌صورت رسمی بین ۴۰ تا ۶۰ درصد اعلام شده است.»

به گفته او: «یعنی هر سال زندگی کارمندان دولت و معلمان با کمترین میزان دریافتی دشوارتر می‌شود. کف و سقف دریافتی کارمندان دولت نیز نشان می‌دهد کف دریافتی برای معلمان حدود ۱۵ میلیون و سقف دریافتی در شرکت نفت حدود ۵۵ میلیون تومان است؛ بنابراین معلمان در میان کارمندان دولت کمترین دریافتی را دارند. با این شرایط و افزایش قیمت‌ها ـ که برای کل جامعه زندگی را دشوار کرده ـ فشار اقتصادی بر معلمان به‌مراتب بیشتر است.»

معلم گرفتار نمی‌تواند حداکثر توان خود را برای تدریس بگذارد

از جمله پیامدهای این وضعیت از دید این کارشناس آموزش آن است که: «اگرچه این فشار برای همه اقشار وجود دارد و نمی‌توان معلمان را از سایر لایه‌های جامعه جدا کرد، اما معلمان با دریافتی خود با مشکلات بیشتری روبه‌رو هستند. به همین دلیل از دو دهه گذشته به‌تدریج به شغل دوم و سوم روی آورده‌اند. عموما معلمان مرد با این شغل نمی‌توانند زندگی خود را اداره کنند، مگر آنکه مجرد باشند. حتی یک جوان ۱۸ سال به بالا نیز با ۱۷ تا ۱۸ میلیون تومان تنها می‌تواند هزینه‌های شخصی خود را تامین کند. معلمانی که خانواده چهار نفره دارند، حتی با دریافتی ۲۰ میلیون تومان نیز به‌راحتی قادر به اداره زندگی نیستند.»

پیامد دیگر از دید او این است که: «معلم به‌طور مستقیم با دانش‌آموز سر و کار دارد و دانش‌آموز طبق قوانین جهانی و حتی قانون اساسی باید تا ۱۸ سالگی از آموزش رایگان برخوردار باشد. آن بخش از آموزش رایگان که به دولت بازمی‌گردد، از آن شانه خالی کرده و بخش کلیدی آن به وضعیت معلم مربوط می‌شود. معلمی که گرفتار مشکلات اقتصادی است نمی‌تواند حداکثر توان خود را در کلاس بگذارد؛ زیرا هنگام ورود به کلاس، ذهن او درگیر مسائل متعدد اقتصادی است و آموزش تنها یکی از دغدغه‌های او محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، وقتی دانش‌آموزان نیز با افت آموزشی و مسائل اخلاقی روبه‌رو هستند، انرژی کافی برای رسیدگی موثر به آن‌ها باقی نمی‌ماند.»

اقتصاد ترکیه بی‌شباهت به ایران نیست اما حقوق معلم چندین برابر است

نیک نژاد با روایت خاطرات گذشته می‌گوید: «معلمانی بودند که اگر دانش‌آموز بااستعداد یا پرتلاشی را شناسایی می‌کردند، برای او کتاب تهیه می‌کردند و از او حمایت می‌کردند. اگر دانش‌آموزی دچار مشکل می‌شد، معلم پیگیر وضعیت او می‌شد تا ریشه مشکل را بیابد و از بروز آسیب جلوگیری کند. در حال حاضر بخش مهمی از افت آموزشی و کاهش کیفیت آموزش به گرفتاری اقتصادی معلمان بازمی‌گردد؛ موضوعی که تفاوت با کشورهایی مانند ترکیه را نیز توضیح می‌دهد، در حالی که این کشور از نظر جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی شباهت‌های قابل توجهی با ایران دارد.»

مهاجرت معلمان آغاز شده

این وضعیت از دید او: «به‌طور قطع می‌تواند زمینه تصمیم معلمان برای مهاجرت را فراهم کند. همان‌گونه که در سایر مشاغل نیز مشاهده می‌شود، بسیاری گزینه رفتن را انتخاب می‌کنند. در موارد متعددی دیده شده که معلمان ایرانی در خارج از کشور مشغول فعالیت هستند. در نشست‌های مختلف، معلمان فارسی‌زبان و ایرانی‌تبار در کشورهایی مانند کانادا، عمان، ژاپن و کشورهای اروپایی حضور داشته‌اند و از شرایط آموزشی مطلوب خود سخن گفته‌اند. بنابراین اگر معلمی امکان مهاجرت داشته باشد، همانند سایر اقشار جامعه احتمالا این مسیر را انتخاب خواهد کرد.»

۱۳۰ هزار معلم کم داریم نه ۳۰ هزار

این دبیر نمونه می‌گوید: «در حال حاضر نه ۳۰ هزار معلم بلکه حدود ۱۳۰ هزار معلم کمبود وجود دارد. رقمی که از آن به عنوان ۳۰ هزار نفر یاد می‌شود، در واقع برآوردی است پس از تمام تلاش‌هایی مانند نگه‌داشتن معلمان بازنشسته، افزایش ساعات کاری معلمان شاغل، درگیر کردن آنان در تمام هفته یا جذب معلمان بازخریدشده و روش‌های مشابه. این یعنی با هیچ‌یک از این راهکارها کمبود به‌طور واقعی جبران نشده و اکنون بخش بزرگی از معلمان بازنشسته که شغل دیگری ندارند، دوباره جذب آموزش‌وپرورش می‌شوند و مشغول کار هستند؛ وضعیتی که نوعی فشار مضاعف بر آنان محسوب می‌شود.»

معلمان بازنشسته مجبور به بازگشت به مدرسه هستند

از دید او: «معلم بازنشسته که در سن استراحت قرار دارد نباید کنار گذاشته شود، اما حضور او می‌تواند به‌صورت محدود، مثلا یک یا دو روز در هفته، برای انتقال تجربه باشد. با این حال بسیاری از آنان ناچار و مجبورند به‌صورت مستمر کار را ادامه دهند و عملا بازنشستگی برایشان تحقق پیدا نمی‌کند. برخی معلمان نیز بر اساس قوانین استخدامی سال‌های گذشته در سنین ۴۵ تا ۵۰ سالگی بازنشسته می‌شوند و از نظر سنی امکان ادامه فعالیت برای سال‌های طولانی را دارند.»

معلم ۸۰ ساله پیامک دعوت به کار دریافت کرده

در حال حاضر معلمانی که ۲۴ تا ۳۰ ساعت تدریس می‌کنند به گفته نیک نژاد: «حدود ۱۰ میلیون تومان به حقوقشان افزوده می‌شود. این وضعیت دو ایراد اساسی دارد؛ حتی معلم ۸۰ ساله نیز پیامک دعوت به کار دریافت می‌کند، در حالی که در این سن نیاز به استراحت دارد. هرچند تجربه او ارزشمند است، اما نیاز به آرامش و بازنشستگی نیز واقعیتی انکارناپذیر است.»

شکاف نسلی بین دانش آموز و معلم بازنشسته زیاد است

از سوی دیگر شکاف نسلی مسئله‌ای جدی است: این کارشناس آموزش در مورد آن می‌گوید: «معلمی که ۷۰ سال سن دارد دست‌کم حدود ۵۰ سال با دانش‌آموزان فاصله نسلی دارد و درک زیست‌جهان نسل زد برای او دشوار است. در نتیجه هم فشار جسمی و روحی بر معلم افزایش می‌یابد و هم فرآیند آموزش برای دانش‌آموز آسیب می‌بیند. حتی معلمان جوان نیز گاهی این شکاف نسلی را احساس می‌کنند؛ زیرا دانش‌آموزان امروز به واسطه فضای دیجیتال خود را صاحب دانش می‌دانند.»

مشکلات اقتصادی معلمان بازنشسته را به آموزش بازمی‌گرداند نه اشتیاق

در صدر دلایلی که معلمان بازنشسته را به مدارس باز می‌گرداند به گفته نیک نژاد: «مشکلات اقتصادی است. بسیاری از معلمان در سن بازنشستگی تمایل جدی به ترک کار دارند، اما شرایط معیشتی، محدودیت‌های حرفه‌ای در کلاس، افت کیفیت آموزشی، بی‌توجهی بخشی از دانش‌آموزان و خانواده‌ها به آموزش و عوامل مشابه آنان را ناچار به بازگشت می‌کند. این بازگشت اغلب از سر اجبار است و اشتیاق درونی به تدریس در بسیاری موارد کاهش یافته و پیامد آن در کیفیت آموزش دانش‌آموزان نمایان می‌شود.»

در بسیاری از کشورها از دید او: «بازنشستگان به این شکل به مدارس بازنمی‌گردند. معمولا افراد پس از ۶۰ سالگی بازنشسته می‌شوند و با اتکا به سازوکارهای رفاه اجتماعی در وضعیت استراحت قرار می‌گیرند. در کشورهایی مانند ژاپن، اگرچه سن بازنشستگی رسمی و غیررسمی متفاوت است، معلمان پیش از بازنشستگی مسیر حرفه‌ای مشخصی را طی می‌کنند و معمولا در سنین بالاتر به مدیریت می‌رسند. در این کشورها از تجربه بازنشستگان بیشتر به‌صورت داوطلبانه استفاده می‌شود تا به روند آموزش کمک کنند، نه به‌عنوان نیروی کاری دائمی.»

 

منبع فرارو
انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز