خبرگزاری کار ایران

تحلیل بازار بورس؛ مقایسه تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

تحلیل بازار بورس؛ مقایسه تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

تحلیل بازار بورس بدون شناخت روش‌های تحلیلی، بیشتر شبیه حدس‌زدن است تا تصمیم‌گیری. تحلیل بنیادی به ما می‌گوید یک سهم «چه ارزشی دارد» و تحلیل تکنیکال نشان می‌دهد «چه زمانی معامله کنیم». تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی نه در تضاد، بلکه در کارکرد متفاوت آن‌هاست.

تحلیل بازار بورس، نقطه تلاقی داده، منطق و رفتار انسان است. هر سرمایه‌گذاری، چه تازه‌وارد و چه حرفه‌ای، در نهایت با این پرسش روبه‌رو می‌شود که بر چه اساسی تصمیم بگیرم؟ پاسخ‌های رایج معمولا به دو رویکرد اصلی ختم می‌شوند: تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال. در این مطلب، تلاش می‌کنیم ابتدا هر دو روش را دقیق توضیح دهیم، سپس تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی را روشن کنیم و در نهایت نشان دهیم چگونه می‌توان از ترکیب آن‌ها برای تصمیم‌گیری منطقی‌تر در بازار بورس استفاده کرد.

مسئله اصلی در تحلیل بازار بورس چیست؟

بازار بورس با عدم‌قطعیت گره خورده است. قیمت‌ها تحت تاثیر متغیرهای اقتصادی، سیاسی، مالی و حتی روان‌شناختی نوسان می‌کنند. مسئله اصلی سرمایه‌گذار این است که: آیا قیمت فعلی یک سهم منصفانه است؟ آیا این قیمت در آینده رشد می‌کند یا کاهش می‌یابد؟ چه زمانی برای خرید یا فروش مناسب‌تر است؟

تحلیل بازار بورس تلاش می‌کند با استفاده از داده‌های موجود، به این پرسش‌ها پاسخ دهد اما مسیر پاسخ‌گویی، بسته به نوع نگاه تحلیل‌گر، متفاوت است.

تحلیل بنیادی چیست و چه چیزی را بررسی می‌کند؟

تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis) به دنبال پاسخ به این سؤال است: ارزش ذاتی یک سهم چقدر است؟

در این رویکرد، تحلیل‌گر سعی می‌کند وضعیت واقعی یک شرکت و محیطی که در آن فعالیت می‌کند را بررسی کند. مهم‌ترین مؤلفه‌های تحلیل بنیادی را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد.

1. بررسی صورت‌های مالی مانند صورت سود و زیان، ترازنامه و صورت جریان وجوه نقدکه نشان می‌دهند شرکت چگونه درآمد ایجاد می‌کند، چقدر سودآور است و ساختار بدهی و دارایی آن چگونه است.

2. تحلیل صنعت و جایگاه شرکت و بررسی عواملی مانند اندازه بازار، رقابت‌پذیری، موانع ورود و سیاست‌های کلان اقتصادی.

3. متغیرهای کلان اقتصادی مانند نرخ بهره، تورم، سیاست‌های پولی و مالی دولت، نرخ ارز و رشد اقتصادی، همگی بر سودآوری شرکت‌ها اثرگذارند.

در نهایت، تحلیل بنیادی به یک برآورد ارزش ذاتی می‌رسد. اگر قیمت بازار کمتر از این ارزش باشد، سهم ارزشمند تلقی می‌شود و اگر بالاتر باشد، گران ارزیابی می‌شود.

تحلیل تکنیکال چیست و چه فرض‌هایی دارد؟

اگر بخواهیم خیلی خلاصه بگوییم که تحلیل تکنیکال چیست، پاسخ این خواهد بود: روشی است که به جای تمرکز بر خود شرکت، رفتار قیمت و حجم معاملات را بررسی می‌کند.

تحلیل تکنیکال سه فرض اصلی دارد:

  •  همه‌چیز در قیمت منعکس شده است؛ یعنی تمام اطلاعات بنیادی، اخبار و انتظارات، در قیمت سهم لحاظ شده‌اند.
  •  قیمت‌ها الگو دارند؛ یعنی رفتار قیمت در طول زمان الگوهایی ایجاد می‌کند که قابل شناسایی هستند.
  • تاریخ تکرار می‌شود؛ یعنی رفتار معامله‌گران در شرایط مشابه، واکنش‌های مشابهی ایجاد می‌کند.

ابزارهای رایج تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال معمولا به سیگنال ورود و خروج پاسخ می‌دهد؛ یعنی زمان مناسب خرید یا فروش را مشخص می‌کند، نه لزوما ارزش ذاتی دارایی را. از جمله ابزارهای تحلیل تکنیکال می‌توان به این موارد اشاره کرد: نمودارهای قیمتی (Line, Bar, Candlestick)، اندیکاتورها (میانگین متحرک، RSI، MACD و …)، سطوح حمایت و مقاومت و الگوهای کلاسیک و شمعی.

تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی؛ مقایسه‌ای کاربردی

برای درک بهتر، تفاوت این دو رویکرد را از چند زاویه بررسی می‌کنیم:

نوع داده‌های مورد استفاده در این دو روش متفاوت است. تحلیل بنیادی از داده‌های مالی، اقتصادی و گزارش‌های رسمی استفاده می‌کند و تحلیل تکنیکال بر قیمت، حجم و داده‌های معاملاتی تمرکز دارد. 

افق زمانی در تحلیل بنیادی میان‌مدت تا بلندمدت در نظر گرفته می‌شود و در تحلیل تکنیکال، کوتاه‌مدت تا میان‌مدت.

هدف اصلی تحلیل بنیادی پیدا کردن سهم ارزنده است و تحلیل تکنیکال به دنبال یافتن زمان مناسب معامله می‌رود.

میزان وابستگی به اخبار در این دو روش متفاوت است. تحلیل بنیادی به تغییرات سیاسی و اقتصادی حساس است اما تحلیل تکنیکال معتقد است واکنش به اثر خبر در نمودار قیمت قابل مشاهده است.

سوال اصلی تحلیل بنیادی این است که «چه چیزی بخرم؟» و تحلیل تکنیکال به این می‌پردازد که «چه زمانی بخرم یا بفروشم؟»

آیا باید یک روش تحلیلی را انتخاب کنیم؟

یکی از سوء برداشت‌های رایج این است که سرمایه‌گذار باید یا تحلیل بنیادی بلد باشد یا تحلیل تکنیکال. در عمل، بسیاری از فعالان حرفه‌ای بازار از ترکیب هر دو روش استفاده می‌کنند اما رویکرد ترکیبی چگونه عمل می‌کند؟

ابتدا با تحلیل بنیادی، شرکت‌های مناسب و دارای چشم‌انداز خوب شناسایی می‌شوند. سپس با تحلیل تکنیکال، بهترین نقاط ورود و خروج روی همان سهم‌ها مشخص می‌شود. این ترکیب کمک می‌کند تصمیم‌ها هم از نظر منطقی (ارزش) و هم از نظر اجرایی (زمان) بهینه‌تر باشند.

کدام روش تحلیلی برای من مناسب‌تر است؟

پاسخ این سوال، به ویژگی‌ها و تمایلات شخص شما بستگی دارد. اگر قصد سرمایه‌گذاری بلندمدت دارید، معمولا تحلیل بنیادی نقش پررنگ‌تری در تصمیم‌گیری‌هایتان دارد.

اگر خودتان را یک معامله‌گر کوتاه‌مدت می‌دانید، تحلیل تکنیکال ابزار اصلی تصمیم‌گیری شما است.

اگر یک سرمایه‌گذاران نیمه‌حرفه‌ای هستید، ترکیب دو رویکرد می‌تواند ریسک تصمیم‌هایتان را کاهش دهد.

صرف‌نظر از اینکه کدام روش تحلیلی را انتخاب می‌کنید، دسترسی به داده‌های معتبر، ابزارهای تحلیلی مناسب و محیط معاملاتی پایدار اهمیت زیادی دارد. پلتفرم‌هایی که گزارش‌های مالی، نمودارهای دقیق و ابزارهای تحلیلی را یک‌جا ارائه می‌دهند، فرآیند تحلیل بازار بورس را برای سرمایه‌گذار ساده‌تر می‌کنند. در این مسیر، نهادهایی مانند آگاه تلاش کرده‌اند با توسعه زیرساخت‌های تحلیلی و آموزشی، امکان استفاده هم‌زمان از تحلیل بنیادی و تکنیکال را برای کاربران فراهم کنند.

جمع‌بندی

تحلیل بازار بورس بدون شناخت روش‌های تحلیلی، بیشتر شبیه حدس‌زدن است تا تصمیم‌گیری. تحلیل بنیادی به ما می‌گوید یک سهم «چه ارزشی دارد» و تحلیل تکنیکال نشان می‌دهد «چه زمانی معامله کنیم». تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی نه در تضاد، بلکه در کارکرد متفاوت آن‌هاست. ترکیب هوشمندانه این دو می‌تواند دید جامع‌تری از بازار ایجاد کند و کیفیت تصمیم‌های سرمایه‌گذاری را افزایش دهد.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز