فارن پالیسی گزارش داد:
چه کسی جانشین شی جینپینگ میشود؟
موج تازه جابهجایی کادرهای مدیریتی در استانهای مهم و نهادهای مرکزی چین نشان میدهد پکن به جای رونمایی زودهنگام از یک جانشین مشخص برای سمت ریاست جمهوری که به شکلگیری کانون قدرت موازی منجر شود، تغییر نسل هدفمندی را کلید زده است تا از دل مدیران متولد دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، گزینهای وفادار، آزمودهشده و متعهد به حفظ میراث سیاسی رئیسجمهور کنونی تربیت کند.
به گزارش ایلنا به نقل از فارن پالیسی، از زمانی که «شی جینپینگ»، رئیسجمهور چین، هنجارهای حاکم بر ساختار سیاسی چین را کنار گذاشت و نشان داد خود را به محدودیت دو دورهای ریاستجمهوری و دبیرکلی حزب کمونیست مقید نمیداند، نگاه ناظران با حساسیت ویژهای به جانشین احتمالی وی دوخته شد.
هرچند او در این سالها شماری از رقبای بالقوه برای جانشینی را از صحنه قدرت کنار زده است، اما مسئله بالا رفتن سن وی اجتنابناپذیر است و حتی در صورت تداوم حکمرانیاش، انتخاب چهرهای مورد اعتماد میتواند مسیر انتقال تدریجی قدرت را هموارتر کند.
هنوز گزینهای قطعی و مورد توافق برای جانشینی در پکن دیده نمیشود و بعید است دستکم تا اواخر سال آینده و برگزاری بیستویکمین کنگره ملی حزب کمونیست چنین چهرهای علنی شود.
با این حال، جابهجاییهای گسترده و شتابان مقامات استانی در آستانه پنجمین نشست سراسری کمیته مرکزی، سرنخهای مهمی از این چیدمان سیاسی به دست میدهد.
در چهارم سپتامبر، «ژو ژونگمینگ»، متولد ۱۹۷۲، از معاونت دبیر حزبی شانگهای به سرپرستی شهرداری این شهر ارتقا یافت و هدایت مدیریت شهری بزرگترین کلانشهر اقتصادی چین را به دست گرفت؛ این انتصاب در ابتدا از نگاه بسیاری از تحلیلگران نشانهای از برنامهریزی هدفمند پکن برای آمادهسازی وی به عنوان جانشین آینده تلقی شد.اما واقعیت پیچیدهتر از این ارزیابیهاست، زیرا تغییرات استانی بلافاصله شتاب گرفت.
در ۲۳ سپتامبر، دبیران حزبی جدید استانهای «آنهوئی»، «هنان» و «فوجیان» معرفی شدند؛ «لی لچنگ» و «ژو زویی»، هر دو متولد ۱۹۶۵، به ترتیب رهبری حزب در آنهوئی و هنان را بر عهده گرفتند.
همزمان، «ژائو لونگ»، متولد ۱۹۶۷، از استانداری فوجیان به سمت دبیری حزب همین استان ارتقا پیدا کرد؛ جایگاهی که در ساختار قدرت چین همواره وزن و نفوذ بالاتری نسبت به استاندار دارد.
این تحولات در ۲۴ اکتبر و تنها دو روز پیش از آغاز نشست پنجم شتاب بیشتری یافت.
«وانگ ژیجون»، متولد ۱۹۶۵، به دبیری حزب در استان هونان رسید و «مو گائوئی»، متولد ۱۹۶۴، هدایت حزب در «یوننان» را در دست گرفت.
همزمان، مناصب استانداری به چهرههای جوانتر سپرده شد؛ به گونهای که «گوئو نینگنینگ»، متولد ۱۹۷۰، در فوجیان، ژوگه یوجیه، متولد ۱۹۷۱، در چینگهای و شیه ویجیانگ، متولد ۱۹۷۳، در هونان به این جایگاهها منصوب شدند.
این چیدمان، تغییر نسلی آشکاری را در هرم مدیریتی چین نشان میدهد. در حال حاضر، کرسیهای دبیرکلی حزب در استانها بیش از پیش به متولدین سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۹ واگذار میشود و در مقابل، پستهای استانداری در اختیار مدیران متولد دهه ۱۹۷۰ قرار میگیرد.
انتصابهای مدیریتی اخیر در چین از شتاب گرفتن تغییر نسل در ساختار قدرت این کشور حکایت دارد. بر اساس این چیدمان، پستهای کلیدی دبیری حزب کمونیست در استانها به متولدین سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۹ واگذار میشود و در مقابل، مدیریت اجرایی و کرسیهای استانداری در اختیار چهرههای متولد دهه ۱۹۷۰ قرار میگیرد.
در این چارچوب، «وانگ ژیجون» و «مو گائوئی»، هر دو متولد دهه ۶۰، به دبیری حزب در استانهای «هونان» و «یوننان» منصوب شدند، در حالی که استانداری مناطقی مانند فوجیان، چینگهای و هونان به مدیرانی سپرده شد که متولد اوایل دهه ۷۰ میلادی هستند.
این روند جابهجایی نسلی در ردههای وزارتی و دولت مرکزی نیز با سرعت دنبال میشود. در حال حاضر، سکانداری نهادهای کلیدی مانند وزارت مدیریت بحران، سازمان نظارت بر داراییهای دولتی و اتحادیه جوانان کمونیست به مدیران متولد سال ۱۹۷۰ واگذار شده است که همگی نسل تازه کادرهای ارشد پکن را تشکیل میدهند.
تا چند سال پیش، متولدین دهه ۱۹۷۰ کادرهای جوان نامیده میشدند، اما اکنون به طور دستهجمعی به کانون تصمیمگیریهای ارشد راه پیدا کردهاند. با اینکه حلقه گزینههای احتمالی آرامآرام در حال شکلگیری است، اما پرسش بنیادین این است که شی جینپینگ چه شخصیتی را برای میراثداری قدرت در نظر دارد.
معیارهای عمومی شی برای مدیران همواره مشخص بوده است. اولویت با وفاداری سیاسی و پاکدستی و تعهد به مسئولیت است و در کنار آن مهارت حرفهای، توان حل مسئله و قدرت مهار بحرانهای سنگین سنجیده میشود.
با این حال، انتخاب فردی برای دبیرکلی حزب متغیرهایی دارد که برای هیچ انتصاب دیگری در سطح عالی به کار نمیرود.
بررسی گزینههای جانشینی شی معمولا گرفتار دو دیدگاه افراطی است؛ گروهی تصور میکنند که وی فقط به وفاداری اهمیت میدهد و گروهی دیگر تنها بر توانایی فنی و کارنامه پربار مدیریتی تکیه میکنند.
هرچند هر دو عامل اهمیت دارند، اما برای رهبری که بیش از یک دهه بر چین حکومت کرده و نام، نظریه و خطمشی خود را با یک عصر سیاسی پیوند زده است، مهمترین اصل، تضمین بقا و صیانت از میراث سیاسی خواهد بود.
فرد جانشین باید به طور کامل قابل اعتماد باشد، اما این اعتماد صرفا به معنای نزدیکی شخصی به شی نیست؛شی باید مطمئن شود که این فرد پس از تکیه زدن بر کرسی قدرت، میراث گذشته را انکار نخواهد کرد.
وی نمیتواند شبیه «نیکیتا خروشچف»، دبیر اول کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، باشد که در دوران حیات استالین تملق او را میگفت و پس از مرگش علیه او تاخت.
همچنین نباید وضعیتی مانند «دنگ شیائوپینگ»، رهبر نخبگان نسل دوم جمهوری خلق چین، پس از «مائو تسهتونگ»، بنیانگذار جمهوری خلق چین، تکرار شود که جایگاه تشریفاتی سلف خود را محترم شمرد اما شالوده فکری و چارچوبهای سیاسی او را دگرگون ساخت.
دومین معیار، پیشبینیپذیر بودن رفتار سیاسی است؛ مقامی که امروز کاملا مطیع شی جینپینگ است، پس از تکیه زدن بر جایگاه دبیرکلی ممکن است رفتار دیگری در پیش بگیرد. قدرت مطلق، کنش سیاسی افراد را تغییر میدهد و شخص شی این قاعده را بهتر از هر کس میداند.
وی در دورانی که به عنوان جانشین تثبیت میشد رفتاری آرام و منعطف با دیگران داشت، اما به محض تثبیت قدرت، با سرعتی بالا نظمی متمرکز بر محوریت خود بنا کرد.
همین تجربه باعث نوعی سردرگمی در انتخاب میشود؛ جانشینی که اراده و توانایی بالایی داشته باشد، در گذر زمان صاحب نگاه و پایگاه قدرت اختصاصی خواهد شد و بعید است به نماینده مطیع یک رهبر بازنشسته بدل شود. از این رو شی خواهان هر دو ویژگی در کنار یکدیگر است؛ رهبری با اقتدار لازم برای مهار ساختار بوروکراتیک که همزمان در مدار پیشبینیپذیر سیاسی باقی بماند.
معیار سوم، شایستگی واقعی در حکمرانی است. رهبر چین در دهه ۲۰۳۰ تنها متولی رشد تولید ناخالص داخلی نیست، بلکه باید با مسائل پیچیده اقتصادی و اجتماعی، رقابت فناورانه و ژئوپلیتیک طولانیمدت با آمریکا، خطرات امنیتی احتمالی در پرونده تایوان و ساختار دولتی متشکل از ۱۰۰ میلیون عضو حزب، تشکیلات دیوانی گسترده، منافع پیچیده محلی و یک اقتصاد عظیم دولتی دستوپنجه نرم کند.فردی وفادار اما ناتوان در عمل توان حفظ میراث سیاسی شی را نخواهد داشت.
در نقطه مقابل، چهرهای بیش از حد قدرتمند و مستقل نیز ممکن است به تدریج از حیطه نفوذ شی فاصله بگیرد و دوره سیاسی مختص خود را تعریف کند.بنابراین مسیر پیش روی جانشین بسیار لغزنده و باریک است.
پیمودن چنین مسیری به تجربه واقعی در گلوگاههای خطیر بستگی دارد. اگر شی فرصت کافی برای ارزیابی داشته باشد، گزینههای مستعد را در آزمونهای دشوار قرار خواهد داد. بر همین مبنا اداره مراکزی چون پکن، شانگهای، «گوانگدونگ»، «جیانگسو» و «چجیانگ» اهمیت تعیینکنندهای دارد؛ زیرا برخی از این استانها قطبهای پرقدرت اقتصادی هستند و برخی دیگر جایگاه استراتژیک سیاسی دارند.
مدیریت این مناطق آزمونی جدی به ویژه در زمانهای بحرانی است، چرا که مدیریت امور روزمره هرگز وزن عملکرد یک مدیر در جریان رکود اقتصادی، رویدادهای غیرمترقبه، اعتراضات اجتماعی یا چالش با قدرتهای خارجی را ندارد.
عامل مهم دیگری که دامنه این گزینهها را مشخص میکند، زمان کنارهگیری شی از راس قدرت است؛ ارزیابیهای چندین ساله نشان میدهد که وی احتمالا دو دوره دیگر، یعنی تا حدود سالهای ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۷، در قدرت خواهد ماند.اگر این فرض درست باشد، دلیلی برای تعیین زودهنگام یک نام مشخص وجود ندارد. معرفی زودهنگام جانشین منفعتی نخواهد داشت و تنها یک قطب قدرت موازی ایجاد میکند که توجه ساختار حزبی را پیش از موعد به خود جلب خواهد کرد و نفوذی خارج از عرف تشکیلات به او خواهد داد؛ شرایطی که برای شی با نگاه سفتوسختش به رهبری متمرکز به هیچ عنوان قابل قبول نیست.
به این ترتیب، شی در برهه کنونی ترجیح میدهد به جای معرفی یک فرد، لیستی از نامزدهای احتمالی تشکیل دهد. با نگاهی واقعبینانه، مدیران متولد سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۵ مهمترین گروه برای رصد به شمار میروند.
اگر انتقال قدرت حوالی سال ۲۰۳۷ رخ دهد، این چهرهها بین ۶۵ تا ۷۰ سال سن خواهند داشت که با وجود مسنتر بودن نسبت به سن آغاز رهبری شی یا «هو جینتائو»، بازهای منطقی برای ورود به رهبری ارشد محسوب میشود.
این ترکیب سنی برای شخص شی نیز مزیت دارد، چرا که یک رهبر مسنتر تمایل کمتری برای فاصله گرفتن از مسیر گذشته خواهد داشت.
به نظر میرسد مرکز ثقل سنی کمیته مرکزی در کنگره بیستویکم به وضوح به نفع متولدین ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۴ تغییر کند. به استثنای شی و جمع محدودی از رهبران ردهبالا، متولدین دهه ۱۹۵۰ عملا از ترکیب کمیته مرکزی خارج خواهند شد و در مقابل، متولدین اواخر دهه ۱۹۶۰ بدنه اصلی اعضا را شکل خواهند داد و سهم متولدین دهه ۱۹۷۰ افزایش چشمگیری پیدا خواهد کرد.
اگر مدیرانی چون «ژائو لونگ»، «یین یونگ»، شهردار پکن و «ژائو گانگ»، استاندار شانشی که متولدین ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۹ هستند حضور پررنگتری پیدا کنند، موقعیت آنان در حلقه نامزدهای درجهیک برای دهه ۲۰۳۰ تثبیت میشود.
در صورتی که چهرههای متولد دهه ۱۹۷۰ مانند ژو، لو، «لیو جیه» یا «لیو شیائوتائو» در همان کنگره بیستویکم به دفتر سیاسی راه یابند، این پیام انتقال نسلی قویتر مخابره خواهد شد.
با این همه، کنگره بیستویکم نام جانشین قطعی شی را برملا نخواهد کرد، بلکه تنها چهرههایی را نشان خواهد داد که به دور پایانی این رقابت سخت رسیدهاند.