پشت لبخند ترامپ به ائتلاف مکه چیست؟ آمریکا بهدنبال مهار ایران با اهرم منطقهای
از مهار قدرت ایران تا حفاظت از مسیرهای انرژی و گسترش فروش تسلیحات آمریکایی؛ دلایل متعددی برای استقبال واشنگتن از ائتلاف سهجانبه عربستان، ترکیه و پاکستان مطرح شده است، اما آینده این پیمان به موضع آن در برابر ایران و اسرائیل بستگی دارد.
به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقهای «رای الیوم» نوشت: استقبال و خرسندی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا از تشکیل ائتلاف دفاعی سهجانبه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه چندان غافلگیرکننده نیست. ترامپ این ائتلاف را «گامی بزرگ، جسورانه و مهم» توصیف کرده و به نظر میرسد از اهداف آن اطمینان دارد.
نخستین دلیل این استقبال، نقش این ائتلاف در مهار قدرت منطقهای ایران است؛ کشوری که، طی ماههای گذشته توانسته در برابر جنگ علیه خود مقاومت کند و آمریکا و متحدانش را از دستیابی به اهدافشان بازدارد.
دوم، این ائتلاف در شرایط کنونی تهدید مستقیمی علیه اسرائیل محسوب نمیشود. اسرائیل نیز در اهداف اعلامشده آن بهعنوان دشمن معرفی نشده است.
سوم، هر سه کشور عضو ائتلاف از متحدان منطقهای آمریکا هستند و روابط نظامی راهبردی با چین یا روسیه ندارند. از سوی دیگر، این سه کشور از نظر جغرافیایی ایران را از سه جهت دربر میگیرند؛ عربستان از غرب، پاکستان از شرق و ترکیه از شمال.
از نگاه واشنگتن، این ائتلاف میتواند بخشی از بار امنیتی آمریکا در خاورمیانه را کاهش دهد، امنیت مسیرهای انرژی و تجارت را تقویت کند و از زیرساختهای نفتی کشورهای خلیج فارس محافظت کند. در کنار این موارد، گسترش بازار فروش تسلیحات آمریکایی به سه کشور عضو نیز برای واشنگتن اهمیت دارد.
با این حال، هنوز برای قضاوت درباره موفقیت این ائتلاف زود است. سه کشور تلاش دارند ساختاری شبیه یک پیمان منطقهای و تا حدی همسو با ناتو ایجاد کنند؛ بهگونهای که حمله به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی شود و سایر اعضا را به واکنش وادارد.
اما از نگاه عطوان، نکته مهمتر این است که تشکیل این ائتلاف را باید نتیجه شکست آمریکا در تحقق اهدافش علیه ایران دانست؛ اهدافی که شامل تغییر نظام، محدود کردن توان هستهای و موشکی ایران و قطع حمایت تهران از گروههای همسو در منطقه بوده است.
غزه و ایران؛ دو آزمون بزرگ
اکنون فلسطین و مسجدالاقصی میتوانند نخستین آزمون جدی ائتلاف جدید باشند و ایران نیز آزمون دوم آن.
پرسش این است که آیا عربستان، ترکیه و پاکستان در برابر حملات اسرائیل و کشتار در غزه و کرانه باختری صرفا نظارهگر خواهند ماند یا این ائتلاف به یک اقدام عملی منجر خواهد شد؟
آزمون دیگر، نحوه برخورد این سه کشور با ایران است. آیا آنها به جای تقابل فرقهای، مسیر گفتوگو و آشتی میان کشورهای مسلمان را در پیش خواهند گرفت و آمریکا و اسرائیل را بهعنوان عوامل بیثباتکننده منطقه در نظر خواهند گرفت؟
اظهارات اخیر رجب طیب اردوغان، درباره اینکه «غزه از امروز دیگر تنها نخواهد ماند»، روزنهای از امید ایجاد کرده است. اکنون باید دید این موضع به اقدام عملی برای توقف جنگ اسرائیل در غزه و کرانه باختری تبدیل خواهد شد یا خیر.
تجربه دو سال گذشته چندان امیدوارکننده نیست، اما عملکرد این ائتلاف در برابر تحولات فلسطین و ایران، آزمونی تعیینکننده برای میزان استقلال و کارآمدی آن خواهد بود.