یادداشتی از شعیب بهمن:
پیام حمله اوکراین به کشتی ایران در دریای کاسپین
غرب در تلاش است میان جنگ ایران و جنگ اوکراین پیوندی راهبردی ایجاد کند تا از این طریق، زمینه ائتلافسازی گستردهتر را فراهم کند.
شعیب بهمن، کارشناس مسائل روسیه طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح دلایل حملات اوکراین به دریای خزر پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد:
اقدام اوکراین در هدف قرار دادن یک کشتی ایرانی در دریای کاسپین، از جنبههای مختلف قابل بحث و بررسی است. از یک منظر، میتوان این اقدام را یک سیگنال راهبردی به روسیه تلقی کرد؛ به این معنا که اوکراین و حامیان این کشور در ناتو تمایل دارند دامنه جنگ با روسیه را گسترش دهند. در ماههای اخیر، اوکراینیها گامهای مهمی در این مسیر برداشتهاند و موفق شدهاند برخی از تأسیسات زیربنایی روسیه، بهویژه تأسیسات نفتی و پالایشگاههای این کشور را هدف قرار دهند. این روند، عملاً جنگ را به عمق خاک روسیه کشانده است.
در چنین شرایطی، هدف قرار دادن این کشتی در دریای کاسپین نیز این پیام را به همراه دارد که اوکراین و ناتو درصدد ارسال هشداری جدیتر به روسیه هستند؛ مبنی بر اینکه جنگ میتواند فراتر از سرزمین اوکراین و دریای سیاه گسترش یابد و ناامنی به سایر حوزههای پیرامونی روسیه، از جمله دریای کاسپین که تاکنون از مناطق کمتنش و کمحاشیه برای مسکو محسوب میشده، سرایت کند. از این رو، به نظر میرسد روسیه ناگزیر خواهد بود برای جلوگیری از گسترش بیشتر جنگ به عمق سرزمینی و آبهای پیرامونی خود، تدابیر امنیتی و نظامی جدیدی اتخاذ کرده و پاسخ متناسبی به این اقدام اوکراین و حامیان غربی آن بدهد.
جنبه دوم این موضوع را میتوان در ارتباط با ایران و جنگ جاری میان ایران و آمریکا مورد بررسی قرار داد. همزمان با درگیریها در خلیج فارس و اعمال فشارهای اقتصادی و محاصرهای علیه ایران، ایالات متحده در تلاش است مسیرهای ارتباطی ایران در سایر جبههها، بهویژه مسیرهای شمالی، را نیز با چالش مواجه کند. برخی تحرکات نظامی آمریکا، از جمله هدف قرار دادن بخشهایی از خطوط راهآهن ایران که بخشی از کریدور شمال ـ جنوب محسوب میشوند، حمله به مناطقی مانند زیباکنار و بندر انزلی که از مهمترین پایانههای دریایی ایران به شمار میروند، و همچنین هدف قرار دادن کشتی ایرانی در دریای کاسپین، همگی این برداشت را تقویت میکنند که آمریکا علاوه بر فشار در جبهه جنوبی، به دنبال فراهم کردن زمینه توسعه درگیری به مناطق شمالی ایران نیز هست؛ یا دستکم در صورت وقوع یک جنگ گستردهتر، قصد دارد مسیرهای ارتباطی و لجستیکی ایران در شمال را نیز مختل کند.
بر این اساس، اقدام اوکراین بهعنوان نیروی نیابتی آمریکا، از اهمیت ویژهای برخوردار است و از منظر این تحلیل، ورود اوکراین به این عرصه نباید از سوی ایران بدون پاسخ باقی بماند. از آنجا که این تعرض علیه یک کشتی ایرانی صورت گرفته است، انتظار میرود ایران نیز واکنش متناسب و مقتضی خود را نسبت به اوکراین و سایر عوامل دخیل در این رویداد نشان دهد.
در سطحی کلانتر، آنچه بیش از هر چیز قابل توجه است، آشکارتر شدن روند شکلگیری بلوکبندیهای نظامی و امنیتی در نظام بینالملل و پیوند خوردن بحرانها، مناقشات و جنگهای مختلف به یکدیگر است. اقدام اخیر اوکراین در دریای کاسپین، که در این تحلیل بهعنوان اقدامی نیابتی از سوی آمریکا و ناتو ارزیابی میشود، نشان میدهد که غرب در تلاش است میان جنگ ایران و جنگ اوکراین پیوندی راهبردی ایجاد کند تا از این طریق، زمینه ائتلافسازی گستردهتر را فراهم کرده و حتی کشورهای اروپایی را نیز بیش از گذشته در تقابل با ایران درگیر سازد.
در مقابل، ایران و روسیه نیز علاوه بر آنکه هر یک باید بهطور مقتضی به این اقدام پاسخ دهند، لازم است در تعاملات کلان و راهبردی خود این واقعیت را مدنظر قرار دهند که غرب در پی پیوند زدن این دو جنگ و مرتبط ساختن میدانهای مختلف بحران و منازعه با یکدیگر است. از این رو، توجه به این تحول و لحاظ کردن آن در محاسبات و ملاحظات راهبردی دو کشور، میتواند در تعیین نحوه مواجهه با تحولات آینده از اهمیت قابل توجهی برخوردار باشد.