چرا لبنان بیش از همه نگران رویارویی جدید ایران و آمریکا است؟
در حالی که ایران و آمریکا وارد دور تازهای از تقابل شدهاند، لبنان بیش از بسیاری از کشورهای منطقه نگران پیامدهای این تنش است؛ زیرا سرنوشت توافقهای سیاسی، وضعیت امنیتی جنوب و حتی آینده دولت، به روند این رویارویی گره خورده است.
به گزارش ایلنا، ازسرگیری تقابل نظامی میان ایران و آمریکا، اگرچه برای بسیاری از تحلیلگران دور از انتظار نبود، اما زمان وقوع آن قابل پیشبینی نبود. طولانی شدن مذاکرات، بنبست در روند گفتوگوها، تلاش مستمر رژیم صهیونیستی برای جلوگیری از هرگونه توافق میان تهران و واشنگتن و همچنین اصرار ایران بر حفظ اهرمهای نفوذ منطقهای، بهویژه در لبنان، از جمله عواملی بود که احتمال بازگشت تنشها را تقویت میکرد.
اکنون مهمترین پرسش این است که این تقابل تا چه اندازه گسترش خواهد یافت. اگر دامنه درگیریها از سطح کنونی فراتر رود، پیامدهای آن تنها به ایران و آمریکا محدود نخواهد ماند و سراسر منطقه را در بر خواهد گرفت؛ نشانههای اولیه این روند نیز با حمله به برخی پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس نمایان شده است. اما اگر تنشها همچنان در همین سطح مهار شود، میتوان امیدوار بود بحران از کنترل خارج نشود و به سایر پروندههای منطقهای سرایت نکند.
در این میان، لبنان بار دیگر خود را در کانون تحولات میبیند. این کشور در ماههای اخیر تلاش کرده بود مسیر مذاکرات خود با آمریکا را از پرونده ایران جدا نگه دارد و در همین چارچوب به «توافق چارچوب» دست یافت؛ توافقی که هرچند با انتقادهای فراوانی در داخل لبنان روبهرو شد، اما دولت و حامیان آن همچنان بر حفظ و اجرای آن تاکید دارند.
با این حال، سرنوشت این توافق اکنون بیش از هر زمان دیگری به تحولات میدانی منطقه گره خورده است. اگر درگیری میان ایران و آمریکا ابعاد گستردهتری پیدا کند و حزبالله بار دیگر در حمایت از تهران وارد میدان شود، این توافق عملا با خطر فروپاشی مواجه خواهد شد و تلاشهای دیپلماتیک دولت لبنان نیز با چالشی جدی روبهرو میشود.
البته حتی پس از امضای این توافق نیز لبنان روی آرامش را ندید. درگیریها در جنوب این کشور ادامه یافت و رژیم صهیونیستی نیز در عمل به بسیاری از تعهدات خود پایبند نبود. با این حال، دستکم بحران در محدوده جغرافیایی مشخصی باقی مانده بود و به یک رویارویی فراگیر منطقهای تبدیل نشده بود. اکنون اما این نگرانی وجود دارد که هرگونه تشدید تقابل میان تهران و واشنگتن، لبنان را بار دیگر به یکی از مهمترین میدانهای رویارویی تبدیل کند.
بخش قابل توجهی از تحلیلگران معتقدند تقابل کنونی به یک جنگ فراگیر منجر نخواهد شد و دو طرف بیش از آنکه به دنبال گسترش درگیری باشند، در پی افزایش قدرت چانهزنی و تقویت موقعیت خود در مذاکرات احتمالی آینده هستند. اگر این برآورد درست باشد، لبنان همچنان فرصت خواهد داشت مسیر مستقل مذاکرات خود را حفظ کند؛ هرچند موفقیت این مسیر تنها به اراده دولت لبنان وابسته نیست.
واقعیت این است که از یک سو اسرائیل همچنان با هرگونه توافق پایدار مخالفت میکند و از سوی دیگر، ایران نیز حاضر نیست بهسادگی از نفوذ و جایگاه خود در لبنان و دیگر پروندههای منطقهای صرفنظر کند. همین دو عامل، آینده ابتکارهای دیپلماتیک بیروت را با ابهام روبهرو کرده است.
در چنین شرایطی، سفر پیشروی ژوزف عون، رئیسجمهور لبنان، به واشنگتن اهمیت مضاعفی پیدا میکند. انتظار میرود او تلاش کند حمایت آمریکا از روند مذاکرات را حفظ کرده و زمینه تداوم گفتوگوها را فراهم کند؛ هرچند منابع نزدیک به کاخ ریاستجمهوری لبنان تأکید کردهاند که برنامهای برای دیدار وی با بنیامین نتانیاهو وجود ندارد.
با وجود همه این تحولات، هنوز نمیتوان با قاطعیت از شکست کامل روند تفاهم میان ایران و آمریکا سخن گفت. همانقدر که خوشبینی افراطی نسبت به آینده مذاکرات واقعبینانه نیست، اعلام پایان مسیر دیپلماسی نیز شتابزده به نظر میرسد. اکنون نگاهها به نشستهای پیشروی رم دوخته شده است؛ نشستهایی که قرار است روند اجرای توافقات واشنگتن را بررسی کرده و درباره طرح ایجاد «مناطق نمونه» در جنوب لبنان تصمیمگیری شود؛ طرحی که حامیانش آن را گامی برای کاهش تنش میدانند، اما منتقدان معتقدند چیزی بیش از راهکاری موقت برای خریدن زمان نخواهد بود.
زیبا اکبرزاده