خبرگزاری کار ایران

جنگ نفوذ در منطقه؛ ایران و آمریکا در مرحله سنجش متقابل

جنگ نفوذ در منطقه؛ ایران و آمریکا در مرحله سنجش متقابل

در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا در حوزه‌های دریایی و راهبردی تشدید شده، دو طرف وارد مرحله‌ای حساس از «سنجش متقابل خطوط قرمز» شده‌اند؛ مرحله‌ای که در آن هر طرف به‌دنبال ارزیابی میزان تاب‌آوری و واکنش طرف مقابل پیش از تعیین مسیر آینده است.

به گزارش ایلنا، پایگاه خبری النشره در تحلیلی نوشت: در شرایطی که منطقه وارد مرحله‌ای پیچیده و مبهم در چارچوب درگیری مستقیم و غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده آمریکا شده است، به نظر می‌رسد دو طرف در حال آزمودن امکان رسیدن به نوعی تفاهم از طریق میانجی‌گری پاکستان یا در مقابل، حرکت به سمت تشدید تنش‌ها هستند.

آنچه امروز در دریاها، مسیرهای تجاری و پرونده‌های مربوط به کشتیرانی و آزادی رفت‌وآمد جریان دارد، بخشی از یک روند گسترده‌تر سیاسی–امنیتی است؛ روندی که در آن هر طرف تلاش می‌کند حدود جدید نفوذ خود را در منطقه ترسیم کند و مشخص سازد چه کسی حق مدیریت امنیت دریایی، تعیین قواعد عبور و کنترل مسیرهای راهبردی را دارد.

زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا از اجرای طرح به اصطلاح «عملیات آزادسازی و تضمین عبور کشتی‌ها» خبر داد، به نظر می‌رسید هدف، باز کردن مسیر تنگه هرمز و خارج کردن این اهرم از دست ایران باشد. اما زمان‌بندی این اقدام، نوع پیام‌ها و هم‌زمانی آن با اظهارات ایران درباره لزوم هماهنگی کشتی‌ها برای عبور، نشان می‌دهد مسئله بسیار فراتر از صرفا حفاظت از ناوبری است.

در واقع، می‌توان گفت در برابر یک «آزمون متقابل» قرار داریم. واشنگتن تلاش دارد نشان دهد همچنان برتری خود را در دریاها و مسیرهای راهبردی حفظ کرده است، در حالی که ایران می‌کوشد تثبیت کند هیچ سازوکار امنیتی در خلیج‌فارس، دریای سرخ و مسیرهای مرتبط با آن بدون به رسمیت شناختن نقش آن به‌عنوان یک بازیگر اصلی امکان‌پذیر نیست.

در چنین فضایی، رفتار دو طرف شبیه نوعی «سنجش متقابل» است؛ هرکدام تلاش می‌کنند به خطوط قرمز نزدیک شوند، اما از عبور کامل از آن خودداری می‌کنند. آمریکا در پی آن است که میزان تحمل ایران را بسنجد و ایران نیز در مقابل، میزان آمادگی واشنگتن برای پذیرش نقش منطقه‌ای خود را ارزیابی می‌کند. بر اساس نتیجه این آزمون، مسیر آینده—چه ادامه مذاکرات و چه تشدید تنش—مشخص خواهد شد. به همین دلیل، در کنار افزایش تنش‌های رسانه‌ای، پیام‌های نظامی و بالا بردن سطح آماده‌باش، کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم از طریق پاکستان همچنان فعال باقی مانده‌اند.

در این چارچوب، می‌توان به نحوه برخورد آمریکا با کشتی «توسکا» نیز اشاره کرد؛ موضوعی که به نوعی به نمونه‌ای کوچک از رقابت بر سر قواعد جدید درگیری تبدیل شد و در نهایت با آزادی خدمه آن و بازگشتشان به ایران به پایان رسید.

در این معادله، طرف آمریکایی می‌خواهد این پیام را منتقل کند که عبور در دریاها نیازی به اجازه هیچ قدرتی ندارد، در حالی که ایران تأکید می‌کند امنیت منطقه از بیرون تحمیل نمی‌شود، بلکه باید بر اساس تفاهم با بازیگران اصلی آن شکل بگیرد.

نکته قابل توجه این است که هر دو طرف به نوعی در حال آزمودن صداقت و نیت طرف مقابل هستند؛ و بر اساس نتایج این آزمون، مسیر آینده یا به سمت پیشرفت در مذاکرات حرکت خواهد کرد یا به سمت تشدید تنش‌ها.

در مجموع، وضعیت فعلی را می‌توان نوعی «آتش‌بس سخت» میان ایران و آمریکا توصیف کرد؛ آتش‌بسی که نه بر پایه اعتماد، بلکه بر اساس توازن ترس و منافع شکل گرفته است. واشنگتن به خوبی می‌داند که هرگونه درگیری گسترده می‌تواند منطقه را از خلیج فارس تا عراق، سوریه، لبنان و دریای سرخ به آتش بکشد، و ایران نیز آگاه است که جنگ جدید می‌تواند فشار اقتصادی و امنیتی سنگینی به همراه داشته باشد. با این حال، نبود اعتماد میان دو طرف باعث شده این وضعیت همواره شکننده و در معرض فروپاشی باقی بماند.

از همین رو، رفتار ایران ترکیبی از افزایش سطح مواضع سیاسی و نظامی در کنار حفظ مسیرهای مذاکره است؛ موضوعی که نشان می‌دهد هنوز مشخص نیست روند گفت‌وگوها ادامه پیدا خواهد کرد یا منطقه وارد مرحله‌ای تازه از تقابل خواهد شد، و در این میان نقش اسرائیل نیز همچنان یکی از متغیرهای تأثیرگذار باقی مانده است.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز