خشم اروپا از ترامپ؛ جنگ علیه ایران اقتصاد قاره سبز را به مرز بحران رساند
در پی تداوم جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، شکاف در روابط فراآتلانتیک به سطحی کمسابقه رسیده و کشورهای اروپایی با پیامدهای سنگین اقتصادی و سیاسی این بحران دستوپنجه نرم میکنند؛ وضعیتی که بهتدریج رهبران این قاره را به سمت بازنگری در وابستگی امنیتی به واشنگتن سوق داده است.
به گزارش ایلنا به نقل از الاخبار، از زمان آغاز تجاوز صهیوآمریکایی علیه ایران در اواخر فوریه، اروپا با نوعی رکود تورمی مواجه شده که همزمان رشد اقتصادی را کند و هزینههای زندگی را افزایش داده است. بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در جریان انرژی، قیمتها را بهطور چشمگیری بالا برده و دولتهای اروپایی را—که هنوز زیر بار بدهیهای دوران کرونا هستند—در تنگنای مالی شدیدی قرار داده است. در واکنش، بسیاری از این دولتها به سیاستهای ریاضتی روی آوردهاند، اما اقدامات اتحادیه اروپا تاکنون بیشتر موقتی و ناکافی ارزیابی شده است.
در اقتصادهای بزرگ اروپا مانند آلمان، فرانسه و ایتالیا، فشارهای معیشتی به سطحی رسیده که نشانههای نارضایتی اجتماعی و سیاسی بهوضوح قابل مشاهده است. کارشناسان نسبت به کاهش مستمر رشد اقتصادی و تشدید مشکلات در حوزههایی مانند حملونقل، مسکن و امنیت غذایی هشدار میدهند؛ روندی که میتواند به تقویت جریانهای پوپولیستی و افراطی در انتخاباتهای پیشرو منجر شود.
این نارضایتیها به سطح رهبران نیز کشیده شده است. در روزهای اخیر، تنش لفظی میان صدراعظم آلمان و رئیسجمهور آمریکا بهطور علنی بروز کرد. برلین، سیاستهای واشنگتن را عامل تشدید بحران اقتصادی دانسته و از نبود راهبرد مشخص برای پایان جنگ انتقاد کرده است. در مقابل، ترامپ با لحنی تند، این انتقادات را رد کرده و حتی عملکرد اقتصادی آلمان را زیر سؤال برده است؛ واکنشی که عمق شکاف میان دو سوی آتلانتیک را برجستهتر کرده است.
ناظران این جدال را نشانهای از اختلال در هماهنگی راهبردی میان اروپا و آمریکا میدانند؛ بهویژه در شرایطی که برخی رهبران اروپایی، ادامه جنگ را به زیان منافع غرب ارزیابی میکنند. همزمان، کاهش محبوبیت دولتها در اروپا و رشد احزاب راستگرا، نگرانیها درباره آینده سیاسی این کشورها را افزایش داده است؛ بهطوریکه احتمال قدرتگیری جریانهای تندرو در آلمان و حتی فرانسه بیش از گذشته مطرح شده است.
در این میان، اظهارات مقامات اروپایی نیز حاکی از تغییر نگرش نسبت به نظم جهانی است. رئیسجمهور فرانسه با اشاره به همزمانی نقشآفرینی قدرتهای بزرگ مانند آمریکا، روسیه و چین، از ضرورت «بیداری اروپا» سخن گفته است. در بریتانیا نیز برخی محافل دیپلماتیک به این جمعبندی رسیدهاند که واشنگتن بیش از هر زمان دیگری منافع خود—و بهویژه روابطش با اسرائیل—را در اولویت قرار داده و دیگر نمیتوان بهطور کامل بر حمایت آن تکیه کرد.
در همین راستا، بحثها درباره ایجاد ساختار دفاعی مستقل اروپایی شدت گرفته است. گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد آمریکا حتی در حال بررسی اقداماتی تنبیهی علیه متحدانی است که از همراهی با جنگ علیه ایران خودداری کردهاند؛ موضوعی که بر بیاعتمادیها افزوده است.
تهدیدهای پیشین ترامپ درباره خروج از ناتو نیز بر نگرانیهای امنیتی اروپا دامن زده و کشورهای این قاره را به بررسی سناریوهای دفاعی مستقل واداشته است. فرانسه و بریتانیا بهعنوان قدرتهای هستهای، و آلمان با برنامههای گسترده نظامی، در تلاشاند نقش پررنگتری در این مسیر ایفا کنند.
با این حال، نبود یک ساختار رهبری واحد و اختلاف در منافع و تهدیدات امنیتی، مانع بزرگی بر سر راه این پروژه است. به همین دلیل، برخی تحلیلگران معتقدند شکلگیری «ائتلافهای محدود» میان چند کشور کلیدی مانند پاریس، لندن و برلین، واقعبینانهترین مسیر برای تقویت توان دفاعی اروپا خواهد بود.
در مجموع، جنگ علیه ایران نهتنها معادلات خاورمیانه، بلکه توازن سیاسی و اقتصادی در اروپا را نیز دستخوش تغییر کرده و این قاره را در برابر انتخابی دشوار میان تداوم وابستگی به آمریکا یا حرکت بهسوی استقلال راهبردی قرار داده است.