خبرگزاری کار ایران

ایلنا گزارش می‌دهد:

زندگی زنان سرپرست خانوار در پساجنگ، دستفروشی برای یک لقمه نان

زندگی زنان سرپرست خانوار در پساجنگ، دستفروشی برای یک لقمه نان

جنگ تمام شده است، اما برای بسیاری از زنان سرپرست خانوار، نبردی سخت‌تر آغاز شده، نبرد با فقر، بیکاری و گرانی. زنانی که برای تأمین معاش خانواده و سیر کردن شکم فرزندان‌شان، ساعت‌ها در خیابان‌ها دستفروشی می‌کنند و هر روز با نگرانی از آینده و هزینه‌های سرسام‌آور زندگی دست و پنجه نرم می‌کنند.

به گزارش خبرنگار ایلنا, جنگ شاید با خاموش شدن صدای انفجارها به پایان برسد، اما آثار آن سال‌ها بر زندگی بازماندگان سایه می‌اندازد. در میان همه گروه‌های آسیب‌دیده، زنان سرپرست خانوار از جمله کسانی هستند که بار سنگین پیامدهای اقتصادی و اجتماعی جنگ را بر دوش می‌کشند. زنانی که ناگهان خود را در جایگاه نان‌آور خانواده یافته‌اند و حالا برای تأمین حداقل نیازهای زندگی، هر روز نبردی تازه را تجربه می‌کنند.

در خیابان‌ها و بازارهای شهر، زنان بسیاری را می‌توان دید که به دستفروشی روی آورده‌اند؛ نه از سر انتخاب، بلکه از روی اجبار،  آن‌ها ساعت‌ها در گرما و سرما کنار خیابان می‌ایستند تا شاید بتوانند درآمدی برای تأمین هزینه‌های خانواده به دست آورند. درآمدی که به گفته خودشان، دیگر پاسخگوی هزینه‌های روزافزون زندگی نیست.

کنار پیاده‌رو بساط کوچکش را پهن کرده است؛ چند قلم جنس که شاید فروش آن‌ها خرج یک روز خانواده را تأمین کند. او یکی از صدها زن سرپرست خانواری است که پس از جنگ، به جای آرامش و بازگشت به زندگی عادی، با فقر، تورم و مسئولیت سنگین تأمین معاش فرزندان خود روبه‌رو شده‌اند؛ زنانی که برای یک لقمه نان، هر روز جنگ دیگری را تجربه می‌کنند.

خودم را معرفی می کنم انگار دنبال گوشی برای شنیدن حرف هایش باشد می گوید: وقتی جنگ تمام شد، فکر می‌کردیم روزهای سخت هم تمام شده است، اما مشکلات تازه از همان روز شروع شد. از کارخانه‌ای که در آن کار می‌کردم اخراج شدم حالا من مانده‌ام و چند فرزند که باید هزینه زندگی‌شان را تأمین کنم. هر روز نگرانم که چگونه اجاره خانه، هزینه درمان و مخارج روزمره را پرداخت کنم.

با بغضی که در گلو دارد ادامه می دهد: دو ماه بیکار بودم و دنبال کار می گشتم هر کجا سر زدم دست خالی برگشتم مجبور شدم دستفروشی کنم ولی با این کارها نمی‌توانم از پس مشکلات زندگی و هزینه های زندگی دو فرزندم بر بیایم.

با فقر، گرانی و نگرانی از آینده زندگی می کنیم

زن دیگری که سال‌هاست از طریق دستفروشی امرار معاش می‌کند، از فشار تورم و گرانی گلایه دارد: هر روز قیمت‌ها بالاتر می‌رود، اما درآمد ما همان است. گاهی تمام درآمد یک روز کاری‌ام فقط صرف خرید چند قلم کالای ضروری می‌شود. بارها شده با دست خالی به خانه برگشته‌ام و نمی‌دانستم چگونه باید پاسخگوی فرزندانم باشم.

فشارهای اقتصادی تنها بخشی از مشکلات این زنان است. بسیاری از آن‌ها با آسیب‌های روحی و روانی ناشی از  فقر نیز دست و پنجه نرم می‌کنند.

اگر فرزندانم نبودند به زندگیم پایان می دادم

یکی از این زنان با چشمانی اشک‌آلود می‌گوید: درآمدم دیگر کفاف هزینه‌های زندگی را نمی‌دهد. گاهی آن‌قدر خسته و ناامید می‌شوم که احساس می‌کنم توان ادامه دادن ندارم. اگر فرزندانم نبودند، شاید به زندگی خودم پایان می‌دادم. اما نگاه بچه‌هایم باعث می‌شود دوباره بلند شوم و برای آینده آن‌ها تلاش کنم.

او ادامه می‌دهد: بزرگ‌ترین درد یک مادر این است که نتواند نیازهای اولیه فرزندانش را تأمین کند. وقتی بچه‌هایت چیزی می‌خواهند و تو توان خریدش را نداری، احساس شکست می‌کنی. ما هر روز با فقر، گرانی و نگرانی از آینده زندگی می‌کنیم.

دستفروشی برای زنان سرپرست خانوار انتخاب نیست

داوود شیری، کارشناس آسیب‌های اجتماعی در گفت و گو با خبرنگار ایلنا می گوید: زنان سرپرست خانوار در شرایط پساجنگ بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایت هستند.

شیری می‌گوید: در هر بحران و جنگی، زنان سرپرست خانوار جزو نخستین گروه‌هایی هستند که فشارهای اقتصادی و اجتماعی را به‌طور مستقیم تجربه می‌کنند. از دست رفتن منابع درآمدی، افزایش هزینه‌های زندگی و کاهش فرصت‌های شغلی، این زنان را در معرض فقر و محرومیت قرار می‌دهد و بسیاری از آنان برای تأمین حداقل نیازهای خانواده ناچار به فعالیت در مشاغل غیررسمی مانند دستفروشی می‌شوند.

وی با اشاره به پیامدهای بلندمدت این وضعیت می‌افزاید: دستفروشی برای بسیاری از زنان سرپرست خانوار یک انتخاب نیست، بلکه آخرین راه برای جلوگیری از گرسنگی و فروپاشی معیشت خانواده است. این زنان ساعت‌های طولانی در خیابان‌ها و معابر عمومی کار می‌کنند، در حالی که از حداقل حمایت‌های بیمه‌ای، درمانی و شغلی برخوردار نیستند.

فقر اقتصادی به تدریج به فقر فرهنگی و اجتماعی تبدیل می شود

این کارشناس معتقد است: تداوم چنین شرایطی می‌تواند آسیب‌های اجتماعی گسترده‌تری را به همراه داشته باشد. وقتی یک زن سرپرست خانوار برای تأمین هزینه‌های اولیه زندگی دچار مشکل می‌شود، سلامت روانی اعضای خانواده، وضعیت تحصیلی فرزندان و حتی انسجام خانوادگی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. فقر اقتصادی به‌تدریج به فقر اجتماعی و فرهنگی نیز تبدیل می‌شود.

شیری می افزاید: نبود فرصت‌های شغلی پایدار، افزایش هزینه‌های زندگی و ضعف حمایت‌های اجتماعی، بسیاری از این زنان را به سمت مشاغل غیررسمی و کم‌درآمد سوق داده است. مشاغلی که از امنیت شغلی برخوردار نیستند و آینده‌ای مطمئن ندارند.

این کارشناس آسیب های اجتماعی ادامه می دهد: تداوم این وضعیت می‌تواند زمینه‌ساز گسترش فقر، ترک تحصیل فرزندان، مشکلات روانی و دیگر آسیب‌های اجتماعی شود.

شیری به راهکارهای حل مشکلات این افراد اشاره کرده و می گوید: حمایت هدفمند از زنان سرپرست خانوار، ایجاد فرصت‌های اشتغال پایدار، ارائه تسهیلات اقتصادی و گسترش پوشش‌های بیمه‌ای از مهم‌ترین راهکارهای کاهش آسیب‌های ناشی از جنگ و بحران است.

امروز اگرچه صدای جنگ خاموش شده، اما برای بسیاری از زنان سرپرست خانوار، نبرد اصلی همچنان ادامه دارد، نبردی برای حفظ کرامت، تأمین معیشت و ساختن آینده‌ای بهتر برای فرزندانی که تنها امید زندگی‌شان هستند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز