خبرگزاری کار ایران

در گفت‌وگو با ایلنا مطرح شد:

خطر شهروندزدایی از بی‌خانمان‌ها؛ «بازگرداندن افراد بی‌سرپناه به خانواده‌» توجیهی‌ عوام‌پسندانه برای بستن گرمخانه‌ها در روزهای جنگ

خطر شهروندزدایی از بی‌خانمان‌ها؛ «بازگرداندن افراد بی‌سرپناه به خانواده‌» توجیهی‌ عوام‌پسندانه برای بستن گرمخانه‌ها در روزهای جنگ

یک فعال حوزه کاهش آسیب‌های اجتماعی می‌گوید: در زمان جنگ بارها با خانواده‌های دختران معتاد یا کارتن‌خواب تماس گرفتم، اما آن‌ها حتی حاضر به پذیرش دختران خود هم نبودند. در حالی که معمولا نگرانی خانواده‌ها برای دختران‌شان بیشتر است. شهرداری چگونه این تعداد مرد کارتن‌خواب را آنهم در شرایط جنگ به خانواده بازگردانده است؟ به علاوه اینکه بسیاری از این افراد سال‌ها در دنیای ترک مواد بوده‌اند و آدرس و شماره تلفن‌شان و حتی اطلاعات خانواده خود را گم کرده‌اند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «بسته شدن گرمخانه‌ها در زمان جنگ» خبری بود که بار دیگر جامعه را در بهت فروبرد. بی‌پناه‌ترین شهروندان، دقیقا در بحرانی‌ترین و خطرناک‌ترین بزنگاه امنیتی کشور، بی‌هیچ خانه و کاشانه‌ای در خیابان‌ها رها شدند تا طعم تلخ بی‌پناه ماندن را بیش از هر زمان دیگری احساس کنند. 

جالب آنکه «امین توکلی‌زاده»، معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران هم در گفت‌وگو با روزنامه‌ای ما این خبر را تایید کرد و برای توجیه این رفتار غیرمسئولانه هم عنوان کرد: «در روزهای جنگ، مانند همه مردمی که نگران عزیزان خود بودند، خانواده‌های مددجویان ما هم نگران بودند. ما فراخوان دادیم و خانواده‌هایی که تمایل داشتند، مددجویان را از مراکز بردند و به نوعی مراکز نیمه‌تعطیل شد.» 

فراموش نکنیم که در جنگ ۱۲ روزه هم رها کردن مددجویان یکی از مراکز ترک اعتیاد بازتاب گسترده‌ای در جامعه یافت. آن زمان هم برخی فعالان حوزه آسیب‌های اجتماعی این رفتار را تکرار رفتارهای مشابه در دوران همه‌گیری کرونا عنوان کردند. یعنی این نگاه در مدیریت شهری کشور مسبوق به سابقه بوده است. حالا این سوال مطرح است که آیا تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان این حوزه گرفتار رویکرد «شهروندزدایی» از آسیب‌دیدگان اجتماعی و افراد بی‌سرپناه جامعه ایرانی شده‌اند یا اینکه اصولا تخصص و مهارتی در حوزه برنامه‌ریزی اجتماعی ندارند؟

«سپیده علیزاده» مدیرعامل موسسه کاهش آسیب نورسپید هدایت یکی از افرادی است که در روزهای جنگ هم کنار افراد بی‌سرپناه و آسیب‌دیدگان اجتماعی مانده بود و حتی در همان اولین روزهای جنگ در گفتگویی با ایلنا که با عنوان «آسیب‌دیدگان اجتماعی در سایه جنگ؛ صدای انفجار برای آن‌هایی که سقف ندارند» منتشر شد، از بی‌پناه‌تر شدن بی‌پناهان شهر گفت. 

توجیه‌های عوام پسندانه

علیزاده این بار هم در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا توضیحات مسئولان شهرداری درباره تعطیلی گرمخانه‌ها در روزگار جنگ را عامه‌پسندانه توصیف می‌کند: رویکردها و اقدامات مسئولان شهرداری براساس مطالعات تخصصی و کارشناسی نیست. ظاهرا آن‌ها اظهاراتی را به زبان می‌آورند که برخی از مردم دوست دارند بشنوند تا احساس بهتری داشته باشند. 

او واقعیت‌هایی را که در میدان خدمت‌رسانی به آسیب‌دیدگان اجتماعی به چشم دیده است به‌گونه‌ای دیگر توصیف می‌کند: واقعیت این است که ما در ایام جنگ در پاتوق‌های شهر تهران با افراد بی‌خانمان بیشتری مواجه شدیم که سرگردان شده بودند. بسیاری از این شهروندان حتی اعتیاد هم نداشتند و به دلایل مختلف خانه و کاشانه نداشتند. ما در روزهای عادی هم شاهد هستیم که شهرداری تهران برای پذیرش آسیب‌دیدگان اجتماعی در گرمخانه‌های شهر اما و اگرهای بسیاری دارد و هر روز قوانین را سخت‌تر می‌کنند. موضوعی که باعث کاهش تمایل افراد بی‌خانمان به گرمخانه‌های شهرداری تهران شده است. 

این فعال حوزه آسیب‌های اجتماعی اضافه می‌کند: در جنگ ۴۰ روزه به وضوح مشاهده کردم که تعداد کارتن‌خواب‌ها افزایش یافته بود و به خدمات بیشتری نیاز داشتند. خیرین که همیشه در کنار ما بودند هم حضور نداشتند آنهم در شرایطی که موادغذایی گران و کمیاب شده بود. به صورت کلی عملکرد شهرداری تهران به‌گونه‌ای نبود که احساس کنیم این نهاد حامی و ناظر وضعیت آسیب‌دیدگان اجتماعی است. 

او درباره رویکرد شهرداری تهران به وضعیت و نیازهای افراد بی‌خانمان و آسیب‌دیدگان اجتماعی می‌گوید: شاید به صورت اسمی و آماری در گزارش‌های مدیریت شهری از آن‌ها نام برده شود، اما در واقعیت این افراد در اولویت مدیریت شهری و شهرداری تهران قرار ندارند. آن‌ها توجه نمی‌کنند که در شرایط بحرانی وضعیت زنان و کودکان کارتن‌خواب و بی‌خانمان سخت‌تر و بدتر می‌شود. 

این روانشناس تاکید می‌کند که در روزهای اول جنگ با معتادان بی‌خانمانی مواجه شده که به دلیل شرایط حاکم بر جنگ امکان دسترسی به مواد را از دست داده بودند: آن‌ها علائم شدید خماری نشان می‌دادند یعنی اسهال و استفراغ. درباره وضعیت این افراد با یکی از مسئولان این حوزه صحبت کردم تا شاید بتوانند به نوعی از آن‌ها حمایت کنند اما پاسخی که شنیدم این بود که «این شرایط شاید باعث شود که این افراد اعتیاد را ترک کنند» 

علیزاده می‌گوید: با شنیدن این پاسخ متوجه شدم که این فرد مسئول، نه اعتیاد را می‌شناسد و نه تخصصی در حوزه ترک اعتیاد دارد و نه حتی قبول دارد که باید به آن‌ها در این شرایط کمک کنیم تا میزان آسیب‌ها و ناامیدی‌هایشان کم شود تا هم سلامت جامعه به خطر نیفتد و هم این افراد از ته‌خط و احساس طردشدگی بار دیگر به زندگی سالم و جامعه بازگردند. 

بیشتر مددجویان گرمخانه‌ها اطلاعات خانواده خود را ندارند

این فعال حوزه کاهش آسیب‌های اجتماعی در مورد اظهارات معاون اجتماعی شهرداری تهران درباره بازگشت مددجویان گرمخانه‌ها به خانواده در شرایط جنگ، یادآوری می‌کند: در سال ۱۴۰۱ که گرمخانه زنان واقع در میدان شوش را تعطیل کردند ادعای‌شان این بود که که «این زنان کارتن‌خواب را به خانواده‌هایشان بازگردانده‌ایم». این جمله‌ای عامه‌پسند است و مردمی که آگاهی ندارند فکر می‌کنند که چه اتفاق خوبی رخ داده است درحالی که نمی‌دانند اگر این افراد خانواده موثر و حمایتگر داشتند به ته‌خط نمی‌رسیدند و زندگی کارتن‌خوابی را تجربه نمی‌کردند. 

او می‌افزاید: علاوه بر اینکه در زمان بحران و جنگ، خانواده به دنبال نجات خود است و اصلاً زمان مناسبی برای تحویل دادن یک آسیب‌دیده به خانواده نیست. در زمان جنگ بارها با خانواده‌های دختران معتاد یا کارتن‌خواب تماس گرفتم، اما آن‌ها حتی حاضر به پذیرش دختران خود هم نبودند، درحالی که معمولا نگرانی خانواده‌ها برای دختران‌شان بیشتر است. خانواده‌ها می‌ترسیدند که این دختران به خانه بازگردند و فکر کنند چون جنگ شده همه چیز عادی شده است. حالا شهرداری چگونه این تعداد زیاد مرد کارتن‌خواب را آنهم در شرایط جنگ به خانواده بازگردانده است؟ به علاوه اینکه بسیاری از این افراد سال‌ها در دنیای ترک مواد بوده‌اند و آدرس و شماره تلفن‌شان و حتی اطلاعات خانواده خود را گم کرده‌اند. 

او می‌گوید: من دختری را می‌شناسم که خانواده‌ها برای اینکه او به خانه بازنگردد و پیدایشان نکند، آدرس و محل زندگی خود را تغییر داده‌اند. یکی از مددجویان من ۸ سال است که ترک اعتیاد کرده اما هنوز خانواده حاضر به پذیرش او نیست. حالا چگونه شهرداری این افراد را به خانواده بازگردانده و گرمخانه‌ها را تعطیل کرده است؟!

بی‌سامانی شدید آسیب‌دیدگان اجتماعی  در مواقع بحران

مدیرعامل موسسه کاهش آسیب نورسپید هدایت در پاسخ به این پرسش که چرا در زمان‌های بحران و جنگ یا بزنگاه‌هایی مانند کرونا اولین گروهی که خدمات حمایتی خود را از دست می‌دهند، افراد بی‌سرپناه هستند، می‌گوید: در زمان بحران مراکز خدمات‌دهنده ترجیح می‌دهند آمار فوتی‌های خود را پایین نگه دارند و تعداد دریافت‌کنندگان خدمات خود و آن‌ها را ترخیص می‌کنند تا در این زمینه مسئولیتی متوجه‌شان نشود. به همین دلیل افراد رها می‌شوند و یک وضعیت بی‌سامانی و رهاشدگی شدید در حوزه اجتماعی رخ می‌دهد. از طرف دیگر سازمان‌های متولی تا زمانی که دستورالعمل جدید و مطابق با شرایط را دریافت نکنند، نمی‌دانند باید چه اقداماتی انجام دهند. به نظر می‌رسد نه اجازه اقدام دارند و نه مسئول مقتدری که پای کار بایستد و مسئولیت اقدامات را برعهده بگیرد. 

او به این موضوع هم اشاره می‌کند که در زمان بحران برخی از افراد دارای مسئولیت و کارشناسان، ناپیدا می‌شوند و نمی‌توانیم آن‌ها را پیدا کنیم: حالا اگر موفق به صحبت با این افراد هم بشویم کمکی نمی‌کنند و همه‌چیز را به زمانی که دستورالعمل جدید ابلاغ یا کمیسیونی تشکیل شود موکول می‌کنند. در حالیکه رسیدن به این مرحله در شرایط عادی هم مدت‌زمانی طولان می‌برد چه رسد به زمان بحران و جنگ. به دلیل همین رهاشدگی از تجارب بحران‌های گذشته درس نمی‌گیریم و برنامه‌ریزی نمی‌کنیم و در نتیجه در بحران‌های جدید هم شاهد تکرار همان اتفاقات ناگواری هستیم که در بحران قبلی هم رخ داده‌اند. 

انتهای پیام/
خبرنگار : شادی مکی
ارسال نظر
پیشنهاد امروز