رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی ایران در گفتوگو با ایلنا:
«توزیع نابرابر فرصتها» زمینهساز اعتراض نوجوانان؛ به جای بازداشت به زندگیشان رسیدگی کنید
بازداشت زیر ۱۸ سالها خطای اجتماعی است/ ساختارهای آموزشی و اجتماعی باید پاسخگو باشند
رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی ایران حضور افراد زیر ۱۸ سال بازمانده از تحصیل در جریان اعتراضات را پیامد نادیده انگاشتن بخشها و اقشاری از جامعه در کنار فقدان احساس تعلق اجتماعی این بخشها دانست: وقتی امیدی به آینده در این بخش از جامعه وجود ندارد و فرصتها به صورت عادلانه و برابر در دسترس آنها قرار نمیگیرد و این بخش نادیده گرفته میشود، نباید به نوجوانان متعلق به این قشر مورد غفلت واقع شده، خرده گرفت که چرا معترض است. بلکه ساختارهایی که در حوزه اجتماعی و تعلیم و تربیت مسئولیت خود را به خوبی ایفا نمیکند، باید پاسخگو باشند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، «سمیه سادات ابراهیمی» مدیرکل امور تربیتی، مشاوره و مراقبت در برابر آسیبهای اجتماعی وزارت آموزش و پرورش تاکید کرده است که «بسیاری از نوجوانانی که در حوادث اخیر شرکت کرده و دستگیر شدهاند، دانشآموز نبودهاند، بلکه بازماندگان از تحصیل بودهاند اما در سن دانش آموزی قرار داشتند که نکته مهمی است، این یعنی خود مدرسه کارکرد محافظتی و سلامت روان دارد.»
این اظهار نظر قابل تامل ابراهیمی در حالی مطرح میشود که اساسا موضوع دانشآموز بودن یا دانشآموز نبودن افراد زیر ۱۸ سالی که در جریانات اعتراضی اخیر آسیبدیده یا بازداشت شدهاند، نمیتواند تاثیری بر اصل موضوع حقوق کودکان و تعهد دولتها به حفظ امنیت آنها در هر شرایطی داشته باشد. از دیگر سو اگر نظر ابراهیمی را بپذیریم همین موضوع معترض بودن کودکان و نوجوان بازمانده از تحصیل هم حائز اهمیت بسیار است.
توزیع نابرابر فرصتها زمینهساز اعتراض کودکان و نوجوانان
«کوروش محمدی» رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی ایران درباره این اظهارات به خبرنگار ایلنا گفت: مدیرکل مذکور هم با بیان این سخنان، آموزش و پرورش را زیر سوال برده است. البته از نهادی که به شدت ناکارآمد است، انتظار تحلیل اصولی شرایط را نمیتوان داشت. وجود دانشآموزان بازمانده از تحصیل به ضعفهای ساختاری جامعه و غفلت سیستم آموزشی کشور از این موضوع باز میگردد. هرگز به این سوال مهم پاسخ داده نشده که چرا در قرن ۲۱ و در کشوری که منابع و ثروت سرشاری دارد و باید آموزش و پرورش رایگان را در اختیار کودکان خود قرار دهد، همچنان شاهد تولید کودکان بازمانده از تحصیل و کودکان کار هستیم و اگر آنچه مقام مذکور در آموزش و پرورش بیان کرده صحیح باشد، باید گفت که این موضوع آسیبی جدی به حوزه تعلیم و تربیت و ساختارهای حمایتی و اجتماعی جامعه وارد میکند.
او تاکید کرد: این موضوع که میان نوجوانانی که در جریانات اخیر حضور داشتهاند، دانشآموز وجود نداشته و آنها بچههای بازمانده از تحصیل بودهاند، مایه افتخار آموزش و پرورش نیست: این موضوع در وهله اول نشاندهنده ضعف در عملکرد ساختار آموزش و پرورش کشور است و در مرحله بعد ضعف کارکردی و ساختاری نهادهای اجتماعی و حمایتی جامعه. این موضوع که بخشی از جامعه بنا به دلایل مختلف اقتصادی، اجتماعی و حتی ضعف در حوزه تعلیم و تربیت از تحصیل باز میمانند نشاندهنده توسعهنیافتن عدالت آموزشی در جامعه ما است.
این آسیبشناس اجتماعی حضور افراد زیر ۱۸ سال بازمانده از تحصیل در جریان اعتراضات را پیامد نادیده انگاشتن بخشها و اقشاری از جامعه در کنار فقدان احساس تعلق اجتماعی این بخشها دانست: وقتی امیدی به آینده در این بخش از جامعه وجود ندارد و فرصتها به صورت عادلانه و برابر در دسترس آنها قرار نمیگیرد و این بخش نادیده گرفته میشود، نباید به نوجوانان متعلق به این قشر مورد غفلت واقع شده، خرده گرفت که چرا معترض است. بلکه ساختارهایی که در حوزه اجتماعی و تعلیم و تربیت مسئولیت خود را به خوبی ایفا نمیکند، باید پاسخگو باشند.
او اضافه میکند: اگر به نیازهای نوجوانان پاسخ داده شود هیچ دلیلی وجود نخواهد داشت که آنها در مسیری خارج از هنجارها قدم بردارند: به باور من بخشی از نوجوانان کم سن و سالی که از آنها به عنوان بازماندگان از تحصیل یاد میشود، به جهت فاصله طبقاتی، فقر و ضعفها و کارکردهای حوزه تعلیم و تربیت وارد چنین مسیری میشوند.
سلامت روان نوجوانان معترض محل ایراد نیست
محمدی این را هم گفت که کارکرد مدرسه در حوزه سلامت روان باید خود را در مسائلی مانند پیشگیری از اعتیاد، انحرافات اجتماعی، روابط ناموثر و آسیبهایی که افراد بعد از خروج از مدرسه با آنها مواجه میشوند نشان دهد. اگر حوزه تعلیم و تربیت به درستی عمل کند نباید بازمانده از تحصیل، کودک کار و کودک درگیر اعتیاد در جامعه ما وجود داشته باشد.
ابراهیمی در اظهاراتش عنوان کرده که وجود افراد بازمانده از تحصیل در اعتراضات نشاندهنده نقش مدرسه در سلامت روان است. این اظهارنظر پرسشی را مطرح میکند مبنی بر اینکه آیا ارتباطی میان سلامت روان و کودکان و نوجوانان حاضر در جریان اعتراضات وجود داشته است؟
به باور رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی ایران، مدیر کل مراقبت در برابر آسیبهای اجتماعی صورت مساله را تغییر داده است: سلامت روان در جامعه تحت تاثیر مولفههای بسیاری است. نوجوانانی که در این ناآرامیها حضور داشتهاند، الزاما دچار مشکلاتی در حوزه سلامت روان نبودهاند، کما اینکه در حال حاضر با دانشآموزانی مواجه هستیم که در مدرسه هم حاضر میشوند، اما دچار مشکلاتی در حوزه سلامت روان هستند، امروز شاهد معدل بالایی در حوزه سلامت روان دانش آموزان نیستیم.
به گفته او آموزش و پرورش باید با توجه به آمارها و مطالعاتی که احتمالا توسط این نهاد انجام شده اعلام کند که آیا معدل سلامت روان در میان دانشآموران بالا است؟ آیا همه نکات مهارتی و اصول مرتبط با سلامت روان در میان دانشآموزان شاغل به تحصیل رعایت میشود؟ ما هیچ اشرافی بر وضعیت دانشآموزان بازمانده از تحصیل نداریم و نمیتوانیم در این باره مستقیم یا غیرمستقیم اظهارنظر کنیم.
تبعات حضور کودکان در بازداشتگاهها
این آسیبشناس اجتماعی درباره تبعات حضور افراد زیر ۱۸ سال در بازداشتگاه و تجربه این موضوع توسط گروه سنی کودک و نوجوان هم عنوان کرد: بسیاری از افراد این گروه سنی به رسش و بلوغ کافی برای تصمیمگیری و تصمیمسازی نرسیدهاند. وقتی در جامعهای فضای نادیده گرفته شدن بسیار است، احساس تعلق اجتماعی کاهش مییابد. به بیان دیگر وقتی باورمندی و خودباوری یک نسل مورد توجه متولیان امر قرار نگرفته، طبیعی است که چنین اتفاقاتی رقم خورده و نوجوان به سمت شرایطی کشیده شود چه به دلیل اجبار، چه به دلیل فشار ناشی از هیجان و چه به دلیل انتخاب ناشی از اطلاعات و دادههایی که در اختیار دارد.
او اضافه کرد: به هر حال حضور این گروه سنی در بازداشتگاه آسیبهای جدی را متوجه آنها میکند. این گروه باید تحت مراقبت و آموزشهای ویژه روانی و اجتماعی قرار گیرند. به باور من نباید افراد متعلق به این گروه سنی در بازداشتگاه نگهداری شوند. در حال حاضر باید به جای بازداشت این گروه از کودکان و نوجوانان باید شرایط زندگی و رشدی آنها مورد آسیبشناسی و رسیدگی قرار گیرد. تحلیل نیازهای آنها و کمک به رفع بحرانهایی که در زندگی با آنها مواجه هستند شرایط بهتری را رقم میزند.