یک فعال صنفی کارگران چوار ایلام در گفتگو با ایلنا:
«کارگران روزمزد» بیپشتوانهتر از همیشه/ ستونهای بیادعای تولید را فراموش نکنید
با تشدید شرایط بحرانی و توقف فعالیتهای پیمانکاری، کارگران روزمزد در شهرستان چوار بیش از گذشته در تنگنای معیشتی قرار گرفتهاند؛ کارگرانی که بدون قرارداد و بیمه، با هر توقف کار، عملاً از حداقلهای زندگی نیز محروم میشوند.
به گزارش خبرنگار ایلنا،در حاشیهی خاموش کارخانهها و کارگاههای اطراف چوار، زندگی جریان دارد؛ اما نه آنگونه که در آمارها و گزارشهای رسمی روایت میشود. اینجا، کارگرانی نفس میکشند که نامشان نه در قراردادهای بلندمدت ثبت شده و نه در دفاتر رسمی حضور و غیاب؛ مردانی که با طلوع خورشید، امید به کار پیدا میکنند و با غروب آن، میان دستمزدِ دریافتنشده و فردایی نامعلوم سرگردان میمانند.
کارگران روزمزد و پیمانکاری، سالهاست در حاشیهی بیثباتی اقتصادی روزگار میگذرانند؛ اما اکنون، در سایهی شرایط بحرانی و فشارهای ناشی از جنگ تحمیلی، این بیثباتی به مرز فرسایش کامل رسیده است. توقف پروژهها، رکود کار پیمانکاران و نبود هرگونه حمایت بیمهای یا معیشتی، عملاً معادلهی زندگی این کارگران را مختل کرده است؛ جایی که «کار نکردن» دیگر فقط به معنای بیکاری نیست، بلکه مترادف با توقف کامل زندگی است.
در چنین شرایطی، کارگران روزمزدی که همواره ستونهای بیادعای تولید بودهاند، بیش از هر زمان دیگری در معرض فراموشی قرار گرفتهاند؛ نه صدایی دارند که شنیده شود و نه پشتوانهای که از فروپاشی معیشتشان جلوگیری کند.
عباس خانمحمدی، فعال صنفی کارگران چوار ایلام، با اشاره به وضعیت دشوار کارگران روزمزد در شهرستان چوار میگوید: «کارگران روزمزد در این منطقه عملاً هیچگونه امنیت شغلی ندارند؛ نه قراردادی در کار است، نه بیمهای و نه تضمینی برای دریافت بهموقع دستمزد. بسیاری از این کارگران، صبحها به امید پیدا کردن کار از خانه خارج میشوند و شبها یا با دست خالی برمیگردند یا با وعدههایی که ماهها به طول میانجامد.»
وی با تأکید بر تشدید مشکلات در شرایط فعلی کشور میافزاید: «در شرایطی که جنگ و ناامنی بر کشور تحمیل شده، فعالیت بسیاری از پیمانکاران متوقف یا محدود شده است. وقتی پیمانکار کار نکند، کارگر روزمزد هم عملاً هیچ منبع درآمدی ندارد. این یعنی معیشت این افراد بهطور کامل مختل میشود.»
خانمحمدی ادامه میدهد: «کارگری که تنها در قبال انجام کار مزد میگیرد، با توقف کار، عملاً زندگیاش متوقف میشود. این افراد نه بیمه بیکاری دارند، نه حمایت معیشتی و نه هیچ سازوکار مشخصی برای جبران این شرایط. تنها چیزی که باقی میماند، خانوادهای است که چشمانتظار تأمین حداقلهای زندگی است.»
این فعال صنفی با انتقاد از بیتوجهی به وضعیت کارگران روزمزد تصریح میکند: «کارگران روزمزد همیشه در خط مقدم بحرانها قرار دارند، اما در زمان تصمیمگیریها و سیاستگذاریها، آخرین گروهی هستند که به آنها توجه میشود. این در حالی است که این قشر، از آسیبپذیرترین گروههای جامعه محسوب میشود.»
وی در پایان با اشاره به وضعیت کارگران چوار میگوید: «در حال حاضر، بسیاری از کارگران این منطقه بیکار شدهاند و با نگرانیهای جدی معیشتی دستوپنجه نرم میکنند. با این حال، هنوز امید دارند که شرایط بهبود پیدا کند و دوباره بتوانند به کار بازگردند؛ امیدی که تنها سرمایهی باقیمانده برای آنهاست.»