تورنمنت قهرمانان: لالیگا در انتظار یک فصل تاریخی
لالیگا با حضور ۱۸ قهرمان تازهنفس جام جهانی آغاز میشود؛ جایی که رئال مادریدِ ژوزه مورینیو و اتلتیکومادریدِ دیگو سیمئونه به دنبال راهی برای متوقف کردن بارسلونای هانسی فلیک هستند.
به گزارش ایلنا به نقل از مارکا، تبوتاب جام جهانی نیوجرسی و خاطره درخشش ستارهها در آن هنوز از ذهنها پاک نشده که لالیگا از راه میرسد؛ رقابتی که قرار است ۱۰ ماه تمام سوژه گفتوگو و بحث باشد.
لالیگا تورنمنتی تاریخی و مایه افتخار است؛ رقابتی که شاید هیچ لیگ دیگری در اروپا نتوانسته باشد تا این اندازه بزرگان فوتبال جهان را کنار هم جمع کند. از فرانتس بکنباوئر و پله گرفته تا دیاستفانو، کرویف، مارادونا، پوشکاش، رونالدو، زیدان، مسی، کریستیانو رونالدو، کوبالا، لوئیس سوارز، کمپس و رونالدینیو؛ ستارههایی که هر کدام بخشی از تاریخ این رقابت را ساختهاند.
این همان لیگی است که ضربه قیچیبرگردان تاریخی هوگو سانچس مقابل لوگرویس را در خود جای داده است.
بازار نقلوانتقالات تعیینکننده است
مسیر نیوجرسی تا لالیگا، ۱۸ قهرمان جام جهانی را راهی ورزشگاههای اسپانیا کرده است. برای تکمیل این فهرست نیز کوکوریا و گریمالدو دوباره به فوتبال اسپانیا بازگشتهاند. حال باید دید بارسلونا پروژه «رودری» را به سرانجام میرساند یا نه؛ آن هم در شرایطی که فران تورس و پای چپش راهی پاریسنژرمن تحت هدایت لوئیس انریکه شدهاند. یکی وارد میشود و دیگری میرود.
با این حال، نباید فراموش کرد که فصل هنوز آغاز نشده و بازار نقلوانتقالات میتواند چهره بسیاری از تیمها را تغییر دهد؛ حتی تا جایی که برخی ترکیبها پس از پایان تابستان، شبیه تیمهایی باشند که تحت یک جراحی اساسی قرار گرفتهاند.
با هر خرید و فروش، فهرست ۵۰۰ بازیکنی که قرار است در تمامی شرایط، از چمن ورزشگاهها گرفته تا خیابانها، برای رسیدن به اهداف خود بجنگند، کاملتر خواهد شد.
هیچ چیز در فوتبال اسپانیا کاملتر از لالیگا نیست؛ لیگی که در تمام چهار فصل سال جریان دارد و باید در آن با آفتاب، ابر، گرما، سرما، باران، برف، زمینهای خشک و خیس و پیراهنهای آستینکوتاه و پالتوهای ضخیم کنار آمد؛ درست مانند لباسهایی که لوئیس آراگونس در الپلانتینو یا دیگر ورزشگاههایی که دمای زیر صفر در آنها عادی است، به تن میکرد.
لالیگا حتی پیش از آنکه چترها جمع شوند از راه رسیده است. برخی پیراهنها چنان طراحی شدهاند که هواداران را سردرگم میکنند؛ در چنین شرایطی باید به جمله معروف بیلاردو پناه برد: «آنهایی که قرمز پوشیدهاند، بازیکنان ما هستند.»
هر هواداری تیم «خودی» خودش را دارد و لالیگا نیز مجموعهای از همین تعلقها، خاطرهها و لحظههای ماندگار است؛ از حرکت تماشایی دالمینیا در ریازور گرفته تا بسیاری از صحنههایی که در حافظه فوتبال اسپانیا ثبت شدهاند.
دو قطبی همیشگی و تلاش برای تغییر معادلات
درک لالیگا بدون دو قطبی بارسلونا و رئال مادرید ممکن نیست؛ جایگاهی ممتاز که در سالهای اخیر تنها دو بار توسط اتلتیکومادریدِ دیهگو سیمئونه به چالش کشیده شده است.
رئال مادرید اما برای این فصل رویکرد و فلسفه خود را تغییر داده و دوباره به سراغ مورینیو رفته است؛ مربیای که مأموریت دشواری برای تغییر معادلات دارد.
در سوی دیگر، بارسلونا با فوتبال تماشایی و پرزرقوبرق فلیک مسیر ثبات و موفقیت را پیدا کرده است. این مربی آلمانی تاکنون از دو بازی، دو پیروزی به دست آورده و در این مسیر، روی درخشش لامین یامال، ستاره ترکیب اصلی، حساب ویژهای باز کرده است.
لالیگا برای بارسلونا یادآور قهرمانیهای تاریخی و شبهایی است که پیراهن سفید رئال مادرید در ورزشگاه نوکمپ به چشم میآمد؛ رقابتی که همچنان مهمترین داستان این فوتبال است.
مورینیو؛ راهحل رئال برای مقابله با بارسلونا
رئال مادرید، درست مانند سال ۲۰۱۰، برای مقابله با سلطه بارسلونا بار دیگر مورینیو را به عنوان نسخه درمانی خود انتخاب کرده است. آن زمان رقیب بارسلونا، تیم پپ گواردیولا بود و حالا هانسی فلیک.
مورینیو به خوبی میداند چگونه یک انقلاب تاکتیکی و فنی ایجاد کند. او اکنون آرامتر از همیشه به نظر میرسد، اما این آرامش احتمالاً موقتی است و با نخستین نشانههای بحران، آتشفشان همیشگی مورینیو دوباره فعال خواهد شد.
سرمربی پرتغالی باید تیمی را مدیریت کند که از نظر قدرت هجومی حتی از رئال مادرید فصل گذشته نیز خطرناکتر به نظر میرسد. کوناته، دومفریس و کوکوریا به همین منظور به ترکیب اضافه شدهاند.
مورینیو بدون در اختیار داشتن یک هافبک بازیساز کلاسیک، مجموعهای از مهرههای هجومی فوقالعاده قدرتمند در اختیار دارد. مأموریت اصلی او این است که این «موشکهای هجومی» را با یکدیگر هماهنگ کند و خوراک لازم را برایشان فراهم آورد.
در رأس این خط حمله نیز کیلیان امباپه قرار دارد؛ مهاجمی که تخصص اصلیاش پیدا کردن راه دروازه حریفان است.
اتلتیکو و معمای پس از گریزمان
حتی پیش از آغاز فصل، اتلتیکومادرید داستان خودش را آماده کرده است؛ داستانی درباره بودجه، محدودیتها و هدفگذاری برای کسب رتبه سوم.
اما در زمین مسابقه، بزرگترین پرسش برای سیمئونه این خواهد بود که چگونه بدون آنتوان گریزمان تیمش را مدیریت کند؛ بازیکنی که بسیاری از موقعیتها را میدید، در حالی که دیگران حتی متوجه وجودشان نمیشدند.
در خط دفاع نیز کریستین «کوتی» رومرو به ترکیب اضافه شده تا رهبری و استحکام بیشتری به این بخش ببخشد.
ویارئال در تعقیب سه قدرت بزرگ
پشت سر سه قدرت بزرگ فوتبال اسپانیا، ویارئال پیشتاز مدعیان به شمار میرود. این تیم با حضور سرمربی جدید، ایñیگو پرس، تغییراتی روی نیمکت داشته اما مهرههای اصلی خود را حفظ کرده است.
سرمربی سابق رایو وایکانو در هر تیمی که حضور داشته باشد، روحیهای تهاجمی به آن میدهد و بازی مقابل تیمهای او هرگز آسان نیست.
رئال سوسیداد نیز همچنان با متئو ماتراتزو به مسیر خود ادامه میدهد؛ مربیای که باید تیمش را به جمع مدعیان نزدیک کند.
رئال بتیس و مانوئل پیگرینی نیز همچنان اتحاد اروپایی خود را حفظ کردهاند و این بار پاداش مورد نظرشان کسب سهمیه لیگ قهرمانان اروپا است. اگر ایسکو آماده باشد، بتیس نیز آماده رقابت خواهد بود.
اتلتیک بیلبائو نیز نباید چندان از این جمع عقب بماند؛ تیمی که پس از ارنستو والورده وارد مرحلهای تازه شده و اکنون با ادین ترزیچ، مربی آلمانی و علاقهمند به فوتبال هجومی، به دنبال هویت جدیدی است.
سلتاویگو نیز با کلاودیو خیرالدس تلاش میکند فوتبال چشمنواز را با نتیجهگیری ترکیب کند.
طبقه متوسط؛ جایی که هر هفته سرنوشت تغییر میکند
پس از مدعیان، با طیف گستردهای از تیمهای میانه جدول روبهرو هستیم؛ تیمهایی که یک مسابقه میتواند خیالشان را راحت کند و هفته بعد، همانها را به قلب بحران سقوط بفرستد.
ختافه که فصل گذشته سهمیه اروپایی به دست آورده، آماده است جایگاه خود را تثبیت کند. رایو وایکانو نیز با ورزشگاهی که همیشه حالوهوای خاص خودش را دارد، همچنان به سبک متفاوت و سرسختانه خود ادامه میدهد؛ هرچند هنوز مشخص نیست این تیم بدون ایñیگو پرس روی نیمکت چه شرایطی خواهد داشت.
در این میان، دو باشگاه تاریخی سویا و والنسیا نیز قرار دارند؛ تیمهایی که هوادارانشان برای تحمل فرازونشیبهای سالهای اخیر شاید شایسته دریافت اسکار باشند.
در سویا، تحولات مدیریتی همچنان ادامه دارد و در والنسیا نیز آرامش معمولاً بیشتر از یک یا دو هفته دوام نمیآورد.
اوساسونا انرژی انفجاری ویکتور مونیس را از دست داده و لوانته نیز با جدایی اسپِی، یکی از منابع اصلی گلزنی خود را از دست داده است.
برای اسپانیول، شاید بهترین خرید بازگشت خاوی پوادو باشد. آلاوس نیز همچنان روی امتیاز میزبانی در ورزشگاه مندیسوروسا حساب میکند؛ جایی که حضور هواداران میتواند عملاً یک بازیکن اضافه برای این تیم باشد.
پادشاهان خیالپردازی
برای سه تیم تازهصعودکرده، فصل جدید میتواند داستانهای متفاوتی داشته باشد.
بازگشت «سوپردپور» یعنی دپورتیوو لاکرونیا، یک دربی جذاب گالیسیایی و حضور بازیکنی چون پیر امریک اوبامیانگ در خط حمله را به همراه خواهد داشت.
راسینگ سانتاندر با امید فراوان وارد فصل شده و سرخیو کانالس را به خدمت گرفته است؛ بازیکنی که برای هوادارانش یک چهره محبوب و آشنا محسوب میشود.
مالاگا نیز به استعدادهای آکادمی خود تکیه دارد؛ نسلی که نقشی کلیدی در صعودی ایفا کرد که تنها چند ماه پیش بیشتر به یک رؤیا شبیه بود تا واقعیت.
۲۰ تیم و ۵۰۰ جنجال
در نهایت، باید منتظر فصل دیگری از رقابتهایی باشیم که VAR بخش جداییناپذیر آن خواهد بود؛ سامانهای که نهتنها فوتبال، بلکه حتی زبان و حرکات اهالی این ورزش را نیز تغییر داده است.
باز هم صحبت از زاویه دوربین، فریم تصویر، اتاق VAR، فاصلههای چند میلیمتری و تمام اصطلاحاتی خواهد بود که هر بار یک گل را به موضوعی برای بحث و جنجال تبدیل میکنند.
بیست تیم، ۳۸ هفته، صدها داستان و هزاران تصمیم؛ لالیگا بار دیگر آماده است تا فوتبال اسپانیا را به یکی از تماشاییترین صحنههای فوتبال جهان تبدیل کند.