روایت تلخ از نیمه تاریک مستطیل سبز
جنایت، ترور و مرگهای هولناکی که جام جهانی را سیاهپوش کردند
تورنمنت باشکوه جام جهانی فوتبال در کنار تمام زیباییهایش، با وقایع تکاندهندهای همچون ترور آندرس اسکوبار، ناپدید شدن انسانها و مرگهای مشکوک، تاریخچهای تلخ و هولناک را به تصویر میکشد.
به گزارش ایلنا، جام جهانی همان تورنمنتی است که هر کسی رویای حضور در آن را در سر میپروراند. هر چهار سال یکبار، فرصت شرکت در این رویداد، حتی در میان فوتبالیستهای نخبه و تراز اول نیز به شدت محدود است. انتظار و شور و اشتیاق برای هر دوره از این بازیها بسیار عظیم است و هزاران نفر را در استادیومها و پای نمایشگرها به یکدیگر پیوند میدهد. توپ فوتبال متعلق به تمام جهان است. تاریخچه این مسابقات در برگیرنده باشکوهترین لحظات افتخارآمیز در این رشته ورزشی است، اما در عین حال، تاریکترین فصلها و غمانگیزترین لحظات را نیز در خود جای داده است.
مرگ جیدن آدامز، بازیکن اهل آفریقای جنوبی، غمانگیزترین موقعیت این تورنمنت به شمار میرود. این بازیکن آفریقای جنوبی چند روز پیش از آغاز جام جهانی از فوت مادربزرگش باخبر شد و بر اساس گزارش رسانههای محلی، به همین دلیل به افسردگی شدید مبتلا شد. پس از پایان کار آفریقای جنوبی در مرحله یکشانزدهم نهایی و بازگشت به کشورش، چند روز بعد پیکر بیجانش در خانهاش واقع در کیپتاون پیدا شد.

آندرس اسکوبار و اشتباهی که به قیمت جانش تمام شد
نخستین جام جهانی برگزار شده در ایالات متحده در سال ۱۹۹۴، با یک مرگ تراژیک و تکاندهنده همراه بود: مرگ آندرس اسکوبار. این مدافع میانی اهل کلمبیا که در آن زمان برای اتلتیکو ناسیونال بازی میکرد، عضوی از تیمی بود که انتظارات زیادی از آن میرفت، اما این توقعات هرگز برآورده نشدند.
کلمبیا در همان دور اول از رقابتها حذف شد. مسابقه دوم در برابر ایالات متحده سرنوشتساز شد و جان اسکوبار را گرفت. این مدافع در تلاش برای قطع یک توپ ارسالی، به زمین رفت اما به اشتباه توپ را وارد دروازه خودی کرد. آن بازی با نتیجه ۱-۲ به پایان رسید، چرا که ارنی استوارت اختلاف را بیشتر کرد و کلمبیا پس از دو مسابقه بدون امتیاز باقی ماند. پیروزی در آخرین بازی مرحله گروهی مقابل سوئیس در تاریخ ۲۶ ژوئن، برای صعود آنها کافی نبود و این مسابقه به آخرین بازی عمر اسکوبار تبدیل شد.
آندرس اسکوبار پس از حذف تیمش به کلمبیا بازگشت. او در مدئین، بیرون از یک بار با برادران گایون هنائو که در قاچاق مواد مخدر دست داشتند، وارد مشاجره شد. در آن لحظه، راننده آنها به نام اومبرتو مونیوز کاسترو از خودرو پیاده شد و شش گلوله به او شلیک کرد. این راننده در نهایت به تحمل بیش از ۲۰ سال زندان محکوم شد.
در کلمبیا، باشگاه اتلتیکو ناسیونال او را یک اسطوره میداند و در بیستمین سالگرد درگذشتش، ادای احترام زیبایی به او داشت. همچنین چندین مجسمه نیز به افتخار این بازیکن که به "جنتلمن فوتبال" معروف بود، ساخته شده است.

مسابقه تاریخی ایرلند-ایتالیا: قتلعام جام جهانی
۱۸ ژوئن ۱۹۹۴؛ در بار "د هیتس" که به نام پاپ "اوتیلز" نیز شناخته میشد، در لافینایسلند، یک شب معمولی در جریان نبود. دهها نفر از مشتریان همیشگی گرد هم آمده بودند تا بازی افتتاحیه تیم ملی جمهوری ایرلند در جام جهانی آمریکا را در برابر ایتالیا تماشا کنند. ایرلندیها برای دومین بار در تاریخ خود و برای دومین دوره متوالی در این رقابتها حاضر میشدند. آنها با هدایت روی کین و دنیس اروین، با تیم ملی ایتالیا روبرو شدند که سرشار از ستارههایی نظیر مالدینی، بارسی، روبرتو باجو، کونته و جانفرانکو زولا بود. حوالی ساعت ۱۰ شب، چند تن از اعضای نیروهای داوطلب اولستر (UVF) که یک گروه شبهنظامی وفادار به بریتانیا بود، با تفنگهای تهاجمی به این بار هجوم بردند و رگباری شامل ۶۰ گلوله را به سمت مشتریانی که مشغول تماشای مسابقه بودند شلیک کردند. در این حادثه آدریان روگان، مالکوم جنکینسون، بارنی گرین، دانیل مککرنور، پاتریک اوهر و ایمون بیرن کشته شدند و پنج تن دیگر از افرادی که برای این رویداد تاریخی گرد هم آمده بودند، زخمی شدند. تیم ایرلند به لطف گل هوتون با نتیجه ۱-۰ پیروز شد تا یکی از مهمترین بردهای تاریخ خود و همزمان یکی از غمانگیزترین آنها را رقم بزند.
تحقیقات پیرامون این حادثه برای دههها مورد بحث بود و اتهاماتی مبنی بر دخالت پلیس اولستر در روند پرونده از طریق نابود کردن مدارک و حتی حضور ماموران دو جانبه در این گروه مطرح شد. در سال ۲۰۱۶، پس از ابطال گزارش قبلی، یک بازرس جدید به این نتیجه رسید که بله، تبانی میان پلیس و این گروه شبهنظامی وجود داشته و تحقیقات برای محافظت از مخبران درون گروه تغییر یافته است.
در یورو ۲۰۱۲، تیم ملی ایرلند تصمیم گرفت به قربانیان این قتلعام جام جهانی ادای احترام کند. ۱۸ سال پس از آن واقعه، آنها در دیدار خود برابر ایتالیا، به نشانه احترام به این هواداران با بازوبندهای مشکی وارد زمین شدند.

دیوگو ژوتا، جدیدترین بدشانسی
یکی از ستارههایی که باید در این جام جهانی حضور مییافت، دیوگو ژوتا بود. این بازیکن اهل گوندومار، کمی بیش از یک سال قبل به همراه برادرش آندره سیلوا، در یک سانحه رانندگی در استان سامورا جان خود را از دست داد؛ این اتفاق زمانی رخ داد که آنها برای سوار شدن به کشتی به مقصد لیورپول و پیوستن به اردوی پیشفصل، راهی سانتاندر بودند. این مهاجم در طول تورنمنت به یکی از ماندگارترین چهرهها در اردوی تیم ملی پرتغال تبدیل شد، چرا که تمام بازیکنان در هر مسابقه بازوبندی با نام او بر تن داشتند و تصویرش پیش از سوت آغاز بازیها به نمایش درمیآمد.
روبرتو مارتینز، سرمربی تیم، همواره از عبارت "۲۷ بازیکن به علاوه یک نفر" استفاده میکرد تا یاد این مهاجم را زنده نگه دارد. شوک ناشی از مرگ او در یک تصادف مرگبار، آن هم مدت کوتاهی پس از ازدواجش و در شرایطی که چند فرزند کوچک و برادرش را پشت سر خود باقی گذاشت، آن هم در سن ۲۸ سالگی، به یک ادای احترام مداوم از سوی کل کشور به بازیکنی تبدیل شده است که ویژگیهای اخلاقی و مهربانیاش حتی بیشتر از استعداد بزرگ فوتبالیاش توسط مردم پرتغال برجسته میشود.

ناپدیدشدگان جام جهانی ۱۹۷۸
اگرچه میزبانی آنها در سال ۱۹۶۴ تعیین شده بود، اما جام جهانی ۱۹۷۸ در آرژانتین و زیر سایه دیکتاتوری نظامی به رهبری خورخه رافائل ویدلا برگزار شد. در حالی که چندین کشور اروپایی با محکوم کردن نقض مکرر حقوق بشر خواستار بایکوت مسابقات شدند، در نهایت تعداد محدودی از تیمها یا بازیکنان، این تورنمنت را تحریم کردند. این کارزارها از سوی رژیم وقت به عنوان "تبلیغات ضد آرژانتینی" خوانده شد. بر اساس اسناد نهادهای آرژانتینی، دهها تن از شهروندان وابسته به جنبشهای مختلف اپوزیسیون در طول برگزاری این رقابتها ربوده، برخی کشته و عدهای دیگر ناپدید شدند. خود این تورنمنت نخستین عنوان قهرمانی جام جهانی را به لطف درخشش فراموشنشدنی ماریو کمپس برای آرژانتین به ارمغان آورد.
یکی از دردناکترین داستانهای مرتبط با فوتبال در این تورنمنت، در مدرسه مکانیک نیروی دریایی رخ داد که تنها کمی بیش از یک کیلومتر با ورزشگاه مونومنتال (خانه ریورپلاته و میزبان جام جهانی) فاصله داشت. این ساختمان بزرگترین بازداشتگاه مخفی در بوئنوسآیرس بود، جایی که هزاران نفر در آن زندانی بودند؛ آن هم درست در شرایطی که عده زیادی بیرون از آنجا مشغول جشن گرفتن برای گلها بودند. برخی از این صداها از داخل سلولها نیز شنیده میشد. از جمله این صداها، سه گلی بود که آرژانتین را در فینال مقابل هلند به مقام قهرمانی رساند.
سالها بعد، چندین تن از قهرمانان تیم ملی آرژانتین از شرایطی که این پیروزی در آن به دست آمده بود، ابراز تاسف کردند. ریکاردو ویلا در این باره اعتراف کرد: «آنها از ما سوءاستفاده کردند تا روی ناپدید شدن انسانها سرپوش بگذارند. من احساس میکنم به من خیانت شده و مسئولیت فردی آن را میپذیرم؛ من احمقی بودم که نتوانستم فراتر از توپ فوتبال را ببینم.» اسوالدو اردیلس نیز اذعان داشت: «دردناک است که بدانیم ما فقط یک ابزار برای حواسپرتی مردم بودیم.» سازمانهای حقوق بشری در کنار مادران میدان مایو برآورد میکنند که در مجموع ۳۰ هزار نفر در طول دوران این رژیم ناپدید شدهاند.