هالیوود در تسخیر ماتادورها
اکران باشکوه لاروخا در شهر فرشتهها
تیم ملی اسپانیا با ارائه یک نمایش سینمایی و بینقص در لسآنجلس، حریف خود را با آتشبازی پدرو پورو و میکل اویارزابال در هم کوبید.
به گزارش ایلنا، شهر لسآنجلس پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی جذاب دارد؛ به همین دلیل اسپانیا معطل نکرد و بهترین نمایش خود در این جام جهانی را در میان درختان نخل و حضور پرشمار سلبریتیها اکران کرد. این بازی کاملاً شایسته و در خور استعدادهای لاروخا بود که در لحظاتی، یاد و خاطره تیمی که دو سال پیش قهرمان یورو شد را زنده کرد. دبل میکل اویارزابال و شلیک پدرو پورو، خامه روی کیکِ تیکیتاکا و بازی مالکانه و گروهی اسپانیاییها بود؛ سبکی تماشایی که با ۲۲ شلیک به سمت دروازه حریف تزیین شد. سرانجام لبخند روی لبهای ماتادورها نشست و وقتش رسیده بود که پاداش خود را بگیرند. آنها در جدال مقابل اتریش، یک گام دیگر به قلهای که فینال بزرگ در تاریخ ۱۹ ژوئیه در آنجا برگزار میشود، نزدیکتر شدند.

شطرنج هجومی رانگنیک در بنبست تاکتیکی دلا فوئنته
در پادکستی که منتشر شده، از این بازی به عنوان یک رسیتال و تکنوازی باشکوه یاد شده که حالا لاروخا را به یکهشتم نهایی رسانده است. نبرد شطرنجگونه دو مربی با نشستن رالف رانگنیک روی صندلی و خیره شدن به صفحه بازی آغاز شد. این پیرمرد آلمانی که مثل فیلسوفها باهوش است، هزار و یک هزارتو در ذهن خود پنهان کرده بود تا کار را برای اسپانیا گره بزند. با این حال، ترکیب ابتدایی او رویکردی بسیار هجومیتر از پیشبینیهای روز قبل را نشان میداد. از زمان سوت آغاز مسابقه مشخص بود که بازی با سرعت و استارتهای انفجاری دنبال خواهد شد؛ یک جنگ رفتوبرگشت مداوم که در آن مدافعان کناری عملاً در نقش وینگر بازی میکردند و به ندرت زمانی برای ریکاوری و نفس گرفتن وجود داشت.
تیم لوئیس دلا فوئنته با نتیجه ۳-۰ اتریش را در هم کوبید و به مرحله بعد صعود کرد؛ گلهایی که توسط اویارزابال (۲ گل) و پدرو پورو که اولین بازی ملی خود را تجربه میکرد به ثمر رسید. در هر بازی شطرنج دو صندلی وجود دارد؛ به همین دلیل دلا فوئنته روی صندلی خود وانمود کرد که مایل است یک یا دو مهره را قربانی کند تا دفاع اتریش را به جلو بکشد. او باید به درِ خانه حریف میکوبید تا زایوالد و زاور شلاگر، دو سگ جنگنده خط میانی اتریش را از منطقه امنشان بیرون بکشد. هر زمان که آنها جلو آمدند، دنی اولمو یک فضای کاملاً باز و وسیع برای عقبنشینی و تصاحب توپ پیدا کرد و دقیقاً در همین نقطه بود که جادو آغاز شد.

نبرد تنبهتن لامین و لایمر؛ دوئل گلادیاتورها روی خط آتش
رفتهرفته زمین مسابقه به سمت جناح راست متمایل شد و اسپانیاییها حملات خود را از آن سمت پایه ریزی کردند. در این منطقه دو رقص تماشایی و دیدنی وجود داشت؛ اولی نبرد پدرو پورو و زابیتسر بود که وزن به وزن، ظریفترین و باکلاسترین بوکسور اتریش به شمار میرفت؛ دومی هم نبرد شلاقی لامین یامال و لایمر، مدافع بایرن مونیخ بود که تضمین میکرد این جنگ تا دقیقه ۹۰ یا شاید ۱۲۰ ادامه خواهد داشت. در آن لحظات نفسها در سینه حبس شده بود و همه امیدوار بودند شب به سمت استرس و وقتهای اضافه کشیده نشود.
بازیکنان با به صدا درآمدن زنگ استراحت برای نوشیدن آب، نفس راحتی کشیدند. اوضاع برای دلا فوئنته عالی پیش میرفت، اما برای رانگنیک اصلاً خوب نبود؛ بنابراین منطقی بود که سرمربی اتریش از این فرصت برای دادن دستورات جدید به بازیکنانش، به ویژه خط دفاعی با رهبری داوید آلابا استفاده کند. رالفِ کاربلد حتی وقت گذاشت تا لیوانهای پلاستیکی را که بازیکنانش روی زمین رها کرده بودند جمع کند؛ یک حرکت منحصربهفرد به سبک ژاپنیها.

در ادامه، شاهد یک حرکت تماشایی شبیه به بسکتبالیستهای هارلم گلوبتروترز بودیم؛ لامین توپ را به پدری سپرد، او پاس داد و اولمو با یک چرخش ماهرانه یک کرنر گرفت. از روی همین ضربه کرنر، گل مارک کوکوریا به دلیل خطای پائو کوبارسی روی الکساندر شلاگر دروازهبان اتریش مردود اعلام شد؛ یک افسوس واقعی. اما داستان فقط ادامه دادن و فشار آوردن بود، چرا که بازی روان لاروخا در آن دقایق به یک حمله همهجانبه و همهگیر تبدیل شده بود. سرانجام گل اول رویید؛ گلی که به زیبایی سلیقه ناب قهرمان اروپا در مالکیت توپ را نشان داد. پدری پاس گل را فرستاد، الکس بائنا اجازه داد توپ رد شود، کوکوریا آن را زمینی به عقب فرستاد و اویارزابال با خونسردی شگفتانگیزی کار را تمام کرد؛ درست مثل کسی که در حال لذت بردن از یک بستنی در پیادهروست. اگر کسی میخواهد بفهمد اسپانیا چطور فوتبال بازی میکند، این گل گویای همه چیز است.
با گذشت زمان، ماتادورها کتابچه راهنمای تاکتیکی اتریش را پاره کردند؛ به ویژه بخش اول آن را که روی آن نوشته شده بود: «گگن پرسینگ». در اصطلاح فوتبالی، این عبارت به فشاری اطلاق میشود که بلافاصله پس از از دست دادن توپ به حریف وارد میکنید، اما اگر اصلاً توپ را نداشته باشید چه؟ اسپانیا بدون داشتن باارزشترین کالای فوتبال یعنی توپ، اتریش را خفه کرد و با این روش، اعتماد به نفس آنها به قدری بالا رفت که در آستانه پایان نیمه اول، روی یک ضربه ایستگاهی تماشایی از بائنا که به کنج دروازه میرفت و در ادامه با مهار درخشان شلاگر روی شلیک از راه نزدیک لامین همراه شد، تا آستانه ثبت گل دوم پیش رفتند.
رانگنیک تصمیم گرفت به دو بازیکن کلیدی خود استراحت دهد و زایوالد و زاور شلاگر بعد از نیمه دوم به زمین برنگشتند. گریلیش و چکوئمکا خونهای تازهای بودند که سرمربی اتریش برای تغییر جریان بازی به زمین فرستاد. او به این هم قانع نشد و دقایقی بعد قدرت هجومی و البته قد تیمش را افزایش داد و مارکو آرناتوویچ (۱۹۲ سانتیمتر) و ساشا کالادزیچ (۲۰۰ سانتیمتر) را وارد معرکه کرد.

فرو ریختن دژ اتریش با سر طلایی پورو
فوتبال یک کودک بازیگوش و غیرقابل پیشبینی است که نمیتوان حرکاتش را حدس زد. در حالی که همه منتظر خطرات هوایی از سوی غولهای اتریش بودند، این تهدید هوایی از سوی اسپانیا شکل گرفت؛ جایی که پدرو پورو با یک ضربه سر شیرجهای، ارسال فوقالعاده بائنا را به گل تبدیل کرد. این اولین گل او برای تیم ملی بزرگسالان بود؛ پاداشی شایسته برای عملکرد درخشانش و پیشدرآمدی برای گل سوم که اویارزابالِ سیرناپذیر آن را به تور چسباند. این شلیک، میخ آخر بر تابوت پیروزی لاروخا در این مرحله بود. سرانجام پس از شانزده سال، اسپانیا طلسم ناکامی در اولین مرحله حذفی جام جهانی را شکست. ماتادورها تا روز دوشنبه برای جشن گرفتن این صعود باشکوه فرصت دارند.
اسپانیا با مالکیت ۶۴.۵ درصدی در برابر ۳۵.۵ درصدی اتریش کاملاً بر بازی سوار بود. تیم ملی اسپانیا خطر بسیار بیشتری ایجاد کرد و آمار ۲.۸۴ گلِ مورد انتظار (xG) را ثبت کرد؛ در حالی که اتریش به زحمت به آمار ۰.۳۲ رسید. حجم آتش هجومی لاروخا ویرانکننده بود؛ ۲۳ شلیک به سمت دروازه در مقابل تنها ۵ ضربه اتریش. در نهایت، شاگردان رانگنیک حتی نتوانستند یک شلیک داخل چارچوب ثبت کنند، در حالی که اسپانیاییها ۱۰ بار قاب دروازه حریف را با شلیکهای خود به لرزه درآوردند.