ماراکانازو؛ روزی که سکوت، ماراکانا را بلعید
۱۲ سال پس از خاموشی جام جهانی در سایه جنگ جهانی دوم، فوتبال در برزیل دوباره متولد شد؛ اما بازگشت بزرگترین تورنمنت جهان، با یکی از تلخترین تراژدیهای تاریخ این ورزش گره خورد. روزی که ورزشگاه افسانهای ماراکانا، مملو از جمعیتی بود که خود را قهرمان میدانستند، اما در چند دقیقه، سکوتی سنگین و مرگبار بر سکوهایش نشست؛ سکوتی که هنوز هم در تاریخ فوتبال با نام «ماراکانازو» زنده است.
به گزارش ایلنا، ۲۴ ژوئن ۱۹۵۰ در ریودوژانیرو، سوت آغاز چهارمین دوره جام جهانی فوتبال به صدا درآمد؛ تورنمنتی که فقط یک رویداد ورزشی نبود، بلکه نماد بازگشت امید به جهانی بود که سالها در آتش جنگ جهانی دوم سوخته بود. جنگی که نهتنها میلیونها انسان را قربانی کرد، بلکه دو دوره جام جهانی را نیز از تقویم فوتبال حذف کرد.
جام جهانی از سال ۱۹۳۰ هر چهار سال یکبار برگزار میشد، اما با آغاز جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹، اروپا که قلب فوتبال حرفهای جهان بود، به میدان نبرد تبدیل شد. به همین دلیل جامهای جهانی ۱۹۴۲ و ۱۹۴۶ هرگز برگزار نشدند. فیفا حتی برنامهریزی رسمی برای این دو دوره نداشت، چرا که کشورهای درگیر جنگ نه توان میزبانی داشتند و نه امکان اعزام تیم. شاید تنها نکته مثبت این وقفه، پیوستن انگلستان به رقابتها بود؛ کشوری که تا آن زمان جام جهانی را چندان جدی نمیگرفت و در آن شرکت نمیکرد.
با پایان جنگ در سال ۱۹۴۵، تب فوتبال بار دیگر جهان را فرا گرفت. اروپای ویرانشده توان میزبانی نداشت و فیفا نگاهش را به آمریکای جنوبی دوخت؛ قارهای که از آسیب مستقیم جنگ دور مانده بود. در کنگره سال ۱۹۴۶ فیفا، برزیل بهعنوان تنها کشوری که درخواست رسمی میزبانی داده بود، انتخاب شد؛ کشوری که فوتبال در آن چیزی فراتر از یک ورزش بود.
دولت برزیل برای نشان دادن عظمت خود به جهان، تصمیم گرفت ورزشگاهی بسازد که تاریخ را تغییر دهد. ورزشگاه ماراکانا در ریودوژانیرو با ظرفیت رسمی ۱۷۳ هزار و ۸۵۰ نفر ساخته شد؛ هرچند برخی منابع ظرفیت واقعی آن را بیش از ۲۰۰ هزار نفر میدانند. ماراکانا خیلی زود به یکی از نمادهای فوتبال جهان تبدیل شد.
جام جهانی ۱۹۵۰ یک تفاوت بزرگ با تمام دورههای قبل و بعد از خود داشت؛ فینال رسمی نداشت. در مرحله نخست، ۱۳ تیم در چهار گروه به مصاف هم رفتند و سپس چهار تیم برتر، یعنی برزیل، اروگوئه، اسپانیا و سوئد، در یک گروه نهایی بهصورت دورهای رقابت کردند. تیمی که بیشترین امتیاز را کسب میکرد، قهرمان جهان میشد.
این جام، شگفتیهای بزرگی هم داشت. انگلیس که برای نخستینبار در جام جهانی حاضر شده بود، در یکی از عجیبترین نتایج تاریخ، با نتیجه یک بر صفر به آمریکا باخت و تحقیر شد. ایتالیا، قهرمان دو دوره پیش از جنگ در سالهای ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ نیز خیلی زود حذف شد.
اما تمام داستان جام جهانی ۱۹۵۰ در یک روز خلاصه میشود؛ ۱۶ ژوئیه ۱۹۵۰. روزی که ماراکانا مملو از ۱۷۳ هزار و ۸۵۰ تماشاگر بود. برزیل تنها به یک تساوی مقابل اروگوئه نیاز داشت تا قهرمان شود و همهچیز برای جشن آماده بود.
برزیل در دقیقه ۴۷ با گل فریاسا پیش افتاد و ورزشگاه منفجر شد. تا دقیقه ۶۶، همهچیز مطابق رؤیای برزیلیها پیش میرفت، اما خوان آلبرتو شیافینو بازی را مساوی کرد. هنوز هم برزیل با این نتیجه قهرمان بود، اما شوک اصلی در دقیقه ۷۹ از راه رسید؛ آلسیدس گیجیا از جناح راست نفوذ کرد و با ضربهای دقیق توپ را از زیر دستان باربوسا، دروازهبان برزیل، عبور داد.
گل.
۲ بر ۱ به سود اروگوئه.
ماراکانا در سکوت فرو رفت. سکوتی که شاید هیچ ورزشگاهی در تاریخ به خود ندیده باشد. میلیونها نفر در سراسر برزیل ماتم گرفتند و رؤیای قهرمانی در خانه به کابوسی فراموشنشدنی تبدیل شد. این شکست تاریخی بعدها «ماراکانازو» نام گرفت؛ یعنی «ضربه بزرگ در ماراکانا».
گیجیا سالها بعد با غرور گفت:
«فقط سه نفر توانستند ماراکانا را ساکت کنند؛ پاپ، فرانک سیناترا و من.»
با این پیروزی، اروگوئه برای دومین بار قهرمان جهان شد. برزیل نایبقهرمان شد، سوئد سوم و اسپانیا چهارم.
ضربه این شکست برای برزیل فقط ورزشی نبود؛ یک زخم ملی بود. گفته میشود تا مدتها مردم لباس سیاه پوشیدند و فضای کشور عزادار شد. این شکست حتی باعث شد پیراهن سفید تیم ملی کنار گذاشته شود و لباس زرد معروف برزیل متولد شود؛ لباسی که بعدها به نماد افتخار این کشور تبدیل شد.
در همین دوره، فیفا برای تجلیل از ژول ریمه، رئیس وقت خود و بنیانگذار جام جهانی، نام جام قهرمانی را به «جام ژول ریمه» تغییر داد؛ جامی که اروگوئه آن را با خود به مونتهویدئو برد.
جام جهانی ۱۹۵۰ فقط بازگشت فوتبال نبود؛ بازگشت رؤیای اتحاد ملتها پس از جنگ بود. هرچند برای برزیل، این رؤیا با تلخترین پایان ممکن همراه شد.
ماراکانا شاید هنوز هم در شبهای بارانی، زمزمه آن سکوت مرگبار را در دل خود نگه داشته باشد.