پدیده جوان رئال در نقطه سرنوشت ساز
تیاگو پیتارش حالا در مقطعی تعیینکننده از فصل و همچنین مسیر حرفهای خود در رئال مادرید قرار گرفته است.
به گزارش ایلنا، دنیای پیتارش در کمتر از ۵ هفته کاملاً زیر و رو شده است. پسری که تا همین اواخر روزهای عادی یک استعداد جوان را سپری میکرد، حالا مثل یک موشک به بالاترین سطح فوتبال اروپا پرتاب شده است. استارت این داستان رویایی در تاریخ ۱۷ فوریه و در جریان تقابل با بنفیکا زده شد. از آن روز تا زمان تعطیلات فیفادی در ۲ مارس، سرعت رشد این پدیده به قدری وحشتناک بود که فقط با کلمه «انفجاری» میتوان آن را توصیف کرد.
او در همین بازه زمانی کوتاه یک ماهه، در ۸ مسابقه پیراهن تیم اصلی کهکشانیها را به تن کرده و در ۶ دیدار متوالی هم بازیکن فیکس بوده است؛ آن هم نه در بازیهای معمولی، بلکه در نبردهای فوقالعاده سنگین مثل ۳ تقابل با منچسترسیتی در لیگ قهرمانان اروپا و البته دربی حساس مادرید مقابل اتلتیکو.
این درخشش خیرهکننده باعث شد تا آلوارو آربلوا بدون یک ثانیه تردید، نام او را به صورت رسمی وارد لیست تیم بزرگسالان کند؛ امتیازی ویژه که برای هیچکدام از همردههای او در آکادمی قائل نشدند.
با این حال، حالا زنگ شروع یک فاز جدید به صدا درآمده است. با خالی شدن تدریجی کلینیک باشگاه و بازگشت ستارههای آسیبدیده، به خصوص جود بلینگام، معادلات تغییر کرده است. پیتارش دیگر آن پدیده بینام و نشانی نیست که بدون استرس وارد زمین میشد؛ او حالا یک عضو رسمی و ثابت از تیم اول رئال است و باید برای حفظ جایگاهش با غولهایی مثل ادواردو کاماوینگا (که پیتارش پیشتر او را نیمکتنشین کرده بود)، جود بلینگام و آردا گولر وارد یک جنگ تمامعیار شود.
در راهروهای والدبباس همه به خوبی میدانند راز این پرش بلند چیست. آربلوا به شدت روی چند ویژگی خاص او حساب باز کرده است: پویایی و تحرک بالا، تکنیک ناب در کنترل توپ، بدن آماده و فیزیک قدرتمند، توانایی خفهکردن حریف با پرس شدید و البته سرعت عمل بالا در بازگشت به عقب برای پوشش فضاهای دفاعی. با این وجود، ماموریت اصلی او تازه شروع شده و گام بعدی به مراتب سختتر است؛ او حالا باید ثابت کند که نظم، تداوم و ثبات لازم را برای بازی در این سطح دارد.
ترکشهای این درخشش به بیرون از مستطیل سبز هم کشیده شده است. از همان زمان که پای او به کاستیا باز شد، نگاه تیمهای مطرح قاره سبز به سمتش چرخید. الان چند باشگاه بزرگ اروپایی با دقت حرکاتش را زیر نظر دارند تا شاید بتوانند او را با یک قرارداد قرضی به خدمت بگیرند، هرچند رخ دادن این انتقال در حال حاضر به شدت بعید است. همزمان، غولهای نقل و انتقالاتی و آژانسهای بزرگ استعدادیابی هم برای به دست گرفتن مدیریت آینده حرفهای او وارد یک رقابت سنگین و در مراحل پیشرفته شدهاند.
موج محبوبیت این پدیده حتی از مرزهای باشگاه هم فراتر رفته و پای تیم ملی را به میان کشیده است. حالا این بحث به صورت جدی مطرح است که آیا او شایستگی پوشیدن پیراهن لاروخا در اردوهای پیش رو را دارد یا نه؛ ایدهای که تا همین چند هفته قبل کاملاً غیرقابل تصور بود. موضع خود بازیکن اما در این مورد کاملاً شفاف است. او صراحتاً پالس مثبت فرستاده و گفته است: «آرزوی من بازی برای تیم ملی بزرگسالان اسپانیا است».
سوت آغاز «لحظه حقیقت» به صدا درآمده است. در مقطع مرگ و زندگی فصل که سرنوشت قهرمانی در لالیگا و لیگ قهرمانان روی لبه تیغ قرار دارد، پیتارش باید با چنگ و دندان از این جایگاه جدیدی که با سختی برای خودش ساخته محافظت کند.
بزرگترین چالش او در این مسیر، گذر از یک «استعداد» به یک «واقعیت» در یک زمان رکوردشکن است؛ او باید به همه ثابت کند که این درخشش یک اتفاق زودگذر نیست و فوتبال اروپا شاهد آغاز مسیر یک ستاره بزرگ است.