تاجرنیا: استقلال میخواهد ایران را در آغوش بگیرد
علی تاجرنیا، رئیس هیئتمدیره و سرپرست مدیرعاملی استقلال، در پیام نوروزی خود تأکید کرد این باشگاه متعلق به همه مردم ایران است و میکوشد نام و رنگ خود را در سراسر کشور گسترش دهد.
به گزارش ایلنا، متن پیام با عنوان «استقلال؛ باشگاهی برای همه ایرانیان» شروع میشود و به شرح زیر است:
"نوروز از راه میرسد؛ با دستانی پر از شکوفه، با نسیمی که بوی بهار نارنج و باران را از گوشهوکنار این سرزمین بزرگ با خود میآورد. ایران در نخستین روزهای سال، همچون باغی بیکران است؛ هر گوشهاش رنگی دارد، عطری دارد و روایتی شنیدنی. از قلههای سپید البرز تا سواحل گرم خلیج فارس، از جنگلهای انبوه هیرکانی تا دشتهای خورشیدی شرق، این سرزمین در نوروز دوباره متولد میشود.
در چنین لحظهای، سخن گفتن از استقلال، سخن گفتن از یک باشگاه صرفاً ورزشی نیست.
استقلال نامی است که در حافظه جمعی میلیونها ایرانی ریشه دوانده؛ نامی که اگرچه در خیابانهای تهران زاده شد، اما نبضش در سراسر این مرز و بوم میتپد.
باشگاه استقلال امروز با نگاهی راهبردی و عمیق، گام در مسیری نهاده که آن را از یک باشگاه شهری به نهادی ملی بدل میکند؛ باشگاهی که میخواهد در گستره چهارفصل ایران نفس بکشد، با فرهنگهای گوناگون همصدا شود و در اقلیمهای متفاوت این سرزمین، بستر شکوفایی استعدادها را فراهم آورد.
ایران، سرزمین اقلیمهاست؛ سرزمین کوه و کویر و جنگل و دریا.
در مازندران، آنجا که جنگلهای هیرکانی با مه صبحگاهی بیدار میشوند و موجهای دریای کاسپین آرام بر ساحل مینشینند، نام جویبار سالهاست با کشتی و پهلوانی گره خورده است. خاکِ تشنه تمرین در آن دیار، با عرق جوانان آمیخته و نام پهلوانان نسل به نسل روایت شده است. استقلال اینک با احترام به همان سنت دیرینه، راهی برای شکوفایی کشتی آزاد گشوده است؛ گویی میراث پهلوانی ایران، در این باشگاه نیز ریشه دوانده است.
در همان گستره ، اندکی آنسوتر در گرگان و دشتهای وسیع ترکمنصحرا، جایی که اسبها در باد میدوند و نوای دوتار در جشنها میپیچد، والیبال زبان مشترک جوانان این خطه است؛ شهری که توپ در آسمانش بارها اوج گرفته و هنوز هم پرواز میکند. استقلال در آن افقهای باز، دست در دست جوانان این سرزمین گذاشته تا والیبال همچنان به اوج برسدو امید در بین جوانان ترکمن زنده بماند.
در قم، شهری که در حاشیه کویر آرام نشسته و تاریخ و معنویت و قالی ابریشم در کوچههایش جاری است، کشتی فرنگی و کاراته با همان انضباط و صلابت معماری گنبدهایش شکل میگیرد؛ استوار، حسابشده و عمیق.
در زنجان، در میان کوهها و رودهای پرپیچوخم قزلاوزن، اراده معنای تازهای پیدا میکند. در آن دیار که انسان با امید بر محدودیتها غلبه میکند، تیم بسکتبال با ویلچر استقلال روایت دیگری از توانایی است؛ روایتی که میگوید پرواز، هرگز به پاها وابسته نیست.
و در خراسان بزرگ، خورشید هر صبح از دشتهای پهناور سر برمیآورد و موسیقی مقامی با صدای دوتار در دل شب میپیچد. در مشهد، آنجا که شن و آفتاب و شور جوانی به هم میرسند، والیبال ساحلی استقلال رنگ زندگی میگیرد و در دل همین خطه، در بجنورد جوانان با استعداد والیبالیست چشم به راه فردایی روشنترند د رتیم باشگاه استقلال.
در جنوب، آنجا که خلیج فارس با موجهای گرمش نفس میکشد، شهرهای ساحلی بوشهر زندگی را با ریتم دریا میفهمند. در کنگان، شنهای ساحل و صدای امواج، صحنهای میسازند که فوتبال ساحلی در آن معنا پیدا میکند؛ فوتبالی که با شور مردمان جنوبی و نغمه نیانبان درآمیخته است.
کمی آنسوتر در خوزستان، جایی که کارون با وقار از دل شهرها عبور میکند و گرمای آفتاب بر زمینهای فوتبال میتابد، ماهشهر میزبان رؤیاهای تازهای است. آکادمی فوتبال استقلال در آنجا، همچون نهالی جوان، در خاکی ریشه میدواند که سالهاست مهد فوتبال ایران بوده است.
در فارس، در سرزمین شعر و نارنج، کازرون با تاریخ کهن و مردمانی پرانرژی، خانه هندبال مردان استقلالی شده است؛ شهری که در سایه درختان نارنج و در نزدیکی دریاچه پریشان، صدای برخورد توپ با دروازه، طنین امید دارد.
در سیستان و بلوچستان، در شرق باستانی ایران، جایی که بادهای ۱۲۰ روزه از دل تاریخ میگذرند و خاطره دریاچه هامون هنوز در ذهن این سرزمین زنده است، فوتبال امید تازهای میآفریند؛ امیدی برای جوانانی که رؤیاهایشان به وسعت دشتهای بلوچستان است.
و تهران؛ شهری که البرز بر آن سایه افکنده و دماوند همچون نگهبانی سپید بر فرازش ایستاده است. در همین شهر، رشتههای گوناگون باشگاه استقلال در کنار هم زندگی میکنند: از هندبال زنان تا تنیس و قایقرانی تا بسکتبال و فوتسال و فوتبال « مردان و زنان » ؛ رشتههایی که نشان میدهند این باشگاه تنها یک تیم نیست، بلکه خانهای است برای همه ورزشها، برای زنان و مردان این سرزمین.
استقلال در این مسیر تازه، میخواهد جغرافیای ایران را نه فقط بر نقشه، که در قلب خود جای دهد؛ زیرا هر گوشه این سرزمین، داستانی دارد و هر داستان، استعدادی که میتواند شکوفا شود.
و چه زیباست اگر در این بهار، در جویبار و گنبد، در قم و زنجان، در مشهد و بجنورد، در کنگان و ماهشهر، در کازرون و زاهدان و در تهران بزرگ، پسران و دخترانی باشند که با پیراهن استقلال رؤیاهایشان را دنبال کنند.
استقلال، در آغاز این سال نو، بیش از همیشه خود را باشگاهی ملی میداند؛ باشگاهی که میخواهد میان ورزش، فرهنگ و جغرافیای ایران پلی استوار بسازد.
باشگاهی برای همه ایرانیان؛ برای آنان که در کوهستان زندگی میکنند، برای آنان که کنار دریا بزرگ شدهاند، برای آنان که در دشتها و کویرها رؤیا میبافند.
نوروز، یادآور این حقیقت است که هیچ بهاری تنها در یک باغ نمیشکفد. استقلال نیز چنین است؛ در سراسر ایران ریشه دارد و در دل همه ایرانیان شکوفه میدهد.
نوروز بر ایران و ایرانیان مبارک و سالی سرشار از امید، همدلی و افتخار و البته سلامتی برای خانواده بزرگ استقلال.
علی تاجرنیا
رییس هیئت مدیره و سرپرست مدیرعاملی باشگاه استقلال ایران"