سقوط آزاد گواردیولا در جهنم مادرید
شبی که سیتیزنها به فلسفه خود پشت کردند
منچسترسیتی در این نبرد سنگین، به طور کامل دیانای و هویت اصیل فوتبالی خود را به دست فراموشی سپرد تا زمینهساز یک فروپاشی تلخ و تمامعیار در پایتخت اسپانیا شود.
به گزارش ایلنا، در تقابل اندیشهها در مستطیل سبز سانتیاگو برنابئو، آلوارو آربلوا با یک استراتژی بینقص، هماهنگ و به شدت ویرانگر، درس بیرحمانهای از عملگرایی به پپ گواردیولا داد. در شبی که تاکتیکهای وسواسگونه سرمربی منچسترسیتی ظاهرا در رختکن جا مانده بود، شاگردان او بدون هیچ انگیزه، روحیه و نظمی در زمین مسابقه سرگردان بودند. سیستم بازی سیتیزنها دچار یک فروپاشی تاکتیکی تمامعیار شد و تخته مربیگری برای آنها به معمایی لاینحل تغییر ماهیت داد؛ اتفاقی که سرمربی نامدار سیتی را در برابر این فاجعه کاملا خلع سلاح و بیدفاع گذاشت.
کلید این برتری مطلق، تصمیم جسورانه آربلوا برای ورود به میدان بدون استفاده از یک مهاجم نوک کلاسیک بود. این حربه در همان ده دقیقه ابتدایی، تمام معادلات و برنامهریزیهای سیتی را نقش بر آب کرد. مادریدیها با بهرهگیری از بازیکنانی با شعاع حرکتی آزاد، ساختاری شناور ایجاد کردند که هرگونه نشانه انسجام را از حریف گرفت. در نتیجه این هوشمندی، مالکیت توپ نماینده انگلیس به یک چرخش توپ کاملا خنثی و بیثمر تبدیل شد و تاوان هر توپی که شاگردان پپ از دست میدادند، ضربات مهلک فدریکو والورده بود. این هافبک اروگوئهای با ثبت یک هتتریک تماشایی، آخرین ردهای گچ را از روی تخته تاکتیک تیمی پاک کرد که تا سوت پایان مسابقه درک نکرد باید مأمور مهار چه کسی باشد و حملات دقیقا از چه سمتی طراحی میشود.
این سردرگمی و فراموشی هویتی، فراتر از مسائل تاکتیکی، گریبانگیر ستارگان نامدار تیم نیز شد. ارلینگ هالند در این مسابقه عملا به تماشاگری ویژه تبدیل شده بود که گویی تنها گرانقیمتترین بلیت حضور در برنابئو را تهیه کرده است. او در طول بازی نه یک شوت به سمت چارچوب زد، نه هیچ پاس تعیینکنندهای ارسال کرد و نه حتی کوچکترین واکنشی از سر اعتراض نشان داد. ماشین گلزنی نروژی همچون جزیرهای منزوی در میان امواج اقیانوس سفیدپوشان مادریدی غرق شد و ساختار تدافعی بینقص آربلوا، او را به طور کامل از جریان بازی محو کرد. معضل اصلی پپ در این دیدار صرفا گل نزدن مهاجم هدفش نبود، بلکه غیبت فیزیکی و روانی او در زمین بود که سیتی را از برندهترین سلاح تهاجمی خود محروم ساخت.
در شبی که خط حمله منچسترسیتی در خاموشی مطلق به سر میبرد، اوضاع در خط دروازه این تیم نیز با بحران و تزلزل مستمر همراه بود. جانلوئیجی دوناروما دقیقا بر همان کابوسی مهر تأیید زد که منتقدانش همواره به آن اشاره میکردند. این سنگربان ایتالیایی اگرچه زیر طاق دروازه میتواند همچون یک غول بزرگ عمل کند، اما در بازی با پا و هنگام تصمیمگیری برای پایهگذاری حملات از عقب زمین، به شدت شکننده و آسیبپذیر نشان داد. هر پاس او دعوتی آشکار به یک فاجعه بود؛ قطعهای ناموزون که به هیچ وجه با پازلهای تاکتیکی پیچیده گواردیولا همخوانی نداشت و تهمانده اعتماد به نفس تیم را نیز به باد داد. لغزش و اشتباه اورایلی در صحنه گل نخست، تنها نقطه شروع شبی بود که در آن دروازهبان سیتیزنها نتوانست هیچ درک درستی از جریان مسابقه داشته باشد.

با وجود اینکه گواردیولا این فرصت را دارد تا برای تقابل برگشت، آرایش و استراتژی تیمش را هزاران بار بازطراحی کند، اما تا زمانی که ارکان اصلی تیمش به برنامههای تعیینشده خیانت کنند و تحت پرس سازمانیافته تیم آربلوا تسلیم شوند، منچسترسیتی همچنان غولی با پاهای گلی و سستبنیان باقی خواهد ماند. در جدال رفت در پایتخت اسپانیا، تخته تاکتیکی سیتیزنها کاملا پاک و تهی از ایده ماند و این سنگینترین تاوان برای تیمی بود که هویت اصیل خود را به دست فراموشی سپرد.