ارائه مقاله برای همایش بایستههای پس از جنگ؛ حفاظت و مرمت میراثفرهنگی
نخستین پیشرویداد علمی کنگره ملی «میراثفرهنگی و بحران» با عنوان «بایستههای پس از جنگ؛ حفاظت و مرمت میراثفرهنگی» با ارائه سخنرانیهای تخصصی و علمی برگزار شد.
به گزارش ایلنا به نقل از وزارت میراث فرهنگی و گردشگری، محمدابراهیم زارعی در آغازین بخش تخصصی این همایش که با حضور علی دارابی قائم مقام وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی امروز در موزه ملی برگزار شد؛ با بیان این که شهر سنندج پیشینهای دیرینه دارد، گفت: با این وجود؛ مستندترین تاریخ بازساخت آن به عصر صفوی و سال ۱۰۴۶ هجری قمری باز میگردد که بنا به دستور شاه صفی صفوی به سلیمان خان اردلان، سنندج به عنوان مرکز استان (ایالت) کردستان انتخاب و بازساخته شد.
او تصریح کرد: از همان زمان دستور ساخت مجموعهای از ساختمانهای حکومتی (کهندژ)، بازار، چهارباغ و ساختارهای مسکونی و مسجد و حمام و ....به سبک معماری اصفهانی در شهر سنندج آغاز شد که دژ سنه یا کهن دژ شهر در بالای تپهای ایجاد شد.
زارعی افزود: در کنار این مجموعه حکومتی یک مقبره نیز وجود داشته که بعدا به یک مجموعه مذهبی تحت عنوان مقبره پیر عمر معروف شد.
به گفته این استاد دانشگاه، قلعه حکومتی (کهندژ) در مرکز شهر و بناهای متعددی از عمارات اعیانی بزرگ و کوچک در پیرامون آن شکل گرفتند. در جنگ ۴۰ روزه (رمضان) نقاط مختلفی از شهر سنندج و از جمله قلعه حکومتی بمباران شد. این قلعه که اکنون مقر سپاه پاسداران شهر سنندج و موزه حفظ ارزشهای مقدس است. در جنب این مرکز علاوه بر واحدهای مسکونی مجموعه مقبره پیر عمر قرار دارد. در فاصله حدود صد متری عمارت ملا لطف اله شیخ الاسلام سنندجی و در فاصله کمتر از ۵۰ متر عمارت آصف دیوان (خانه کرد)، مسجد، مدرسه دارالاحسان و عمارت التجار قرار دارد که در اثر این حملات آسیب دیدهاند. آسیبها در نگاه نخست بیشتر تزئینات معماری است اما در نگاهی عمیق و دقیق مشکلات سازهای برای مقبره پیر عمر بوجود آورده است.
او تصریح کرد: بنابراین بخش عمدهای از میراث معماری و شهری سنندج در اثر این جنگ و یورش ددمنشانه آمریکا و اسرائیل متجاوز خسارت دیده است که نیازمند مرمت و احیاء و نیز تصمیمهای جدی و بزرگ برای جابجاییهای بزرگ است.
مدیریت ریسک در موزهها، رویکردی نظاممند برای حفاظت از میراث فرهنگی
منیژه هادیان دهکردی عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در بخشی از این همایش با اشاره به اینکه موزهها به عنوان حافظان میراث فرهنگی و حافظه تاریخی جوامع، همواره در معرض طیف گستردهای از مخاطرات طبیعی و انسانساخت قرار دارند، اظهار کرد: زمینلرزه، سیل، آتشسوزی، تغییرات اقلیمی، سرقت و خرابکاری، حملات سایبری، ناآرامیهای اجتماعی، همهگیری بیماریها و در نهایت جنگ و مخاصمات مسلحانه، از جمله مهمترین بحرانهایی هستند که میتوانند موجودیت موزهها، مجموعههای فرهنگی و اطلاعات ارزشمند آنها را با تهدیدهای جدی مواجه کنند.
او افزود: تجربه دهههای اخیر نشان داده است که خسارتهای واردشده به موزهها در بسیاری از موارد نه صرفاً نتیجه شدت بحران، بلکه ناشی از فقدان برنامهریزی، نبود آمادگی، ضعف در شناسایی مخاطرات و نبود نظام علمی مدیریت ریسک بوده است.
به گفته معاون پژوهشی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در سالهای گذشته، رویکرد حفاظت از میراث فرهنگی از الگوی سنتی واکنش پس از حادثه فاصله گرفته و به سوی مدیریت پیشگیرانه مخاطرات حرکت کرده است.
او افزود: این تغییر نگرش، امروزه یکی از مهمترین تحولات در نظام حفاظت از میراث فرهنگی محسوب میشود. در این رویکرد، هدف اصلی کاهش احتمال وقوع خسارت و کاهش شدت پیامدهای آن، پیش از تبدیل یک مخاطره به بحران است. مدیریت ریسک، چارچوبی نظاممند برای شناسایی، تحلیل، ارزیابی، اولویتبندی و کنترل خطراتی فراهم میکند که داراییهای فرهنگی موزهها را تهدید میکنند و امکان میدهد منابع محدود حفاظتی بر مهمترین تهدیدها متمرکز شوند.
حفاظت از میراث فرهنگی و جنگ
علیرضا قلی نژاد پیربازاری عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در بخشی از این همایش، با بیان این که جنگها و مخاصمات مسلحانه، افزون بر خسارتهای انسانی و اقتصادی، یکی از جدیترین تهدیدها برای میراث فرهنگی ملموس و ناملموس به شمار میروند، تصریح کرد: با وجود گسترش ادبیات حفاظت در دهههای اخیر، بخش عمده مطالعات همچنان بر مرمت کالبدی آثار، مدیریت بحران یا بازسازی پس از جنگ متمرکز بودهاند و چارچوبی نظری که بتواند حفاظت از میراث فرهنگی را در قالب یک نظام حکمرانی یکپارچه و آیندهنگر تبیین کند، همچنان با کمبود مواجه است. مسئله اصلی این پژوهش آن است که چگونه میتوان از رویکردهای واکنشی و پروژهمحور عبور کرد و نظامی برای حکمرانی حفاظت طراحی کرد که ضمن صیانت همزمان از میراث فرهنگی ملموس و ناملموس، توانایی مواجهه با عدمقطعیتها، بحرانهای آینده و شرایط پیچیده پس از جنگ را نیز داشته باشد.
به گفته وی، یافتههای پژوهش نشان میدهد که موفقیت حفاظت از میراث فرهنگی پس از جنگ، بیش از آنکه به کیفیت عملیات مرمتی یا میزان منابع مالی وابسته باشد، به کیفیت نظام حکمرانی، یکپارچگی تصمیم سازی و تصمیمگیریها، ظرفیت سازگاری نهادی، مشارکت جامعه، مدیریت دانش، بهرهگیری هدفمند از فناوری و توانایی آیندهنگری وابسته است. این پژوهشگر تصریح کرد: بر این اساس، پژوهش حاضر نگاهی خاص با زمینه توجه به حکمرانی آیندهنگر حفاظت از میراث فرهنگی ملموس و ناملموس پس از جنگ و مخاصمات ارائه میکند که حفاظت را بهعنوان سامانهای پویا، سازگار، دادهمحور و انطباقپذیر تبیین میکند.
قلی نژاد با بیان این که نوآوری اصلی پژوهش در انتقال کانون نظری از پروژه مرمت به حکمرانی نظام حفاظت، ادغام میراث فرهنگی ملموس و ناملموس در قالب یک سامانه واحد، قرار دادن آیندهپژوهی و مدیریت عدمقطعیت در مرکز تصمیمسازی، بازتعریف نقش فناوری بهعنوان زیرساخت حکمرانی و تأکید بر پایش و سازگاری سازمانی بهعنوان موتور تکامل نظام حفاظت است، تصریح کرد: نتایج این پژوهش میتواند مبنای بازنگری در سیاستهای ملی حفاظت، طراحی نظامهای حکمرانی میراث فرهنگی، توسعه شاخصهای ارزیابی، استقرار سامانههای تصمیمیار و تدوین راهبردهای بازسازی پس از جنگ قرار گیرد و افق تازهای برای توسعه نظری و کاربردی دانش حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط بحران بگشاید.
تحلیل آسیب پذیری میراث فرهنگی در سوانح، با تاکید بر جنگ
علیرضا انیسی عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به تحلیل آسیب پذیری میراث فرهنگی در سوانح، با تاکید بر جنگ تصریح کرد: کشور ایران در طول تاریخ شاهد حوادث مختلفی بوده که آن را همواره با ناملایمات و نا آرامی ها مواجه نموده است. منشاء این حوادث یا اقدامات وعملکرد انسانها یا در نتیجه علل طبیعی بوده است. وقوع جنگ و منازعات سمبل دسته اول و زلزله و سیل وامثالهم شاخص ترین نمونههای دسته دوم میباشند که باعث تخریب وسیع جانی و مالی گردیدند. برای کاهش خطر چنین سوانحی لازم است تا تدبیر و تحرک، جای تقدیرو انفعال را بگیرد.
او با بیان این که آثار میراث فرهنگی به دلیل ماهیت قدیمی و فرسوده آن در مقیاس وسیع تر، و با شدت بیشتری در معرض آسیب و تخریب هستند، اظهار کرد: آمادگی و برنامه ریزی و اقدام به موقع میتواند از شدت این سوانح بکاهد و حفاظت لازم را از آنها به عمل آورد. علیرغم این ضرورت، تاکنون اقدام بایستهایی از سوی مسئولین مربوطه مشاهده نشده و چرخه حیاتی برنامه ریزی، اجرا و نظارت در این مورد به حرکت در نیامده است.
الگوهای تابآوری فرهنگی در دوران پس از جنگ
فریده مجیدی عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با بیان این که الگوهای تابآوری فرهنگی در دوران پس از جنگ به مجموعه منابع، روشها و سازوکارهای فرهنگی گفته میشود که به یک جامعه کمک میکنند در شرایط پس از جنگ هویت، انسجام اجتماعی، امید و پایداری روانی خود را حفظ کرده و حتی تقویت کند، گفت: این الگوها سبب میشوند جامعه بتواند فشارهای شدید پس از جنگ (ترس، ناامنی، تلفات، تخریب) را تحمل کرده و همچنان به حیات فرهنگی و اجتماعی خود ادامه دهد.
او با بیان این که یکی از نهادهایی که میتواند به این امر یاری برساند، انجمنهای فرهنگی هستند و از نمونههای موفق در این امر انجمن آثار ملی است، تصریح کرد: انجمنی که به همت برخی از ایران دوستان در سال ۱۳۰۱شمسی با هدف حفظ آثار کهن ایرانی و معرفی آنها به مردم در تهران تشکیل شد.
به گفته رییس پژوهشکده مردم شناسی؛ هدف این انجمن، حفظ و معرفی میراث فرهنگی ایران، به ویژه آثار تاریخی و باستانی بود و تلاش کرد تا با جمعآوری اسناد، کتب و آثار تاریخی، گامی در جهت آگاهیبخشی به جامعهی ایرانی بردارد. این انجمن از مجموعه الگوهایی پیروی میکرد که باعث شد عملکرد آن با نتایج مثبتی روبرو شود.
به گفته مجیدی؛ در دوران اول (۱۳۰۱-۱۳۱۳)، تاسیس این انجمن، این الگوها شامل تقویت و حفظ هویت فرهنگی و ملی از طریق اهمیت دادن به میراث فرهنگی و تاریخی، این مهم با تأسیس موزهها و کتابخانهها، ثبت و طبقهبندی آثار ملی ایران، نگهداری مجموعههای نفیس در کتابخانهها و موزهها، بهرهمند ساختن مردم از این مجموعهها از راه تعلیم در مدارس و عرضۀ آنها در نمایشگاهها، و حفظ و احیای صنایع و هنرهای ایرانی در تهران بود.
او ادامه داد: در دوره دوم (۱۳۲۳-۱۳۶۶)، این الگوها شامل؛ تجلیل از بزرگان ایران و احیای نام آنان از راه نشر آثار ایشان، ساختن آرامگاه و یا تندیس بزرگان و کمک به تأسیس و یا تکمیل کتابخانهها و موزهها در سایر شهرها بود،
این عضو هیات علمی با بیان این که دوره سوم از ۱۳۶۶ آغاز و تاکنون ادامه دارد و تداوم فعالیتهای گذشته است. گفت: این فعالیتها فرهنگ ایران را مجهز به ابزاری برای تاب آوری فرهنگی پس از جنگ کرد؛ این ابزارها شامل: ارزشها و باورهای مشترک، روایتها و حافظه تاریخی مشترک، ادبیات، هنر و رسانه، آیینها و مناسک جمعی، نهادهای فرهنگی و آموزشی، سرمایه اجتماعی و همبستگی مردمی، الگوها و نمادهای قهرمانی، زبان و نمادهای فرهنگی است و تمام این الگوها به جامعه کمک میکنند در شرایط بحران هویت، امید و انسجام خود را حفظ کند.
آیندهپژوهی میراث فرهنگی در شرایط جنگ و بحران؛ از رصد پیشرانها تا طراحی سیاستهای تابآور
مهدیه بد عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری تصریح کرد: جنگها و بحرانهای معاصر، از درگیریهای نظامی و حملات سایبری تا مخاطرات اقلیمی و بلایای طبیعی، نشان دادهاند که میراث فرهنگی تنها سرمایهای تاریخی نیست، بلکه بخشی از هویت، امنیت فرهنگی و سرمایه اجتماعی ملتها به شمار میرود.
او افزود: تجربههای اخیر نیز بیانگر آن است که رویکردهای سنتی حفاظت از میراث فرهنگی، بهتنهایی پاسخگوی پیچیدگیهای محیط آینده نیستند و ضرورت گذار به رویکردهای آیندهنگر بیش از پیش احساس میشود.
به گفته این پژوهشگر؛ تبیین جایگاه آیندهپژوهی در مدیریت و حکمرانی میراث فرهنگی، به بررسی پیشرانهای مؤثر بر آینده این حوزه در شرایط جنگ و بحران میپردازد؛ پیشرانهایی همچون تحولات ژئوپلیتیکی، تغییر ماهیت جنگها، پیشرفت فناوریهای نوین، تغییرات اقلیمی، تهدیدات سایبری و دگرگونیهای اجتماعی. همچنین با بهرهگیری از روشهای آیندهپژوهی، از جمله تحلیل روندها، شناسایی عدمقطعیتهای کلیدی و تدوین سناریوهای محتمل، چارچوبی برای افزایش آمادگی، کاهش آسیبپذیری و ارتقای تابآوری میراث فرهنگی ارائه خواهد شد.
مهدیه بد؛ هدف این سخنرانی، تأکید بر ضرورت تغییر نگاه از «واکنش پس از بحران» به «آمادگی و آیندهسازی پیش از بحران» و معرفی آیندهپژوهی بهعنوان ابزاری برای طراحی سیاستهای هوشمند، تقویت حکمرانی تابآور و حفاظت پایدار از میراث فرهنگی در مواجهه با جنگها و بحرانهای آینده عنوان کرد.
به گفته او؛ این رویکرد میتواند زمینهساز تصمیمگیری راهبردی و توسعه برنامههای ملی برای صیانت از میراث فرهنگی در شرایط پرمخاطره و نامطمئن باشد.
جنگ و ویرانگری خاموش: واکاوی سلسلهمراتب تخریب میراث فرهنگی و پیامدهای زنجیرهای آن بر گردشگری
ناصر رضایی عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و رییس گروه پژوهشی گردشگری تصریح کرد: جنگ، افزون بر کشتار انسانها، به مثابه «نسلکشی فرهنگی» عمل میکند که ریشههای هویت جمعی را هدف میگیرد.
او افزود: این پژوهش با رویکردی چندلایه، اثرات جنگ بر میراث فرهنگی را در شش سطحِ فیزیکی، عملکردی، زیستمحیطی، عمدی، ناملموس و حقوقی دستهبندی کرده و سپس نشان میدهد که چگونه هر یک از این آسیبها، بهسان دومینویی، صنعت گردشگری را از رونق اقتصادی تا بحران اعتبار فرو میریزد. در پایان، راهبردهای تابآوری و بازسازی پساجنگ مبتنی بر تجارب جهانی ارائه میشود.
پایش و حفاظت از میراث طبیعی ایران در سایه تهدیدهای ناشی از جنگ
پویا صادقی عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری تصریح کرد: مخاصمات مسلحانه به دلیل رهاسازی ترکیبات شیمیایی، تخریب لایههای خاک و آسیبهای فیزیکی ناشی از انفجار، تهدیدی مستقیم و جبرانناپذیر برای میراث طبیعی، ژئوسایتهای دارای ارزش جهانی و سامانههای بومشناختی محسوب میشوند.
او افزود: از آنجا که میراث طبیعی (از جمله زیستبومهای کوهستانی و مجتمعهای آتشفشانی ایران) پیوند ناگسستنی با هویت فرهنگی و پایداری زیستی جوامع دارد، تخریب این زیرساختهای اکولوژیک در شرایط جنگی، فراتر از یک بحران محیطزیستی، یک تهدید برای امنیت ملی و عدالت بیننسلی است؛ لذا اتخاذ رویکردی میانرشتهای و جامع برای تحلیل مخاطرات و تدوین چارچوبهای سیاستی جهت حفاظت از این داراییهای غیرقابلجایگزین در دوران جنگ و بازسازی پساجنگ، ضرورتی استراتژیک است.
این عضو هیات علمی خاطرنشان کرد: بر این اساس، ضرورت دارد با تمرکز بر تنوع زیستی و اقلیمی پهنه ایران، پژوهشهای میانرشتهای جهت تبیین مخاطرات نظامی و تدوین راهکارهای اجرایی برای مدیریت بحران و ارتقای تابآوری محیطزیستی در شرایط جنگ و پساجنگ، در دستور کار قرار گیرد.
حفاظت از میراث فرهنگی مکتوب در شرایط بحران: رویکردها، چالشها و راهبردهای نوین
مژگان اسماعیلی عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با بیان این که میراث فرهنگی مکتوب شامل نسخههای خطی، اسناد تاریخی، کتابهای نادر و آرشیوهای ملی است که بخش مهمی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی ملتها را تشکیل میدهد، گفت: این میراث به دلیل ماهیت فیزیکی و آسیبپذیر خود در برابر بحرانهایی مانند بلایای طبیعی، جنگ، آتشسوزی، تغییرات اقلیمی و ناآرامیهای اجتماعی با تهدیدهای جدی مواجه است.
به گفته این پژوهشگر؛ هدف این پژوهش بررسی راهکارهای حفاظت از میراث فرهنگی مکتوب در شرایط بحران با تأکید بر اقدامات پیشگیرانه، مدیریت بحران و اقدامات پس از بحران است.
اسماعیلی در پایان خاطرنشان کرد: نتایج نشان میدهد که برنامهریزی برای مدیریت ریسک، دیجیتالیسازی منابع، آموزش نیروی انسانی، توسعه زیرساختهای نگهداری استاندارد و همکاریهای بینالمللی از مهمترین عوامل در حفاظت از میراث مکتوب در شرایط بحران محسوب میشوند.