حسن فاضلینشلی در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛
چرا باستانشناسان در رخدادهای اجتماعی حضور ندارند؟ / غیبت یک صدای تخصصی در روایت تحولات
در سالهای اخیر و بهویژه پس از بروز بحرانهای اجتماعی و سیاسی در ایران، نقش علوم انسانی در تحلیل و تبیین وضعیت جامعه بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. در این میان، جامعه باستانشناسی ایران کمتر در این گفتوگوهای عمومی حضور داشته؛ مسئلهای که به باور برخی استادان این حوزه، یک خلأ جدی در فهم تاریخی و فرهنگی بحرانها ایجاد کرده است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، حسن فاضلینشلی، باستانشناس و مدیر گروه باستانشناسی دانشگاه تهران، با انتقاد از کمرنگ بودن حضور باستانشناسان در مواجهه با مسائل روز جامعه ایران، به ایلنا گفت: باستانشناسان در قبال بحرانهای اجتماعی هزینه ندادهاند و حضورشان در زمانههای بحرانی بسیار محدود بوده است.
به گفته این باستانشناس، درحالیکه پس از رخدادهای اجتماعی سالهای اخیر، رشتههایی مانند تاریخ، جامعهشناسی و علوم سیاسی نشستها و تحلیلهای متعددی برای بررسی شرایط و ارائه راهکار برگزار کردند، جامعه باستانشناسی کمتر وارد این میدان شده است.
او دلایل این وضعیت را ترکیبی از عوامل ساختاری و حرفهای میداند؛ از جمله کوچک بودن جامعه باستانشناسی ایران، محدودیت منابع، دغدغههای شغلی، رقابتهای درونی و همچنین نگرانی از تبعات اجتماعی ورود به مباحث عمومی.
فاضلینشلی تاکید کرد: در چهار دهه گذشته، جریان غالب در باستانشناسی ایران بیشتر بر مطالعات تخصصی، گاهنگاری، کاوشهای میدانی و معرفی آثار متمرکز بود و کمتر به تاریخ اجتماعی ایران و پیوند آن با مسائل معاصر پرداخته است.
او در مقایسه با تجربههای بینالمللی میگوید: در بسیاری از کشورها، باستانشناسان نهتنها در حوزه علمی بلکه در فضای عمومی و حتی جنبشهای اجتماعی نیز حضور دارند و از یافتههای خود برای فهم بهتر جامعه استفاده میکنند، اما در ایران این ظرفیت هنوز فعال نشده است.
جنگ اخیر و میراث فرهنگی؛ هشدار درباره آسیب به حافظه تاریخی
این استاد دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنان خود به آسیبهای وارد شده به آثار و محوطههای تاریخی ایران در جریان جنگ اخیر اشاره کرد و بر ضرورت واکنش سریعتر نهادهای علمی و فرهنگی تاکید داشت.
او معتقد است: در همان روزهای نخست بحران، جامعه علمی، نهادهای مسئول و شبکه جهانی متخصصان باید با صدایی بلندتر از میراث فرهنگی دفاع میکردند.
به گفته فاضلینشلی، تخریب یا آسیب به آثار ثبتشده تاریخی، صرفا خسارت به یک کشور نیست، بلکه آسیبی به میراث بشری محسوب میشود.
این باستان شناس، بر ضرورت مستندسازی دقیق، اطلاعرسانی بینالمللی، استفاده از ظرفیت ایرانشناسان خارجی و پیگیریهای حقوقی درخصوص آسیب به میراث فرهنگی ایران تأکید کرد.
میراث فرهنگی؛ فراتر از سنگ و خاک
فاضلینشلی که سابقه حضور در جنگ هشتساله ایران و عراق را دارد و حتی جانباز این جنگ است، معتقد است که میراث فرهنگی فراتر از ابعاد صرفا مادی است.
او میگوید: دفاع از سرزمین بدون توجه به هویت فرهنگی ناقص است. چون آنچه به خاک ارزش میدهد، بناها، حافظه تاریخی، زبانها، آیینها و لایههای تمدنی است و اگر اینها نباشند، سرزمین تنها یک جغرافیاست.
از نگاه فاضلی نشلی، میراث فرهنگی نقش مهمی در توسعه اقتصادی و اجتماعی دارد و اگر در چهار دهه گذشته محوطههای باستانی ایران به سایت موزهها و مقاصد گردشگری تبدیل میشدند، میتوانستند میلیونها گردشگر خارجی را جذب کرده و همزمان اشتغال و درآمد قابل توجهی ایجاد کنند.
او همچنین ضعف دیپلماسی فرهنگی را یکی از دلایل ناشناخته ماندن ایران در افکار عمومی جهان میداند و معتقد است: بسیاری از مردم اروپا و آمریکا شناخت دقیقی از ایران ندارند؛ مسئلهای که به گفته او، باید در سیاستگذاری فرهنگی مورد بازنگری قرار گیرد.
تجربه ترکیه؛ توسعه مبتنی بر میراث تاریخی
این باستانشناس در ادامه به نمونهای از تجربههای موفق منطقهای اشاره میکند و شهر «شانلی اورفا» در ترکیه را مثال میزند؛ منطقهای که در کنار محوطههای مهم پیشاتاریخی قرار دارد و توانسته است از ظرفیتهای باستانشناسی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی این منطقه استفاده کند.
به گفته او، ترکیه با ایجاد زیرساختهای دسترسی، مرمت آثار تاریخی، واگذاری خدمات به بخش خصوصی و تبدیل میراث فرهنگی به یک موتور توسعه، هم به رشد اقتصادی در شانلی اورفا که پیش از این اقدامات دستخوش تنشهای بسیار بود دست یافت و هم بخشی از تنشهای اجتماعی این منطقه را کاهش داد.
او افزود: حتی نام رستورانها و کسبوکارهای محلی از محوطههای باستانی گرفته شده و این یعنی گذشته به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است.
میراث فرهنگی و آینده ایران
فاضلینشلی در پایان، راه برونرفت از چالشهای موجود را بازگشت به مردم، پذیرش تنوع فرهنگی و سرمایهگذاری واقعی بر میراث تاریخی کشور اعلام کرد.
او تأکید کرد: میراث فرهنگی ستون خیمه همبستگی ملت ایران است. اقوام مختلف این سرزمین در طول هزاران سال در کنار هم زیستهاند و فرهنگی مشترک ساختهاند که اگر این حافظه جمعی جدی گرفته شود، میتواند به بازسازی امید اجتماعی و کاهش سوءتفاهمها کمک کند.
در نگاه مدیر گروه باستان شناسی دانشگاه تهران، تاریخ ایران تنها روایت جنگها و درگیریها نیست، بلکه مجموعهای از شکستها و بازسازیها، خشونتها و مداراها و ویرانیها و دوباره برخاستنهاست.
حسن فاضلی نشلی تاکید کرد: مسئله امروز ایران این است که جامعه و سیاستگذاران برای آینده، کدام بخش از این تاریخ را مبنای حرکت خود قرار میدهند؟
گفتگو: مریم جلیلوندفرد