در گفتگو با ایلنا مطرح شد؛
باید به شهروندان درباره تصاویری که از مناطق مورد هجوم میگیرند، هشدار داد/ دشمن منتظر بهرهبرداری از ابزار رسانه است
باید به همه شهروندانی که صفحاتی در شبکههای اجتماعی دارند، توصیه کرد که در بازنشر آنچه در این شبکهها میخوانند، دقت به خرج داده و ابتدا به عواقب و کارکردهای آن بازنشر بیندیشند و دیگر اینکه به هیچ عنوان به تصویربرداری و فیلمبرداری از مناطق مورد هجوم و واکنشهای شهروندان حاضر در آن مناطق نپردازند. تاکنون بهره برداران اصلی از تصاویر و ویدیوهای منتشر شده توسط شهروند – خبرنگاران، رسانههای دشمن بویژه رسانههای فارسی زبان بودهاند.
به گزارش ایلنا، پس از فراگیر شدن گوشیهای هوشمند و دیجیتالیزه شدن فرآیندهای ارتباطی بارها دیده شده که در شرایط خاص بویژه در بحرانهای اجتماعی شهروندان گوشی به دست مشغول فیلم گرفتن از حوادث و شرایط پیش آمده از حوادث شدهاند تا خود را در قامت شهروند – خبرنگار ببینند. امری که فی النفسه مذموم نیست، اما درباره مشتری تولیدات آنها جای اما و اگر وجود دارد. با توجه به حمله اخیر ارتش تروریستی آمریکا به همراه رژیم صهیونیستی به خاک ایرانزمین در این موضوع با محمد آسیابانی؛ روزنامهنگار و نویسنده به گفتوگو نشستیم. وی بجز سالها کار خبری، کتابهای «سیداحمد فردید»، «سرگذشت ادیان و اندیشههای آسمانی» و تصحیح رساله «اسلام و موسیقی» را منتشر کرده است و ترجمه کتاب «زیبایی شناسی یکه در نبض جهان نو» اثر ماجد صالح السامرائی را در نوبت نشر دارد.
آسیابانی درباره حرفه خبرنگاری گفت: خبرنگاری در شرایط جنگی و کلا «خبرنگاری» یک حرفه تخصصی است. خبرنگار کسی است که بجز دسترسی مستقیم به منابع خبری، توانایی تجزیه و تحلیل دارد و تولید نهایی محتوای خبری را با استفاده از یک نظام ارزش گذاری خاصی انجام میدهد. این نظام ارزشگذاری با مولفههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ادبی و اقتصادی خود به کمک خبرنگار میآید تا او بتواند از تولید معنای نامطلوب در ذهن مخاطب جلوگیری کند. به عبارتی خبرنگار با آگاهی از دانش هرمنوتیک تلاش میکند تا با استخدام کلماتی مناسب و ترکیببندی درست از نظر نحوی، پیشاپیش متن خود را از تفسیرهای غلط توسط دریافت کنندگان محتوا دور بدارد. محتوا و متن در این عصر دیگر فقط به متن مکتوب اطلاق نمیشود، یعنی تصویر، ویدیو و حتی تابلوی نقاشی هم متن محسوب میشوند.
وی افزود: در شرایط جنگی هم برای جلوگیری از بهرهبرداری دشمن از اخبار معمولا مسئولان اداره کننده جنگ با مشورت متخصصان، ضوابط و دستورالعملهایی را برای انتشار اخبار در شرایط جنگی به صورت محرمانه به رسانهها اعلام میکنند و خبرنگاران باید این ضوابط را درنظر بگیرند. شهروند – خبرنگاران بجز آنکه از دانشهای معمول حرفه خبرنگاری بیبهرهاند (یا آگاهی کمی از این دانشها دارند) در جریان چنین ضوابطی نیز قرار نمیگیرند، بنابراین تولیداتشان ممکن است تنها به کار «دشمن» بیاید.
نسبت توسعه دانش با انقیاد ملتها؛ دیدگاهی غربی
آسیابانی درباره تاریخ خبرنگاری در زمانه بحران گفت: اینجا باید به ناچار باید گریزی تاریخی به نسبت «جنگ» با «رسانه» و چگونگی بهرهگیری نظامهای سیاسی متجاوز از رسانهها در شرایط جنگی داشت. تاریخی که شاید یک بزنگاه مهم داشته باشد و آن هم جنگ نخست خلیج فارس است. نگاهی به تاریخ توسعه تکنولوژی و صنعت در غرب نشان میدهد که نخستین دلیل و اولیترین هدف برای این توسعه، استثمار دیگر جوامع بوده است. فکر سیطره بر جهان را غربیها از دیرباز داشتهاند و متاسفانه عمده دانشها حتی در حوزههایی چون علوم انسانی نیز ازین قاعده تبعیت کرده است. تغییر میدانها و عبور از سازوکارهای کلاسیک جنگی نتیجه فعلی این دانشهاست.
وی ادامه داد: تعریف حرفهای از «خبرنگاری جنگ» نیز ماحصل همین نگاههای استعماری به توسعه دانش بود که در نخستین جنگ خلیج فارس اتفاق افتاد. پیش از حمله آمریکا و نیروهای ائتلاف به کشور عراق به سال 1991 میلادی، ارتش آمریکا خبرنگاران زبده و کارآزموده را به خدمت گرفت و یک دوره فشرده آموزشهای تئوریک و عملی خاص را به همراه آموزشهای نظامی برایشان تدارک دید. دورهای که بیش از یکسال به طول انجامید تا آن خبرنگاران بتوانند به پوشش خبری جنگ آنطور که مدنظر فرماندهی ارتش آمریکا بود، بپردازند.
این روزنامهنگار درباره رسانههایی که در آن دوره به کمک ارتش آمریکا در جنگ نخست خلیج فارس آمدند، گفت: در آن برهه خبرنگاران بنگاههای خبری فاکس نیوز و سی ان ان یکی از شاخههای قدرتمند ارتش آمریکا بودند. کار ویژه آنها به قول ژان بودریار تبدیل «واقعیت» به «فراواقعیت» بود تا ابعاد اجتماعی و زمینههای تاریخی واقعیت از بین برود و زمینههای استفاده تحریف آمیز از آن بوجود بیاید. از همان تاریخ هم به طرز عجیبی یک ترم مفهومی برای عملیاتهای تهاجمی ارتش آمریکا در دیگر کشورها باب شد و آن هم حمله برای آزادی مردم و گسترش دموکراسی بود. چیزی که در جنگ دوم خلیج فارس به مثابه یک باور مقدس درآمد. کار این رسانهها آنقدر خاص و حرفهای از آب درآمد تا اینکه بودریار کتاب مشهور «جنگ خلیج فارس رخ نداده است» را نوشت و به بهترین نحو نقش رسانه در سیطره بر افکار عمومی را شرح داد.
آسیابانی اضافه کرد: بنابراین رسانه نقش مهمی را در جنگ ایفا میکند، چرا که میدانهای جنگ اکنون تفاوت کرده است. حال اگر ازین دیدگاه به تجاوز وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران نگاه کنیم به نتایج مهمی دست خواهیم یافت. نخست نتیجه یافتن دلیل جنگ است. رژیم اسرائیل و در سطحی گستردهتر آمریکا درست از همان زمانی که خبر بومی سازی دانش هستهای و تکنولوژی و صنایع دفاعی در ایران به رسانههای جهان راه پیدا کرد، با سیطرهای که بر رسانههای به اصطلاح آزاد در سطح جهان داشتند، تلاش کردند تا جمهوری اسلامی ایران را یک تهدید منطقهای و جهانی معرفی کنند. دلیل آن هم مشخص است، غرب دانش و تکنولوژی را برای خود میخواهد و اگر کشورهای صاحب منابع به چنین دانشهایی مجهز شوند، دیگر راه یک طرفه «احتیاج» به غرب بسته میشود. این میان اما یک ویژگی حکومت ایران آنها را آزار میداد؛ اینکه جمهوری اسلامی ایران آغازگر هیچ جنگی نبوده است، درست مانند دیگر حکومتها در طول تاریخ ایران پس از اسلام. بنابراین آنها یک جبهه دیگر در نبرد رسانهای را گشودند: ایجاد و گسترش شکاف میان ملت و حکومت؛ که مهمات اصلی و مهم این جبهه برای آنها تولیداتی با منشا ایرانی بود.
چرا باید به سواد رسانهای مسلح شد؟
آسیابانی در بخش دیگری از این گفتوگو درباره لزوم آگاهی از دانش سواد رسانهای اشاره کرد: در جنگ 12 روزه اسرائیل در تجاوز وحشیانه خود به ایران بجز تسلیحات آمریکایی به سلاحهای دیگری هم برای جبهه تهاجم رسانهای خود نیاز داشت تا از آنها کارکردهای ویژهای را بگیرد. با ذکر یک مثال میتوان به روشنی ابعاد جنگ در میدان رسانه را روشن کرد. در طول یکی دو سال گذشته تلگرام و اینستاگرام فارسی به صورتی گسترده افسانههایی پیرامون جنگده f35 آمریکایی که ارتش اسرائیل آن را در اختیار دارد، منتشر کردند و هیچکدام نمیدانستند که اسرائیل قرار است در تهاجم وحشیانه خود به ایران از این جنگندهها استفاده کند. در چند ماه گذشته نیز تبلیغات زیادی روی ناوهای آمریکایی صورت گرفته است. به طور کلی حتی هنوز هم عموم فعالان در شبکههای اجتماعی نمیتوانند به ارزش گذاری روی حجم انبوه محتواهایی که با آن مواجه میشوند، بپردازند و چنین محتواهایی را بازنشر میکنند.
وی ادامه داد: در سطحی کلیتر تولید محتوا از هرگونه تخریب نیز چنین کارکردی دارد. شهروند – خبرنگاری که پس از حمله دشمن به نقطهای گوشی تلفن همراه خود را برای ضبط فیلم یا برداشتن عکس روشن میکند، اگر از صدمات احتمالی پس از آن حمله مصون بماند، آنچه را که ضبط و منتشر کرده، خوراک تبدیل واقعیت به فراواقعیت توسط دشمن است. در صورتی که هدف اصلی آن شهروند – خبرنگار صرفا نشان دادن واقعیتی چون سبعیت و درندهخویی دشمن متجاوز بوده است. در نهایت باید به همه شهروندانی که صفحاتی در شبکههای اجتماعی دارند، توصیه کرد که در بازنشر آنچه در این شبکهها میخوانند، دقت به خرج داده و ابتدا به عواقب و کارکردهای آن بازنشر بیندیشند و دیگر اینکه به هیچ عنوان به تصویربرداری و فیلمبرداری از مناطق مورد هجوم و واکنشهای شهروندان حاضر در آن مناطق نپردازند. تاکنون بهره برداران اصلی از تصاویر و ویدیوهای منتشر شده توسط شهروند – خبرنگاران، رسانههای دشمن بویژه رسانههای فارسی زبان بودهاند. آنها با همین ویدیوها واقعیتها را بدل به فراواقعیت کرده و تشویش اذهان همین شهروند – خبرنگاران و خانوادههای آنها میپردازند. شهروندان – خبرنگارانی که به هر دلیل مشتری این رسانهها (از جمله ایران اینترنشنال) هستند، اگر با دقت به محتواها نگاه کنند (چه تصاویر و چه ویدیوها و چه تحلیلهایی که از دهان مثلا کارشناسان خارج میشود) متوجه خواهند شد که منشا آنها، چیزهایی است که خود منتشر کردهاند.