خبرگزاری کار ایران

صالحی امیری در یادداشتی نوشت؛

کویر و تأملی در بازساخت حکمرانی گردشگری ایران

کویر و تأملی در بازساخت حکمرانی گردشگری ایران

سیدرضا صالحی‌امیری وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در یادداشتی نوشت: مسئله توسعه در ایران معاصر، پیش از آن‌که در سطح منابع، سرمایه یا حتی فناوری قابل صورت‌بندی باشد، در سطح «چارچوب‌های ادراکی» و «منطق‌های سیاست‌گذاری» قابل تحلیل است. هرگاه توسعه از فهم تاریخی و سرزمینی خود گسسته شد، به الگویی برون‌زا، نامتوازن و ناپایدار فروکاسته است. در این میان، کویر ایران یک «نظام معنایی» است؛ دستگاهی که طی قرون متمادی، عقلانیت زیستی، نظم اجتماعی و خلاقیت فرهنگی را در شرایط حداقلی بازتولید کرده و امروز می‌تواند به یکی از کانون‌های بازاندیشی در الگوی ملی گردشگری بدل شود.

به گزارش ایلنا، در یادداشت وزیر میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری  که پس از سفر به شهرستان‌های خور و بیابانک، طبس و روستاهای اصفهک آمده است:

سفر اخیر به شهرستان‌های خور و بیابانک، طبس و روستای اصفهک، از منظر سیاست عمومی، تلاشی آگاهانه برای خوانش مجدد نسبت میان سرزمین، کویر، حکمرانی و توسعه گردشگری بود. تأکید بر این نکته ضروری است که این سفر ناظر به پهنه‌هایی بود که در ادبیات رسمی توسعه، غالباً در حاشیه مانده‌اند؛ حال آن‌که آینده توازن فضایی ایران در آن‌ها رقم خواهد خورد.

در نظریه‌های نوین حکمرانی، دولت دیگر به‌مثابه «کنشگر اصلی» تعریف نمی‌شود، بلکه در قامت تنظیم‌گر نظم نهادی و تضمین‌کننده منافع عمومی ظاهر می‌گردد. توسعه گردشگری نیز از این قاعده مستثنی نیست. گفت‌وگو با سرمایه‌گذاران حوزه گردشگری، بار دیگر این واقعیت ساختاری را برجسته ساخت که سرمایه، بیش از آن‌که به یارانه و مشوق نیازمند باشد، محتاج ثبات سیاستی، اعتماد نهادی و پیش‌بینی‌پذیری تصمیمات حاکمیتی است. وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، در این چارچوب، نقش خود را نه در تصدی‌گری، بلکه در سیاست‌گذاری، حمایت هدفمند و نظارت هوشمند تعریف کرده است؛ رویکردی که با واگذاری میدان به بخش خصوصی توانمند، امکان جهش پایدار زیرساخت‌های گردشگری را فراهم می‌آورد.

خور و بیابانک، به‌عنوان یک واحد سرزمینی، نمونه‌ای ممتاز از هم‌نشینی تاریخ، طبیعت و جامعه محلی است. قلعه بیاضه با پیشینه ساسانی و تداوم سکونت انسانی، مصداقی روشن از آن چیزی است که در ادبیات معاصر میراث از آن به‌عنوان «میراث زنده» یاد می‌شود؛ میراثی که حفاظت از آن، بدون درک پیوندهای پیچیده اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، نه‌تنها ممکن نیست، بلکه می‌تواند به زوال تدریجی آن بینجامد. در این چارچوب، گردشگری بستری برای بازتولید حیات اجتماعی و اقتصادی این میراث تلقی می‌شود.

اقتصاد گردشگری در مناطق کویری، در صورتی که بر مشارکت واقعی جامعه محلی و توزیع عادلانه منابع استوار باشد، می‌تواند به الگویی کارآمد از توسعه درون‌زا و جامعه‌محور بدل شود. تجربه روستای مصر، که ساکنان آن به‌طور مستقیم در زنجیره گردشگری فعال‌اند، نشان می‌دهد که گردشگری تجربه‌محور و کویرنوردی، قادر است نه‌تنها معیشت، بلکه هویت اجتماعی و سرمایه فرهنگی یک منطقه را بازتعریف کند. اینجاست که گردشگری از سطح «فعالیت اقتصادی» فراتر رفته و به یک مداخله هوشمند اجتماعی ارتقا می‌یابد.

فرایند ثبت جهانی روستاها، که یکی از روستاهای خور و بیابانک (مصر) نیز در آن جای گرفته، باید در چارچوب سیاست فرهنگی و دیپلماسی میراثی تحلیل شود. ثبت جهانی، فی‌نفسه غایت نیست؛ بلکه ابزاری برای ارتقای استانداردهای حکمرانی محلی، حفاظت پایدار و اتصال نظام‌مند به شبکه‌های جهانی است. بدون چنین نگاهی، ثبت جهانی می‌تواند به یک نشان نمادین تقلیل یابد و کارکرد توسعه‌ای خود را از دست بدهد.

گردشگری فرهنگی، بدون توجه به سرمایه‌های فکری، ادبی و نمادین، روایتی ناقص از هویت ملی ارائه می‌دهد. آرامگاه حبیب یغمایی، شاعر برجسته ایران، یادآور این حقیقت است که ادبیات و شعر، بخشی جدایی‌ناپذیر از جغرافیای فرهنگی ایران‌اند. گردشگری، در این معنا، سیر در معنا و حافظه تاریخی است و ایران، سرزمینی است که لایه‌های معنایی آن، ظرفیت روایت‌گری جهانی دارند.

طبس در ادامه این خوانش، نمونه‌ای از امکان هم‌نشینی طبیعت، تاریخ و امر قدسی است. باغ تاریخی گلشن، با نظام پیچیده آب‌رسانی و تنوع زیستی، سندی زنده از عقلانیت زیست‌محیطی ایرانیان در مواجهه با اقلیم خشک است. چنین فضاهایی، ظرفیت آن را دارند که در قالب گردشگری علمی، آموزشی و اکوتوریسم، به کانون‌های تولید دانش و آگاهی بدل شوند.

زیارت امامزاده حسین بن موسی‌الکاظم(ع)، برادر گرامی امام رضا(ع)، نشان می‌دهد که در ایران، مرزی میان گردشگری و زیارت وجود ندارد. گردشگری معنوی، یکی از مزیت‌های راهبردی ایران در دیپلماسی فرهنگی است؛ مزیتی که نیازمند سیاست‌گذاری دقیق، زیرساخت متناسب و روایتی مبتنی بر احترام به امر قدسی است.

نشست با مدیران محلی و سرمایه‌گذاران طبس، فردوس و بشرویه، سرایان و عشق‌آباد، بیانگر آن است که امروز، ظرفیت‌های محلی برای شتاب‌بخشی به توسعه گردشگری بیش از گذشته فراهم شده است. با این حال، توسعه پایدار، نیازمند عقلانیت اجرایی، هم‌افزایی نهادی و رهایی از بروکراسی فرساینده است.

در جمع‌بندی، باید تاکید کرد که توسعه گردشگری ایران، بدون بازگشت سیاست‌گذار به میدان واقعیت‌های سرزمینی و اجتماعی، به افق مطلوب نخواهد رسید. کویر ایران، مسئله توسعه نیست؛ پاسخ توسعه است؛ پاسخی که تنها در صورت انتقال از حاشیه ذهنی سیاست‌گذاری به متن راهبرد ملی ایران آینده، امکان تحقق خواهد یافت.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز