در گفتگو با ایلنا مطرح شد؛
چرا مادران امروزی قصه بلد نیستند؟/ قصهگویی ایرانی، ثبت شد اما ترویج نشد!
ایران یکی از ۵ کشور تاریخی جهان است که پیشینه قصهگویی در آن قدمتی حداقل ۷ هزارساله دارد. با اینکه دو سال پیش قصهگویی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید اما هنوز در زمینه ترویج آن اقدامی منسجم و یکپارچه صورت نگرفته است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، هزاران قصه ایرانی در کوچه پس کوچههای تاریخ گم شدهاند. مادران نسل ضد، دیگر راوی قصههای کهن ایرانی نیستند. قصهها در صندوقچههای چوبی جا ماندهاند و این هنر روایتگری دیرینه سالهای طولانی است که دیگر در گوش نسل جدید خوانده و تکرار نمیشود. با اینکه دو سال پیش، وزارت میراثفرهنگی با مشارکت کانون پرورش فکری و نوجوانان با هدف حفظ قصههای ایرانی و ترویج آیین قصهگویی اقدام به ثبت ملی قصهگویی کردند اما پژوهشگران قصهگویی معتقدند، این اقدام صرفا نمایشی و نمادین بوده و متولیان فرهنگ در ایران که در برگیرنده نهادهای مختلفی میشوند هنوز اقدام جدی در راستای ترویج قصهگویی و جمعآوری و حفاظت از قصههای ایرانی نکردهاند.
«محمدرضا یوسفی» یکی از قصهنویسان معاصر است. او در گفتگو با ایلنا و در پاسخ به این پرسش که وضعیت گردآوری قصههای ایرانی چگونه است و در این زمینه چه میزان فعالیت پژوهشی منسجم صورت گرفته، گفت: ما در ایران هزاران قصه داریم که همگی قابلیت جمعآوری دارند اما هنوز شناسایی و گردآوری نشدهاند.
به گفته یوسفی، یک بخشی از قصههای ایرانی با عنوان طبقهبندی قصههای ایران توسط اولریش مارزلف گردآوری و نوشته شد. در دورهای نیز سید ابوالقاسم انجوی شیرازی، روی قصههای ایرانی فعالیت جدی کرده است. در واقع در زمینه قصهگویی بهصورت جسته و گریخته کارهای پژوهشی صورت گرفته است. حتی کارهایی از خانم قاسمی و دوستانی در اصفهان انجام شده اما تمام این فعالیتها در زمینه قصهگویی بهصورت جسته و گریخته بوده و هیچگاه فرآیند دائمی و متمرکزی نبوده است.
وی افزود: قصهگویی درحالی در ایران به ثبت ملی رسیده که ما یکی از ۵ کشور دنیا هستیم که از پشتوانه تمدنی دیرینهای برخورداریم. در واقع ایران، چین، هند، یونان و مصر ۵ کشور متمدن جهان محسوب میشوند که دارای قصههای قوی و چند هزارساله هستند البته این به آن معنا نیست که دیگر کشورها قصهگویی ندارند. اما این کشورها ریشهای کهن در قصهگویی دارند.
یوسفی افزود: ایران بینهایت قصه دارد و قصههای ایرانی به لحاظ تبارشناسی دارای پیشینهای چندهزارساله هستند. درست مثل سیاوش، خاله سوسکه و خیلی قصههای دیگر که هر کدام از آنها پیشینهای ۷ تا ۱۰ هزارساله دارند. از این منظر ما بسیار قوی هستیم و توسط نهادهای مختلف میتوانستیم کارهای پژوهشی و ترویجی گستردهای انجام دهیم اما از آنجا که نهادهای فرهنگی اعتقادی به این موضوع ندارند و اصولا نسبت به قصهگویی فهم اندکی وجود دارد، تا الان نتوانستیم گامهای جدی و ارزشمندی در این زمینه برداریم.
این پژوهشگر قصهگویی گفت: در دورهای در حال نوشتن قصههای حسن کچل بودم و نیاز به متون قدیمی و متنهای انجوی شیرازی داشتم. بخشی از این قصههای در تلویزیون ایران است متاسفانه این قصهها تبدیل شده به سرمایه انحصاری یک کارمند من با کلی پیگیری و به این در و آن در زدن نتوانستم به این متون دسترسی پیدا کنم در این زمینه با یک فاجعه مواجه هستیم.
یکی دیگر از پژوهشگران پژوهشگاه میراثفرهنگی در رابطه با چالشهای قصهگویی در ایران و همچنین در پاسخ به این سوال که آیا ثبت جهانی قصه گویی میتواند این هنر روایتگری کهن را از فراموشی نجات بدهد، به ایلنا گفت: سالها قبل پروندهای را با عنوان هنر روایتگری که شامل قصهگویی، پردهخوانی، نقالی و تغزیه بود در یونسکو به ثبت جهانی رساندیم. حتی سال گذشته نیز به همت کانون پرورش فکری «قصهگویی کانون پرورش فکری» ثبت ملی شد چراکه کانون یک نهاد تقریبا ۶۰ساله است ولی این ثبت ملی و جهانی سبب ترویج فرهنگ قصهگویی نمیشود.
وی با بیان اینکه؛ در زمینه گردآوری قصهها؛ فعالیتها کاملا پراکنده و سطحی بوده است، افزود: درحالحاضر افراد بزرگی چون آقای امجدی سیرجانی، احمد وکیلیان و آقای میرشکرایی قصهها و افسانههای کهن ایرانی را جمعآوری و بهخوبی ثبت و ضبط کردهاند و در حوزه مستندگاری قصهگویی خیلی عالی عمل شده اما در زمینه معرفی و ترویج هیچ اقدام درخوری صورت نگرفته است.
وی افزود: آقای غلامدوست افسانههای گیلان، آقای خزائی قصههای خراسان، آقای کریم کشاورز قصههای کردی جمعآوری و ترجمه کردهاند و در این میان افسانههای مردم ایران توسط آقای افشار دوست منتشر شده است. انتشارات امیرکبیر در ۵ جلد کتاب آقای امجدی را به همت آقای وکیلیان را منتشر کرده است و پژوهشگاه میراثفرهنگی نیز تعدادی کتاب در این زمینه منتشر کرده که بهدلیل فروش نرفتن و نداشتن مخاطب تجدید چاپ نشده است.
این پژوهشگر در حوزه قصهگویی معقتد است؛ در زمینه قصهگویی، کار جمعآوری و مستندنگاری خیلی خوب بوده اما بهدلیلعدم معرفی و فرهنگسازی دیگر این کتابها مخاطب بالا ندارد.
وی افزود: با اینکه قصههای ایرانی با گذر از هزار توی تاریخ خود را به عصر مدرنیته رساندهاند اما بهنظر میرسد این قصهها دیگر تکرار نمیشود و آنطور که پژوهشگران این حوزه معقتدند، فعالیتهای علاقمندان به این حوزه نیز فراگیر نیست.