دبیر شورای اطلاعرسانی دولت در یادداشتی عنوان کرد:
چرخه تندروی در برابر آرمان مشروطه
دبیر شورای اطلاعرسانی دولت یادداشتی با عنوان «چرخه تندروی در برابر آرمان مشروطه» منتشر کرد.
به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دولت، متن یادداشت محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت، به شرح زیر است:
«امروز یکصد و بیستمین سال صدور فرمان مشروطه است. روزی که ایرانیان خواستند قدرت را به قانون مقید کنند، عدالتخانه برپا شود، حکومت در برابر ملت پاسخگو باشد و مردم از جایگاه رعیت به مقام شهروند برسند.
مشروطه فقط تأسیس یک مجلس نبود؛ آغاز راهی تاریخی برای آزادی، عدالت، قانون و حق تعیین سرنوشت بود؛ راهی که ملت ایران بیش از یک قرن است، با همه فرازها، شکستها و بازگشتها آن را ادامه میدهد. مشروطه به همه آرمانهای خود نرسید، اما شکست کامل هم نخورد.
قانون اساسی، مجلس، آزادی مطبوعات، مسئولیت دولت، حقوق ملت و نظارت بر قدرت از همان دوران وارد ادبیات سیاسی ایران شد و دیگر هرگز از حافظه جامعه ایرانی بیرون نرفت. از آن پس حتی قدرتهایی که نسبتی با آزادی نداشتند، ناگزیر بودند خود را به نام مردم، قانون یا عدالت توجیه کنند. این شاید بزرگترین پیروزی نهضت مشروطه است. اما چرا آن نهضت بزرگ ناتمام ماند؟
پاسخ را نمیتوان فقط در مداخله روسیه و بریتانیا، قرارداد 1907، به توپ بستن مجلس یا اولتیماتوم روسیه جستوجو کرد. دخالت بیگانگان واقعی و ویرانگر بود، اما زمانی مؤثر شد که نیروهای داخلی نتوانستند اختلافهای خود را در چارچوب قانون و نهادهای مشروطه مدیریت کنند. رقابت سیاسی به دشمنی، اختلاف به حذف و گفتوگو به تهمت و خشونت تبدیل شد. یکی از روشنترین نمونهها، حوادث مجلس دوم است. اختلاف میان دموکراتها و اعتدالیون بهتدریج از مرز رقابت سیاسی گذشت. سید عبدالله بهبهانی، از رهبران برجسته مشروطه در خانهاش ترور شد. پس از آن فضای انتقام شدت گرفت. سرانجام نیز در جریان خلع سلاح مجاهدان و درگیری پارک اتابک، مشروطهخواهان در برابر یکدیگر قرار گرفتند و ستارخان، قهرمان مقاومت تبریز زخمی شد. کسانی که روزی در برابر استبداد ایستاده بودند، این بار بهجای استبداد، یکدیگر را هدف گرفتند. دشمن خارجی هنوز پشت دروازهها بود، اما بخشی از نیروهای داخلی، رقیب سیاسی را به مسئله اصلی کشور تبدیل کرده بودند.
تاریخ عیناً تکرار نمیشود، اما منطقهای تاریخی میتوانند تکرار شوند. منطق مجلس دوم، فقط منطق حذف و خشونت نبود؛ پیش از آن، منطق بیاعتبار کردن، متهمسازی و حذف رقیب بود.
هنگامی که هر جریان خود را تنها صاحب حقیقت میداند و حضور رقیب را نه یک حق سیاسی، بلکه خطری برای کشور معرفی میکند، راه از قانون به آشوب و از آزادی به اقتدارگرایی باز میشود. امروز نیز ایران در میانه یکی از دشوارترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد.
دشمن با جنگ، تحریم، عملیات روانی و فشار همهجانبه به میدان آمده است. در چنین وضعی، نیروهای مسلح در خط مقدم دفاع از سرزمین و امنیت کشور ایستادهاند و دولت، در کنار آنان، یکی از اصلیترین ستونهای ناکام گذاشتن دشمن بوده است. در جنگ، پیروزی فقط در آسمان و میدان نبرد رقم نمیخورد. استمرار تأمین سوخت، برق، درمان، کالاهای اساسی، حملونقل، ارتباطات، خدمات عمومی و اداره زندگی روزمره میلیونها ایرانی، بخشی از همان مقاومت ملی است. دشمن میخواست با حمله نظامی، زندگی مردم را مختل، جامعه را آشفته و اداره کشور را از هم بگسلد. اینکه چنین هدفی محقق نشد، حاصل ایستادگی نیروهای مسلح، همراهی مردم و تلاش شبانهروزی دولتی است که پشت جبهه، زندگی را حفظ کرد.
با این حال، درست در همین مقطع، جریانی میکوشد دولت و رئیسجمهور را از درون هدف بگیرد. یک روز داستان استعفای مکرر رئیسجمهور ساخته و منتشر میشود و روز دیگر، کسانی آشکارا نسخه برکناری او را میپیچند. بدون ارائه سند، به رئیسجمهور نسبت میدهند که بارها قصد کنارهگیری داشته و از اداره کشور گریزان بوده است؛ تهمتی که هدف آن فقط تخریب یک شخص نیست، بلکه القای بیثباتی، بیارادگی و فروپاشی در رأس دولت است.
نقد رئیسجمهور و دولت حق هر شهروند و جریان سیاسی است. مشروطه نیز برای محدود کردن قدرت و به رسمیت شناختن همین حق شکل گرفت. اما تهمت، جعل روایت و تلاش برای تضعیف و تخریب منتخب مردم و دولتی که درگیر دفاع از کشور و حفظ زندگی مردم است، دیگر نقد نیست. ممکن است صاحبان چنین رفتارهایی خود را مخالف دشمن بدانند، اما تاریخ فقط درباره ادعاها داوری نمیکند، نتیجه رفتارها را نیز میسنجد. رفتاری که نتایجش با اهداف دشمن همسو باشد، در عمل در مسیر خواست دشمن حرکت کرده است.
آرمان آزادی و عدالت در ایران، آرمانی صد و بیستساله است؛ اما در برابر آن نیز چرخهای قدیمی از جهل، تندروی و حذف وجود دارد. چرخهای که هر بار دشمن خارجی را فراموش میکند، رقیب داخلی را هدف میگیرد و راه توسعه کشور را میبندد.
امروز باید مراقب باشیم عدههای تندرو، خیابان، میدان و حضور مردم را به پارک اتابک دیگری با سلاح تهمت، شایعه و بیاعتبار کردن رأی مردم تبدیل نکنند. ایران آینده و توسعه آن با قانون، گفتوگو، آزادی، عدالت و باهمبودگی ملت ادامه مییابد؛ نه با تهمت به رئیسجمهور، تخریب چهره مسئولان دلسوز، تضعیف دولت و گشودن شکافهایی که دشمن برای عبور از آنها انتظار میکشد.
دبیر شورای اطلاعرسانی دولت»