خبرگزاری کار ایران

نگاهداری:

بیچارگی امروز آمریکا به خاطر آن است که در تفاهم‌نامه به آنچه می‌خواست نرسید

بیچارگی امروز آمریکا به خاطر آن است که در تفاهم‌نامه به آنچه می‌خواست نرسید

رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: اگر امروز آمریکا با بیچارگی دوباره به میدان جنگ برمی‌گردد، دقیقاً به این دلیل است که در آن تفاهم‌نامه به آنچه می‌خواست نرسیده است.

به گزارش ایلنا بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، در گفت وگویی با بیان اینکه اگر بخواهیم بدون تعارف سخن بگوییم، باید بپذیریم که سرنوشت ایران در این قرن، در همین روزها و در همین نوع مواجهه ما با مسائل پیچیده امروز رقم می‌خورد گفت: در چنین شرایطی، هیچ حرفی و هیچ اقدامی، اثر عادی ندارد. هر موضعی که گرفته می‌شود، هر تصمیمی که گرفته می‌شود، هر حمایتی که انجام می‌شود و حتی هر غفلتی که صورت می‌گیرد، می‌تواند اثری ماندگار و چندبرابری بر آینده کشور بگذارد.

مسئولیت همه ما در شرایط کنونی بسیار سنگین تر است

وی در ادامه با بیان اینکه براساس همین موارد ذکر شده، مسئولیت همه ما در این شرایط خیلی سنگین‌تر از همیشه است اظهار کرد: اینجا دیگر بحث یک توصیه اخلاقی ساده نیست. اینجا بحث یک خط قرمز ملی است. نخستین خطا در چنین شرایطی دیدن مسائل بزرگ کشور با عینک دعواهای کوچک و کودکانه سیاسی است. وقتی کشور در یک نقطه تاریخ‌ساز ایستاده، دیگر رقابت‌های جناحی، انتخاباتی، گروهی و حزبی، نمی‌توانند و نباید معیار تشخیص دوست و دشمن باشند.

عده ای آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر ناتوان سازی ایران حرکت می کنند

رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه امروز باید یک صف‌بندی روشن را بفهمیم تصریح کرد: در این شرایط، دو صف بیشتر وجود ندارد. یک صف، صف کسانی است که ایران قوی می‌خواهند. کسانی که عزت ایران را می‌خواهند. کسانی که اعتلای ایران را می‌خواهند. کسانی که می‌خواهند این کشور در تصمیم‌گیری، در امنیت، در سیاست، در اقتصاد و در جایگاه منطقه‌ای و جهانی خودش، مقتدر بماند. در رأس این نگاه هم اندیشه و رهنمودهای رهبران انقلاب قرار دارد که جهت‌گیری اصلی‌شان حفظ قدرت ملی، تقویت کشور و جلوگیری از تضعیف ایران است.

نگاهداری در ادامه بیان کرد: در صف مقابل، کسانی هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر ناتوان‌سازی ایران حرکت می‌کنند. کسانی که از تضعیف اعتماد عمومی استقبال می‌کنند. از شکننده‌سازی ساختار حکمرانی استقبال می‌کنند. از فرسوده شدن دولت در معنای کلانش استقبال می‌کنند. 

وی با تاکید بر اینکه وقتی می‌گوییم دولت، منظورمان فقط قوه مجریه نیست منظور دولت به معنای کلان است بیان کرد: منظور از دولت یعنی آن ظرفیت سازمان‌یافته‌ای که کشور با آن تصمیم می‌گیرد، اقدام می‌کند، از منافع خودش دفاع می‌کند و امور عمومی را اداره می‌کند. ما چیزی به اسم قوه مجریه یا قوه مقننه‌ی جدا از کلیت نظام حکمرانی نداریم. آسیب زدن به دولت، در واقع آسیب زدن به کل نظام حکمرانی است. یعنی شما یک بخش را نمی‌زنید و خیال کنید فقط همان بخش آسیب می‌بیند؛ این ضربه به کل توان کشور وارد می‌شود.

هر ضربه ای که به اعتماد و انسجام کشور وارد شود هزینه اش را همه مردم می پردازند

رئیس مرکز پژوهش های مجلس با تاکید بر اینکه تضعیف نظام حکمرانی، تضعیف توان ایستادگی ملی است بیان کرد: این یک خطای بزرگ است که کسی تصور کند می‌شود به هر دلیل سیاسی، انتخاباتی یا جناحی، بخشی از ساخت اداره کشور را تضعیف کرد، اما اصل کشور هزینه آن را نپردازد. این‌طور نیست. هر ضربه‌ای که به اعتماد، انسجام، اقتدار و کارآمدی سازوکارهای رسمی کشور وارد شود، در نهایت هزینه‌اش را همه مردم می‌پردازند. تضعیف نظام حکمرانی، تضعیف توان ایستادگی ملی است.

خودتحقیری ملی نگاه خطرناکی است

وی در ادامه آفت خطرناک دیگر را خودتحقیری ملی دانست و تاکید کرد: این از آن بیماری‌هایی است که اگر در یک جامعه جا بیفتد، آرام‌آرام روح یک ملت را فرسوده می‌کند. خودتحقیری ملی در قرن معاصر ما، بیشتر به معنای ندیدن دستاوردها و توانایی‌های کشور بوده است. اما اینکه هر موفقیتی را طوری روایت کنی که انگار یا اصلاً موفقیت نبوده، یا آن‌قدر کم‌ارزش بوده که باید از کنارش با تحقیر عبور کرد هم شکل دیگری از خودتحقیری ملی است. این نگاه، نگاه خطرناکی است. چون یک ملت را از درون ضعیف می‌کند.

نگاهداری در ادامه بیان کرد: فرزندان این کشور، سربازان این کشور، فرماندهان این کشور، با شجاعت و درایت، در یک‌سال گذشته، در یک جنگ کاملاً نابرابر با قوی‌ترین و سفاک‌ترین ارتش‌های تاریخ جهان، کارهای بزرگی کرده‌اند. در جنگ ۴۰ روزه نه تنها یک مقاومت تاریخی کردیم بلکه موفق شده‌ایم موازنه را به نفع خودمان تغییر بدهیم. این دستاورد کوچکی نیست. مایه فخر تاریخ ماست. اما گاهی در فضای عمومی، سقف توقعات را آن‌قدر بالا می‌برند، آن‌قدر آن را به دنیای آرزوهای ناممکن و خیال‌های غیرواقعی منتقل می‌کنند، که وقتی به دستاورد واقعی می‌رسی، همان دستاورد هم در چشم مردم کمرنگ می‌شود. این ظلم به نظام، کشور، واقعیت و تاریخ است. 

هیچ کس تردید نداشت که آمریکا اهل خیانت است

وی با بیان اینکه در عرصه دیپلماسی هم همین‌طور است تصریح کرد: مگر کسی تردید داشت که آمریکا اهل خیانت است؟ مگر کسی نمی‌دانست که طرف آمریکایی در پی سوءاستفاده است؟ مگر مذبذب‌ و دم‌دمی‌مزاج بودن ترامپ ابهامی وجود داشت؟ با این همه، نظام با در نظر گرفتن مجموعه‌ای از ملاحظات، به این جمع‌بندی رسید که در آن مقطع، مذاکره می‌تواند به ابزاری برای تأمین منافع ملی ایران تبدیل شود.

وی افزود: دیپلمات‌های کشور در چنین چارچوبی وارد میدان شدند و به متنی رسیدند که اولاً به گواه بخش بزرگی از صاحب‌نظران روابط بین‌الملل، چه در داخل ایران و چه در بیرون از ایران، متنی در جهت تثبیت و تحمیل اراده ایران است. ثانیاً این متن با نهایت دقت و بر مبنای بی‌اعتمادی کامل به طرف مقابل تنظیم شده؛ به‌گونه‌ای که امروز نمی‌بینید هیچ مقام آمریکایی بتواند به بندی از آن استناد کند و از دل متن، مقاصد خود را پیش ببرد.

آمریکا در تفاهم نامه به چیزی که می خواست نرسید

رئیس مرکز پژوهش های مجلس با تاکید بر اینکه بیچارگی امروز آمریکا به خاطر آن است که در تفاهم‌نامه به آنچه می‌خواست نرسید افزود: اگر امروز آمریکا با بیچارگی دوباره به میدان جنگ برمی‌گردد، دقیقاً به این دلیل است که در آن تفاهم‌نامه به آنچه می‌خواست نرسیده است. اگر سربازان کشور در عرصه دیپلماسی، وادادگی داشتند و یا به قول معروف سرشان کلاه رفته بود که آمریکایی‌ها امروز اینگونه اقدام نمی‌کردند.

وی در ادامه بیان کرد: این یعنی قدرت ملی ایران که برآمده از ایستادگی مردم و سلحشوری رزمندگان جان‌فدای کشور است، توانسته طرف مقابل را از رسیدن به اهدافش بازدارد. حالا اگر همین واقعیت را چنان روایت کنیم که گویی یک خیانت بزرگ رخ داده و منافع ملی کشور بر باد رفته است و با این روایت، جامعه را دچار ناامیدی و بی‌اعتمادی کنیم، باید صریح پرسید آیا این چیزی جز خودتحقیری ملی و خیانت به کشور است؟

نقد و ملاحظه در شرایط جنگی قواعدی دارد

نگاهداری در ادامه تاکید کرد: ممکن است کسی نقد داشته باشد؛ نقد حق اوست. ممکن است کسی ملاحظاتی داشته باشد؛ این هم طبیعی است. اما نقد و ملاحظه در شرایط جنگی قواعدی دارد که متفاوت از وضعیت عادی است. اینکه به خیلی از موضوعات و تشکیک‌هایی که در ذهن مردم ایجاد می‌شود، مسئولین نمی‌توانند پاسخ دهند به این دلیل است که نمی‌خواهند وضعیت و اطلاعات را دشمنان بفهمند. این که نباید محلی برای تخریب مسئولین کشور باشد. 

وی با بیان اینکه باید تفاوت بین نقد برای اصلاح و نفی برای فرسایش را بفهمیم بیان کرد: نقد برای اصلاح لازم است. حتی گاهی واجب است. اما نفی برای فرسایش، کشور را از درون خالی می‌کند. نقد، اگر مسئولانه و با ملاحظه شرایط جنگی باشد، به دقت تصمیم‌گیری کمک می‌کند. اما تخریب دائمی، اعتماد عمومی را می‌سوزاند و خودتحقیری ملی را بازتولید می‌کند.

امروز کشور بیش از هر چیزی به بلوغ سیاسی و بلوغ ملی نیاز دارد

رئیس مرکز پژوهش های مجلس با تاکید بر اینکه هر نقد و اختلافی را به شکاف تبدیل نکنیم گفت: امروز کشور بیش از هر چیز به بلوغ سیاسی و بلوغ ملی نیاز دارد. باید یاد بگیریم که هر اختلافی را به شکاف تبدیل نکنیم. هر نقدی را به نفی همه‌چیز نرسانیم. هر دستاوردی را با معیارهای خیالی و غیرواقعی بی‌اعتبار نکنیم. ایران نه با اغراق ساخته می‌شود نه با تحقیر. ایران با تشخیص درست میدان ساخته می‌شود. با حفظ انسجام ملی ساخته می‌شود. با تقویت ظرفیت حکمرانی ساخته می‌شود. با اعتماد به توان واقعی این ملت ساخته می‌شود.

وی افزود: مسئله امروز ما فقط این نیست که از یک مقطع حساس عبور کنیم. مسئله این است که چگونه از آن عبور کنیم. با زبان مسئولیت یا با زبان فرسایش؟ با تقویت توان ملی یا با درگیر شدن در نزاع‌های خرد؟ با دیدن واقعیت یا با اسیر شدن در ناامیدسازی و خیال‌پردازی؟

امروز باید ایران را از موضع شرف و عقلانیت ببینیم

وی در ادامه با تاکید بر اینکه کشور با هیاهو و با مرگ بر سازشگر گفتن به مسئولانش قوی نمی‌شود افزود: امروز وقت آن است که ایران را از موضع شرف، از موضع عقلانیت و از موضع مسئولیت جمعی ببینیم. این کشور با هیاهو قوی نمی‌شود. با خودزنی رسانه‌ای قوی نمی‌شود. با تحقیر دستاوردهای خودش قوی نمی‌شود. با مرگ بر سازشگر گفتن به مسئولانش که جانشان را کف دست گرفته‌اند؛ قوی نمی‌شود. ایران وقتی قوی‌تر می‌شود که همه ما بفهمیم در لحظه‌های بزرگ تاریخی، مهم‌ترین وظیفه، افزودن بر توان ملی است، نه کاستن از آن و این موضوع جز با اتحاد و انسجام رقم نخواهد خورد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز