حجتالاسلام بیگدلی در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد؛
راهبردیترین رهنمودهای امام علی(ع) برای دوران پساجنگ
حجت الاسلام بیگدلی گفت: سیره نظری و عملی امام علی(ع) دال بر حفظ آمادگی، حاکمیت عقلانیت و دور نگه داشتن تندروها از مراکز تصمیمگیری در دوران پساجنگ است.
در آستانه احتمال گشایش در مناسبات ایران و آمریکا و طرح مباحث مربوط به دوران پس از تنش و تقابل، با حجتالاسلام والمسلمین رحمتاله بیگدلی، فعال سیاسی و فرهنگی، مدرس حوزه علمیه، عضو هیأت علمی دانشگاه و عضو شورای راهبری انتخاب اعضای دولت چهاردهم، درباره مهمترین رهنمودهای امام علی(ع) برای دوران پساجنگ به گفتوگو نشستهایم.
ایلنا: هدف جنگ در اندیشه امام علی(ع) چیست؟
بیگدلی: پیش از هر چیز باید جایگاه جنگ را در منظومه فکری امام علی(ع) شناخت. در منطق علوی، آنچه اصالت دارد «جهاد» است، نه «جنگ». جنگ تنها یکی از ابزارهای جهاد و یکی از مصادیق آن است که در شرایط تجاوز، فتنه و تهدید امنیت جامعه ضرورت پیدا میکند.
جهاد در نگاه قرآن و امام علی(ع) مفهومی بسیار گستردهتر از نبرد نظامی دارد و هر تلاش مؤمنانه برای تحقق عدالت، آبادانی کشور، اصلاح جامعه و خدمت به مردم را دربرمیگیرد.
از همین رو با پایان یافتن جنگ، جهاد پایان نمییابد، بلکه از میدان نظامی به میدان سازندگی منتقل میشود. جهاد اقتصادی، جهاد علمی، جهاد فرهنگی، جهاد برای بازسازی کشور، ترمیم سرمایه اجتماعی و بازگرداندن امید به جامعه، ادامه همان جهادی است که در میدان نبرد آغاز شده بود.
اما در عین حال، پایان جنگ به معنای پایان تهدیدها نیست. یکی از مهمترین آموزههای امام علی(ع) برای دوران پساجنگ، حفظ آمادگی و پرهیز از غفلت است. آن حضرت هشدار میدهد:
«فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا؛
به خدا سوگند، هیچ ملتی در درون سرزمین خود مورد هجوم قرار نگرفت مگر آنکه خوار و ذلیل شد.»
و در تعبیری بسیار راهبردی میفرماید:
«وَاللَّهِ لَا أَکُونُ کَالضَّبُعِ، تَنَامُ عَلَى طُولِ اللَّدْمِ حَتَّى یَصِلَ إِلَیْهَا طَالِبُهَا وَیَخْتِلَهَا رَاصِدُهَا؛
سوگند به خدا، من همچون کفتار نخواهم بود که بر اثر ضربات پیدرپی به خواب رود تا جویندهاش به او برسد و شکارچیِ در کمین، او را غافلگیر کند.»
این دو بیان نشان میدهد که امام علی(ع) میان صلح و غفلت تفاوت قائل است. جامعه پس از جنگ باید به سوی آرامش، بازسازی و توسعه حرکت کند، اما نباید قدرت بازدارندگی، هوشیاری و آمادگی خود را از دست بدهد.
بنابراین، نخستین اصل راهبردی امام علی(ع) برای دوران پساجنگ، جمع میان سازندگی و آمادگی است؛ نه تداوم فضای جنگ و نه غفلت از تهدیدها.
ایلنا: در دوران پساجنگ چه کسانی باید اداره کشور را بر عهده بگیرند؟
بیگدلی: پاسخ این پرسش را باید در عهدنامه مالک اشتر، مهمترین منشور حکمرانی علوی جستوجو کرد.
امام علی(ع) پس از سالها جنگ و بحران، هنگامی که مالک اشتر را به حکومت مصر منصوب میکند، به جای توصیه به تندروی، انتقامگیری و رادیکالیسم سیاسی، معیارهای انتخاب مدیران را چنین بیان میکند:
«در کار کارگزارانت بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستى با آنها. و بىمشورت به کارشان مگمار؛ زیرا به رأى خود کار کردن و از دیگران مشورت نخواستن، گونهاى از ستم و خیانت است.
کارگزاران شایسته را در میان گروهى بجوى که اهل تجربه و حیا هستند و از خاندانهاى صالح، آنها که در اسلام سابقهاى دیرین دارند. اینان به اخلاق شایستهترند و آبرویشان محفوظتر است و از طمعکارى بیشتر رویگرداناند و در عواقب کارها بیشتر مى نگرند.»
از این فرمان تاریخی میتوان پنج معیار اساسی برای مدیریت دوران پساجنگ استخراج کرد:
۱. شایستهسالاری و انتصاب بر اساس آزمون و صلاحیت، نه رابطه و رفاقت. ۲. ترجیح افراد باتجربه، خردمند و اهل حیا. ۳. توجه به پیشینه اخلاقی و اجتماعی افراد. ۴. دوری از افراد طمعکار و منفعتطلب. ۵. آیندهنگری و توجه کارگزاران به پیامدهای تصمیمها.
نکته مهم آن است که این توصیهها پس از پشت سر گذاشتن سختترین بحرانهای سیاسی و نظامی صادر شده است. گویی امام علی(ع) میخواهد به همه تاریخ بیاموزد که جامعه پس از جنگ بیش از هر زمان دیگر به مدیران عاقل، مجرب و آیندهنگر نیاز دارد.
جامعهای که از جنگ عبور کرده است، بیش از هر چیز به بازسازی اقتصاد، احیای زیرساختها، ترمیم اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی نیاز دارد و این اهداف تنها با عقلانیت و تدبیر محقق میشود.
بنابراین، دومین اصل راهبردی امام علی(ع) برای دوران پساجنگ آن است که مدیریت کشور از دست اصحاب هیجان خارج و به دست اصحاب عقلانیت، تجربه و تدبیر سپرده شود.
ایلنا: آیا رهنمودهای امام علی(ع) بر حذف تندروها از مراکز تصمیمگیری دلالت دارد؟
بیگدلی: نه تنها رهنمودهای امام علی(ع) بلکه سیره عملی آن حضرت بر حذف تندروها از مراکز تصمیمگیری دلالت دارد.
خوارج نمونه کامل یک جریان افراطی بودند؛ جریانی که خود را متدینترین گروه جامعه میدانست، اما به دلیل جمود فکری و ناتوانی در فهم مصالح امت، بزرگترین بحران امنیتی حکومت علوی را رقم زد.
امام علی(ع) تا زمانی که آنان دست به خشونت نبرده بودند، حقوق شهروندیشان را محترم شمرد؛ نه آنان را زندانی کرد، نه از بیتالمال محروم ساخت و نه حق اظهار نظر را از آنان گرفت، اما هرگز آنان را شایسته حضور در مراکز تصمیمسازی و اداره جامعه ندانست؛ زیرا افراطگرایی فضیلت سیاسی نیست، بلکه نشانه ناتوانی در تشخیص مصالح عمومی است.
حضرت تلاش فراوانی کرد تا خوارج را از مسیر انحراف بازگرداند و هزاران نفر از آنان را نجات داد، اما هنگامی که گروهی بر افراط خود اصرار ورزیدند و امنیت و مصالح جامعه را به خطر انداختند با آنان برخورد قاطع کرد و فرمود:
«أیُّها النّاسُ، فإنّی فَقَأْتُ عَینَ الفِتنَةِ و لَم یَکُن لِیَجْتَرِئَ علَیها أحَدٌ غَیری بَعدَ أنْ ماجَ غَیْهَبُها، و اشْتَدَّ کَلَبُها؛
ای مردم، من چشم فتنه را درآوردم و کسی جز من جرأت رویارویی با آن را نداشت، آنگاه که تاریکی آن موج میزد و درندگی آن به اوج رسیده بود.»
این سخن صرفاً گزارش یک پیروزی نظامی نیست، بلکه تحلیل یک بحران فکری و اجتماعی است. خوارج فتنه بودند؛ زیرا حق و باطل را در هم میآمیختند و جامعه را گرفتار سردرگمی میکردند. خطر افراطیون تنها در سلاح آنان نیست؛ خطر اصلی در منطقی است که خود را حق مطلق و دیگران را باطل مطلق میپندارد؛ به جای گفتوگو تکفیر میکند، به جای نقد تخوین میکند و به جای همبستگی ملی، شکاف اجتماعی تولید میکند.
بر این اساس، سومین اصل راهبردی امام علی(ع) برای دوران پساجنگ این است که افراطیون از مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری دور نگه داشته شوند.
ایلنا: چرا حضور تندروها در ساختار قدرت پس از جنگ خطرناک است؟
بیگدلی: زیرا میان منطق جهاد و منطق افراطگرایی تفاوتی بنیادین وجود دارد.
جهاد برای تأمین مصالح مردم و اصلاح جامعه است، اما افراطگرایی غالباً از بحران تغذیه میکند. جنگ برای پایان دادن به بحران آغاز میشود، اما تندروها بقای خود را در استمرار بحران جستوجو میکنند.
جامعه پس از جنگ به بازسازی اقتصادی، کاهش تنشهای داخلی، افزایش سرمایه اجتماعی، احیای اعتماد عمومی و تقویت وحدت ملی نیاز دارد، اما جریانهای افراطی معمولاً در دشمنتراشی، دوقطبیسازی و تداوم التهاب سیاسی حیات پیدا میکنند.
از نگاه امام علی(ع)، بزرگترین جهاد پس از جنگ، ساختن کشور است، نه بازتولید فضای جنگ.
سپردن مدیریت کشور به تندروها در دوران پساجنگ، همانند سپردن مأموریت خاموش کردن آتش به کسانی است که بقای خود را در شعلهور ماندن آن میبینند.
ایلنا: منطق افراطیون چه نسبتی با مسأله مذاکره دارد؟
بیگدلی: در منطق علوی، نه جنگ قداست ذاتی دارد و نه مذاکره. هر دو ابزارند و ارزش هر ابزار به میزان تأمین مصالح عمومی بستگی دارد.
همانگونه که صرف حضور در میدان جنگ نشانه حقانیت نیست، صرف حضور بر سر میز مذاکره نیز دلیل خیانت محسوب نمیشود. معیار، منافع ملی، مصالح عمومی و تصمیم نهادهای قانونی کشور است.
اگر مذاکره در چارچوب این معیارها انجام شود، متهم کردن مذاکرهکنندگان به خیانت، بدون دلیل قطعی شرعی، حقوقی و عقلی، چیزی جز تخریب سیاسی و اتهامزنی نخواهد بود.
امام علی(ع) سیاست را عرصه تشخیص مصلحت میداند، نه میدان توزیع برچسبهای خیانت و وطنفروشی.
ایلنا: از منظر امام علی(ع)، خیانت واقعی در دوران پساجنگ چیست؟
بیگدلی: در منطق علوی، خیانت همیشه در همکاری با دشمن خارجی خلاصه نمیشود. گاه خیانت این است که فرد یا جریانی با شعارهای پرهیاهو، اتهامزنیهای بیاساس، تخریب مسؤولان قانونی، تضعیف اعتماد عمومی و برهم زدن انسجام ملی، قدرت تصمیمگیری عقلانی کشور را مختل کند.
خوارج خود را تنها مدافعان حق میدانستند، اما در عمل بزرگترین ضربه را به حکومت عدالتمحور امام علی(ع) وارد کردند.
از این رو، جریانی که بدون پذیرش مسؤولیت، بدون ارائه راهحل عملی و صرفاً با تکیه بر شعارهای تند، همه مخالفان خود را خائن میخواند، بیش از آنکه به منطق حکومت علوی نزدیک باشد، به منطق خوارج شباهت دارد.
خلاصه کلام اینکه اگر بخواهیم پیام راهبردی امام علی(ع) برای دوران پساجنگ را در یک جمله بیان کنیم، باید بگوییم:
دوران پساجنگ در مکتب علوی، دوران آمادگی بدون هراس، عقلانیت بدون انفعال و سازندگی بدون افراط است.
جامعهای که امنیت خود را حفظ کند، مدیریت خود را به اهل تجربه و تدبیر بسپارد و افراطگرایان را از مراکز تصمیمگیری دور نگه دارد، به صلحی پایدار و عزتی ماندگار دست خواهد یافت.