بیمها و امیدهای مذاکرات ژنو
تا ساعاتی دیگر هیأتهای ایران و آمریکا در ژنو روبهروی یکدیگر خواهند نشست؛ نشستی که بار دیگر پرونده هستهای ایران را به محور اصلی گفتوگوها تبدیل کرده است. این دومین بار پس از حمله آمریکا به تأسیسات اتمی ایران است که دو طرف، در فضایی آکنده از سوءظن و نگرانی، اما با امیدی پنهان به «کنترل بحران»، پای میز مذاکره میآیند. اگرچه ژنو در حافظه دیپلماسی هستهای ایران نامی آشناست، اما این بار شهر میزبان گفتوگوهایی است که بیش از آنکه رنگوبوی «توافق بزرگ» داشته باشد، به تلاش برای جلوگیری از تشدید یک بحران خطرناک شباهت دارد.
آنچه این دور از مذاکرات را حساستر میکند، همزمانی آن با مجموعهای از نشانهها و نقلقولهایی است که میتواند از نوعی انعطاف محتاطانه در دو سوی میز خبر دهد. برخی اظهارات از سوی مذاکرهکنندگان ایرانی و طرف آمریکایی، چنین القا میکند که طرفین دستکم به این جمعبندی رسیدهاند که ادامه مسیر تقابل، هزینههایی فراتر از توان مدیریتشان تولید خواهد کرد. با این حال، نکته قابل تأمل آن است که هر دو طرف و حتی میزبان و میانجی نخستین نشستها یعنی عمان، به شکلی کمسابقه از انتشار جزئیات پرهیز میکنند؛ سکوتی که میتواند هم نشانه جدی بودن گفتوگوها باشد و هم نشانه شکنندگی آنها.
در واقع، طرفین میدانند که کوچکترین افشای جزئیات، میتواند به سرعت فضای داخلی و رسانهای را علیه روند مذاکره تحریک کند. در آمریکا، فشار جریانهای تندرو، مذاکره با ایران را به موضوعی پرهزینه تبدیل میکند. در ایران نیز، تجربههای تلخ گذشته باعث «بیاعتماد» شده است. این شرایط، مذاکرات ژنو را به راه رفتن بر لبه تیغ تبدیل کرده است: هر قدم میتواند هم نزدیک شدن به توافق باشد و هم رسیدن به بنبست.
اما مهمترین متغیر این دور از گفتوگوها، نه متن توافق احتمالی، بلکه سایه سنگین خاطرات بد گذشته است؛ خاطراتی که بیش از همه بر ذهن طرف ایرانی سنگینی میکند. ایران هنوز خاطره آغاز جنگ ۱۲روزه را در میانه مذاکرات چند ماه پیش فراموش نکرده است؛ رخدادی که از نگاه تهران، نشان داد مذاکره میتواند همزمان با فشار میدانی و اقدام نظامی ادامه یابد و همین مسئله، ارزیابی ایران از «قابلیت اتکا»ی طرف مقابل را به شدت تضعیف کرده است. به بیان دیگر، تهران امروز با این پرسش وارد مذاکرات ژنو میشود که اگر دوباره گفتوگوها به نقطهای حساس برسد، آیا تضمینی وجود دارد که طرف مقابل مسیر فشار و اقدام را همزمان فعال نکند؟
در سوی دیگر، آمریکا هم با تردیدهای خاص خود وارد مذاکره میشود. واشنگتن از یک سو میخواهد نه تنها برنامه هستهای بلکه توان موشکی ایران را محدود کند و از سوی دیگر، نمیخواهد در منطقهای که هنوز از آتش جنگهای متعدد فاصله نگرفته، درگیر یک بحران تازه شود. این تناقض، سیاست آمریکا را میان دو قطب «مهار» و «توافق» معلق نگه داشته است؛ وضعیتی که هر بار در لحظههای حساس، امکان لغزش را افزایش میدهد.
در نهایت، ژنو شاید محل تصمیمگیری نهایی نباشد، اما میتواند نقطهای تعیینکننده باشد: یا دو طرف میکوشند از زیر سایه بیاعتمادی بیرون بیایند و حداقلی از تفاهم را برای ادامه مسیر بسازند، یا ناگزیر میشوند همین میز مذاکره را که با سختی و میانجیگری فراوان فراهم شده، یک بار دیگر ترک کنند؛ و آنگاه، بازگشت به نقطه گفتوگو بسیار دشوارتر از امروز خواهد بود.
محمدابراهیم ترقینژاد