وقتی اضطراب جنگ به اتاق کودک میرسد؛ بچهها اخبار را نه ولی ترس را احساس میکنند
در روزهایی که نگرانی از احتمال جنگ و پیگیری مداوم اخبار، فضای خانهها را تحت تأثیر قرار داده، کودکان نیز اضطراب بزرگترها را تجربه میکنند؛ اضطرابی که اگر جدی گرفته نشود، میتواند احساس امنیت و آرامش آنها را تهدید کند.
در خانهای که بزرگترها مدام اخبار را دنبال میکنند، تلفن همراه را برای خواندن تازهترین تحلیلها بالا و پایین میبرند و با هر خبر تازه نگرانتر میشوند، کودکی هم زندگی میکند که شاید معنای تنش نظامی، تهدید و احتمال جنگ را نداند؛ اما تغییر چهره پدر و مادر، مکثهای نگرانکننده و گفتوگوهای نیمهتمام را میبیند. در روزهایی که نگرانی از احتمال درگیری نظامی دوباره به بخشی از فضای عمومی ایران تبدیل شده، مسئله فقط میزان اضطراب بزرگسالان نیست؛ این نگرانی چگونه به کودکان منتقل میشود و خانوادهها چطور میتوانند بدون پنهانکردن واقعیت، از تبدیلشدن ترس به تجربهای ماندگار در ذهن فرزندانشان جلوگیری کنند؟
کودک شاید خبر را نفهمد، اما اضطراب خانه را میفهمد
برای درک تأثیر فضای پرتنش بر کودکان، لازم نیست منتظر وقوع حادثهای در نزدیکی محل زندگی آنها بمانیم. گاهی خودِ انتظار، شایعهها، تحلیلهای ضدونقیض و دنبالکردن بیوقفه خبرها، فضای خانه را تغییر میدهد. کودک ممکن است از جزئیات تحولات سیاسی و نظامی سر درنیاورد، اما متوجه میشود که والدینش بیش از گذشته نگراناند و گفتوگوهای معمول خانواده جای خود را به بحث درباره اتفاقی نامعلوم دادهاند.
محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان، در گفتوگو با خبرآنلاین درباره تأثیر تنشهای اجتماعی و منطقهای بر کودکان توضیح داده است که آنها پیش از آنکه معنای بحرانهای سیاسی و نظامی را درک کنند، آثار روانی آن را احساس میکنند. او هشدار میدهد که حتی کودکانی که کیلومترها از میدان درگیری فاصله دارند، ممکن است اضطراب جمعی را تجربه کنند.
این یعنی برای آسیبدیدن احساس امنیت کودک، همیشه به صدای انفجار یا مشاهده مستقیم خشونت نیاز نیست؛ گاهی اضطراب بزرگترها و فضای مداوم انتظار برای وقوع اتفاقی نامعلوم نیز میتواند زمینه نگرانی را فراهم کند.
از کابوس تا پرخاشگری؛ ترس کودکان همیشه با گریه همراه نیست
واکنش کودکان به فضای اضطرابآلود یکسان نیست. بعضی مدام درباره اتفاقات احتمالی سؤال میکنند؛ بعضی دیگر ساکت میشوند، بیشتر به والدین میچسبند یا در برابر مسائل کوچک واکنشهای شدید نشان میدهند. اختلال خواب، کابوس، کاهش تمرکز، شبادراری، ناخنجویدن و پرخاشگری نیز از جمله نشانههایی هستند که ممکن است در شرایط ترس و اضطراب دیده شوند.
روانشناسان کودکان تاکید میکنند که اضطراب و تجربه ترس و ناامنی در بحرانها میتواند آثار مخربی بر روان کودکان داشته باشد. او از والدین خواسته بود میزان مواجهه کودکان با اخبار را به حداقل برسانند و اخبار را از راههایی دنبال کنند که کودک مستقیماً در معرض آنها قرار نگیرد.
البته بروز یک نشانه بهتنهایی به معنای ابتلای کودک به اختلال روانی نیست. آنچه اهمیت دارد، شدت و تداوم تغییرات رفتاری و تأثیر آنها بر خواب، بازی، ارتباط با دیگران و زندگی روزمره کودک است.
خاموشکردن تلویزیون کافی نیست؛ باید درباره ترس حرف زد
در چنین شرایطی، محدودکردن مواجهه کودک با اخبار خشونتآمیز ضروری است؛ اما محافظت از او صرفاً به خاموشکردن تلویزیون یا پنهانکردن تلفن همراه خلاصه نمیشود. کودکان ممکن است خبرها را از دوستان، مدرسه، شبکههای اجتماعی یا گفتوگوهای بزرگترها بشنوند. اگر هیچ توضیحی دریافت نکنند، ممکن است خلأ اطلاعاتی را با تصورهای ترسناک خود پر کنند.
هرچند که نمیتوان کودکان را بهطور کامل از جریان اتفاقات دور نگه داشت؛ بنابراین بهتر است واقعیتها با زبانی ساده و متناسب با سن آنها توضیح داده شود. در این گفتوگوها، لازم نیست همه جزئیات و سناریوهای احتمالی مطرح شود؛ مهمتر آن است که کودک فرصت داشته باشد سؤال کند و نگرانیاش را بدون ترس از سرزنش بیان کند.
مهمترین پیام برای کودک: تنها نیستی
والدین نمیتوانند درباره آینده تضمین بدهند یا همه اتفاقات بیرونی را کنترل کنند؛ اما میتوانند در محدوده توان خود، احساس همراهی و امنیت را تقویت کنند. شنیدن حرفهای کودک، جدیگرفتن ترس او، حفظ برنامه خواب و غذا، ادامه بازی و فعالیتهای روزمره و پرهیز از گفتوگوهای هراسآلود در حضور او، راههایی برای کاهش فشار روانیاند.
نباید با جملههایی مانند «این چیزها مهم نیست» یا «دلیلی برای ترسیدن نداری» احساس کودک را نادیده گرفت. بهتر است به او گفته شود که نگرانیاش درک میشود و میتواند هر زمان که خواست درباره آن صحبت کند. در عین حال، اگر اضطراب شدید یا ماندگار شد و خواب، رفتار یا فعالیتهای روزانه او را مختل کرد، کمکگرفتن از روانشناس کودک ضرورت پیدا میکند.
در روزهایی که بزرگترها چشم به خبرها دوختهاند تا از آینده باخبر شوند، کودکان بیش از هر چیز به یک تکیهگاه قابل اعتماد نیاز دارند. شاید خانواده نتواند ابهامهای بیرونی را برطرف کند، اما میتواند اجازه ندهد خانه نیز به بازتاب دائمی همان اضطراب تبدیل شود. جنگ، حتی پیش از آنکه رخ دهد، ممکن است در قالب نگرانی وارد زندگی روزمره شود؛ مراقبت از کودکان از همین نقطه آغاز میشود: از توجه به آنچه میشنوند، آنچه تصور میکنند و احساسی که در سکوت با خود حمل میکنند.