قرآن را چگونه به دل نسل جدید برسانیم؟
در روزگاری که بخش بزرگی از ارتباط انسانها با جهان از دریچه تصویر و صفحه نمایش شکل میگیرد، آیا هنوز میتوان پیامهای عمیق قرآن را تنها با زبان کتاب و سخنرانی به نسل جدید منتقل کرد؟ آیتالله جوادی آملی با تأکید بر اینکه الفاظ تنها یکی از ابزارهای انتقال معنا هستند، «فیلم، تصویر و دوربین» را از مصادیق زبان روز و «لسان قوم» میداند و معتقد است داستانهای قرآن و معارف اهلبیت(ع) میتوانند با بهرهگیری از هنر، راه تازهای برای ورود به ذهن و جان مخاطب امروز پیدا کنند.
در دنیای امروز، تصویر، فیلم و هنر به یکی از اثرگذارترین ابزارهای انتقال پیام در سطح جهان تبدیل شدهاند. از همین رو، برای رساندن معارف قرآن به نسل جدید نیز نمیتوان تنها به شیوههای سنتی اکتفا کرد. آیتالله جوادی آملی با اشاره به محدودیت الفاظ در انتقال مفاهیم، بر استفاده از زبان هنر و سینما برای عرضه پیام قرآن به مخاطبان امروز تأکید دارد.
حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، مرجع عالیقدر شیعه، در تفسیر تسنیم با بیان اینکه الفاظ تنها یکی از ابزارهای انتقال معنا هستند، فیلم، تصویر و دوربین را از مصادیق مهم «لسان قوم» در روزگار حاضر میداند و بر بهرهگیری از این ظرفیت برای ترویج معارف قرآنی تأکید میکند.
پیام قرآن در قالب زبان هر عصر
آیتالله العظمی جوادی آملی میگوید:
«پیام قرآن کریم در هر زمانی می تواند به زبان روز به جهانیان عرضه شود. رابطهای ضروری میان مفاهیم و معانی وحی الهی با لفظ نیست. الفاظ، ساده ترین ابزار بشر برای فهم اند؛ وگرنه پیش از اعتبار لغت و فرهنگ و ادبیات، ابزارهای مهم برای فهم اغراض یکدیگر اشارات، صداها و سیماها بودند.»
بر اساس این نگاه، انتقال معنا الزاماً به واژهها و زبان گفتاری محدود نمیشود. انسان از گذشته برای انتقال مقصود و برقراری ارتباط، از شیوههایی مانند اشاره، صدا و چهره نیز استفاده کرده است. بنابراین، میتوان متناسب با شرایط هر دوره، از ابزارهای جدید برای رساندن مفاهیم و معانی بهره گرفت.
فیلم و تصویر؛ «لسان قوم» در دنیای امروز
انتقال مفاهیم تنها از مسیر زبان کلمات انجام نمیشود و راههای گوناگونی برای رساندن معنا وجود دارد. یکی از مهمترین زبانهای ارتباطی عصر حاضر، زبان فیلم، تصویر و دوربین است؛ ابزاری که به دلیل گستردگی مخاطبان خود میتواند در انتقال معارف و پیامهای دینی نیز نقشی مؤثر داشته باشد.
آیتالله جوادی آملی در این زمینه تأکید میکند:
«انتقال معانی به جز زبان کلمات، راه های دیگری نیز دارند. یکی از زبان های امروز دنیا و به اصطلاح «لسان قوم» زبان فیلم و تصویر و دوربین است که از بهترین و مؤثرترین راه های انتقال معانی و معارف اند، از این رو باید از این زبان برای انتقال پیام قرآن بهره گرفت.»
از این منظر، استفاده از ظرفیت سینما و تلویزیون برای معرفی مفاهیم قرآنی به معنای تغییر در پیام قرآن نیست، بلکه سخن بر سر انتخاب شیوهای متناسب با زبان ارتباطی مخاطب امروز است.
داستانهای قرآن؛ ظرفیتی برای سینما و تلویزیون
داستانهای قرآنی ظرفیت قابل توجهی برای تبدیل شدن به فیلمنامههای اثرگذار دارند؛ البته به شرط آنکه مبنای تولید اثر، صرفاً تخیل و وهم فیلمساز نباشد. فیلمساز میتواند با بهرهگیری از قوه فهم و عقل، از خیال به عنوان ابزار هنری استفاده کند و آن را در مسیر هدایت عقل قرار دهد.
آیتالله جوادی آملی معتقد است اگر در ساخت آثار هنری از قوه فاهمه و عاقله بهره گرفته شود و خیال در خدمت عقل قرار گیرد، نتیجه کار میتواند تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد؛ چراکه فیلم و تصویر در جهان امروز مخاطبان بسیار گستردهای دارند.
در چنین شرایطی، پیامها و مفاهیم میتوانند از طریق تصویر و زبان سینما، گاه با اثری بیشتر از کتاب و سخنرانی به ذهن و جان مخاطب راه پیدا کنند. بهویژه در ارتباط با نسل جوان، استفاده از زبان هنر و فیلم میتواند شیوهای مؤثر برای طرح مفاهیم دینی باشد و از نظر اثرگذاری، نهتنها از کتاب و سخنرانی کمتر نباشد، بلکه در برخی موارد تأثیر بیشتری داشته باشد.
روایت شخصیتهای دینی؛ فراتر از بازگویی تاریخ
ساخت یک فیلم درباره شخصیتهای بزرگ دینی، بهویژه امیرالمؤمنین علی(ع)، نیازمند تلاش و دقت فراوان است. چنین اثری نباید تنها به بازگویی وقایع تاریخی یا روایت جنگهایی مانند جمل، صفین و نهروان محدود شود؛ بلکه باید بتواند تصویری عمیقتر از شخصیت امام علی(ع) به مخاطب ارائه دهد.
آیتالله جوادی آملی در این زمینه تأکید میکند که باید امامی را به مردم معرفی کرد که «به راه های آسمان از راه های زمینی آگاه تر است».[۱]
بنابراین، یک اثر هنری موفق درباره امیرالمؤمنین(ع) باید بتواند در کنار روایت تاریخ، ابعاد معرفتی و معنوی شخصیت آن حضرت را نیز با زبان هنر برای مخاطب امروز بازگو کند.
در همین راستا، میتوان خطبههای نهجالبلاغه را نیز به شکلی هنرمندانه در چنین آثاری به تصویر کشید؛ خطبههایی که عمق و تأثیرگذاری آنها حتی بر اندیشمندان و شارحان نهجالبلاغه نیز آشکار بوده است.
برای نمونه، ابنابیالحدید درباره یکی از این خطبهها میگوید:
«از پنجاه سال پیش تاکنون، بیش از هزار بار این خطبه را خواندم و هر بار خوف و موعظه جدیدی در من ایجاد کرد.»
این نگاه نشان میدهد که انتقال پیامهای دینی در عصر جدید، تنها به حفظ و تکرار محتوا محدود نمیشود؛ بلکه انتخاب زبان مناسب برای رساندن این محتوا به مخاطب نیز اهمیت فراوان دارد.
قرآن کریم پیامی فراتر از زمان و مکان دارد و میتوان معارف آن را متناسب با ابزارها و زبان ارتباطی هر عصر به مخاطبان عرضه کرد. در روزگاری که تصویر و فیلم بخش مهمی از ارتباطات انسانی را شکل دادهاند، بهرهگیری هوشمندانه از هنر و سینما میتواند یکی از مسیرهای مهم برای معرفی مفاهیم قرآنی به نسل امروز باشد.