حقپناه:
پاکستان هند را تهدید اصلی میداند
استاد دانشگاه و کارشناس مسائل ترکیه اظهار داشت: در واقع، هر سه کشور از یک زاویه با تهدیدات مشترکی مواجه هستند که محل سؤال است که آیا واقعاً این پیمان میتواند آن نوع تهدیدات را دفع کند یا خیر.
در ادامه بخشی از مصاحبه جعفر حقپناه را میخوانید؛
ترکیه میخواهد ترتیبات امنیتی منطقه را تا حدودی به نفع خود تنظیم کند/ عضویت ترکیه در ناتو، دغدغه امنیتی مستقیم این کشور را کاهش داده است
این مسئله بیشتر ناشی از همان مختصات قدرت منطقهای ترکیه است تا دغدغههای امنیتی مستقیم این کشور. زیرا دستکم از حدود ۷۰ سال پیش، ترکیه بهعنوان عضوی از ناتو، یک چتر امنیتی فراگیر و قابل اتکا بالای سر خود داشته است و از این جهت، نگرانی عمدهای بابت تهدید از ناحیه دولتها ندارد.
اما ویژگی قدرتهای منطقهای این است که میتوانند بر ترتیبات و پویشهای امنیتی پیرامون خود تأثیر بگذارند و آنها را تا حدودی به نفع خود تنظیم کنند. حتی میتوانند معادلات ناشی از حضور قدرتهای جهانی را نیز به نوعی تحت تأثیر قرار دهند.
به هر حال، باید این موضوع را نیز اضافه کنیم که ترکیه بازمانده یک امپراتوری است که در مناطق پیرامون خود در گذشته ردپایی داشته و به نوعی، بهخصوص طی دو دهه گذشته، سودای بازگشت به آن مناطق در قالب تزها و دکترینهای مختلف توسط سیاستمداران ترکیه مطرح شده است.
به این جهت، شاهد هستیم که ترکیه به هر حال در حال احیای همان نقشی است که طی دهههای گذشته به شکل کلاسیک ایفا میکرد. شاهد هستیم کسانی که برای مثال در پیمان سعدآباد، پیمان بغداد و همینطور پیمان سنتو، با قدرتهای منطقهای و بعضاً جهانی مشارکت فعالی داشتهاند، برای ایجاد ترتیبات امنیتی در مناطق پیرامونی خود تلاش کردهاند.
من فکر میکنم از این جهت، حضور فعال ترکیه در پیمان مکه نیز به نوعی در راستای همان سیاستهایی است که این کشور در گذشته به اشکال دیگری دنبال میکرده است.
پاکستان هند را تهدید اصلی میداند و عربستان ایران را رقیب خود میبیند/ پیمان مکه در برابر تهدیدات نامتقارن با یک علامت سؤال جدی روبهرو است
در واقع، هر سه کشور از یک زاویه با تهدیدات مشترکی مواجه هستند که محل سؤال است که آیا واقعاً این پیمان میتواند آن نوع تهدیدات را دفع کند یا خیر.
به نظر میرسد که هر یک از این سه کشور، یک اولویت تهدید خارجی متفاوت از یکدیگر دارند. برای مثال، برای پاکستان، دفع تهدید هند اولویت اصلی است. به نظر میرسد عربستان در حال حاضر رقیب و دشمن خود را ایران میبیند، اما برای ترکیه، دستکم در آینده قابل پیشبینی، اسرائیل میتواند تهدید بزرگتری باشد.
از این زاویه، به نظر میرسد تفاوتهایی وجود دارد، اما آن نکته تشابهی که عرض کردم، به تهدیدات نامتقارن بازمیگردد که هر سه کشور با آن مواجه هستند.
یعنی از ناحیه گروههای غیردولتی، تهدیداتی مشترک وجود دارد. ترکیه به نظر میرسد همچنان از ناحیه جنبش کردی احساس تهدید دارد. برای پاکستان، تهدیدات هم داخلی است؛ از ناحیه گروههای افراطی داخلی و همچنین از ناحیه طالبان و تیتیپی در پاکستان و طالبان در افغانستان. برای عربستان نیز، برای مثال، جنبش انصارالله و حوثیهای یمن همین وضعیت را دارند.
حالا سؤال اصلی این است که آیا واقعاً این پیمان ظرفیت دارد چنین تهدیداتی را دفع کند یا خیر. این موضوع محل سؤال است، زیرا به هر حال هر سه کشور توانمندیهای بالایی برای مقابله کلاسیک با حمله خارجی دارند؛ حملهای که از سوی یک ارتش و در قالبهای کلاسیک انجام میشود. شاید در آنجا بتوانند همپوشانی بیشتری داشته باشند، ولی در این فقره که گفته شد، یعنی تهدیدات نامتقارن، به نظر من همانطور که طی دهههای گذشته دیدیم، هر سه کشور کاستیهای جدی دارند و فعلاً در مسائل و دفع تهدیدات خودشان ماندهاند که بخواهند به کمک دیگری نیز بشتابند.