اسم واقعی مردی که با این کت و شلوار و پیراهن چهارخانه در ایران جنجال به پا کرد
مردی با قد ۱۸۵ سانتیمتر که یک کت و شلوار خاکستری و پیراهنی چهارخانه به تن کرده، جدیدترین طراحی و مُد برند جهانی «دیور» را معرفی میکند. این مرد جاش اوکانر - بازیگر بریتانیایی - است که موفقیتهای هنری او تا کنون با تحسین منتقدان و جوایز معتبری همراه بوده است.
همهچیز با پست مجموعه جدید (نیوکالشکن) زمستان ۲۰۲۶-۲۰۲۷ برند جهانی «دیور» شروع شد. پستی با نامهای معروفِ زیر آن که نشان میدهد تیم بزرگی پشت طراحی، استایل، آرایش مو و چیدمان صحنه این برند قرار دارد. گرچه «دیور» نیوکالکشن زمستانهاش را با مجموعهای از پستها و مدلهای دیگر به نمایش گذاشت، اما از بین همه آنها عکسی بیشترین واکنشها را داشت که اوکانر در آن یک کت و شلوار پشمی خاکستری با یک پیراهن مردانه چهارخانه پوشیده است و یک کیف بزرگ چرمی قهوهای روی دوشش انداخته بدون آنکه از کمربند استفاده کند.
جاناتان اندرسون - کارگردان هنری این مجموعه - یکی از تاثیرگذاران حوزه مد و لباس است که برای دو سال متوالی توانسته جایزه «طراح سال» را دریافت کند. این جایزه به طراحان بریتانیایی یا بینالمللی اعطا میشود که تاثیر چشمگیری بر صنعت مُد گذاشته و تغییرات اساسی در عرصه مُد جهانی ایجاد کردهاند. دیور درباره این کالکشن گفته که جاناتان اندرسون دوباره سراغ مفاهیمی مثل تاریخ، گذشته، میراث و اشرافیت رفته اما این مفاهیم را با نگاهی امروزی بازتعریف کرده است. ایده (کانسپت) اصلی این نیوکالکشن نیز جوانهای اشرافی هستند که در شهر میچرخند.
نیوکالکشن زمستانه یکی از مشهورترین برندهای لوکس در حوزه مد و فشن، از زمانی که تبلیغات خود را در اینستاگرام شروع کرده، به لطف کاربران ایرانی بیشترین بازدید و بازخورد را دریافت کرده است. کاربران ایرانی با اشتراک نظرات خود زیر این پست، نشان دادهاند که توقعشان از برند دیور فراتر از اینهاست؛ چرا که آنان عکسهایی از هنرمندان و عامه مردم در سالهای دهه ۱۹۸۰ را منتشر کردهاند که لباسهایی مشابه طراحیهای جدید این برند جهانی پوشیدهاند بدون آنکه استایلیست یا طراح خاصی داشته باشند. حتی کاربرانی زیر این پست مربوط به «دیور» چنین واکنش نشان دادهاند: «عه، دیور تِم دهه شصتی زده»، «ما ایرانیها خواهان احیای حقوق کپیرایت این استایلیم».
برخی دیگر استایل جاش اوکانر را با عینالله باقرزاده (شخصیت مجموعه فیلمهای «صمد» پرویز صیاد) مقایسه کرده یا در ادامه نوشتهاند: «شلوارش اوریجینال نیس، پیلیاش کمه». برخی دیگر هم با دیدن عکس اوکانر، یاد معلم مدرسهشان در دهه ۶۰ افتاده و معتقدند این استایل در همه آلبومهای عکس خانوادههای ایرانی پیدا میشود. واکنشها به طراحی جدید دیور آنقدر جذاب بوده که برخی از برندهای ایرانی نیز از این فرصت برای تبلیغات و جذب فالوئر بیشتر استفاده کرده و تمام تلاش خود را کردهاند تا از ترند دیور جا نمانند.

اما چرا کمپین جدید دیور با واکنش بسیار ایرانیان مواجه شده است؟ مجموعه جدید برند «دیور» در حالی با طنازی و طنزپردازی ایرانیان روبهرو شده که کشورمان در شرایط جنگی است و با مسائلی از جمله مشکل انرژی، گرانی و... مواجه است، اما ایرانیها حتی در چنین شرایطی هم از هر فرصتی استفاده میکنند تا با جوک و شوخی و ابراز احساسات، بخشی از فشار روحی و روانیشان را تخلیه کنند.
ندا زینلزاده - دکترای جامعهشناسی - در گفتوگو با ایسنا در اینباره میگوید: واکنش طنزآمیز و انتقادی جامعه ایران به طراحیهای اخیر برند «دیور»، فراتر از یک سرگرمی دیجیتال، واجد دلالتهای عمیق جامعهشناختی است. این کنش جمعی نشاندهنده نوعی «پیشرو بودن فرهنگی» است که در آن سلیقه عمومی جامعه ایران، خود را فراتر از الگوهای تحمیلی مد (Fashion Mode) در سطح جهانی تعریف میکند. در واقع، این واکنشها بازنمایی «تمایز» (Distinction) در ذائقه ایرانی است که با استانداردهای لوکسِ دیکتهشده از سوی قطبهای مد جهانی همخوانی ندارد.
مد به مثابه زبان نمادین و ساختار طبقاتی
او میافزاید: از منظر پیر بوردیو، فشن فراتر از توان مالی، عرصه تجلی «ذائقه» به مثابه یک سرمایه فرهنگی است. عدم پذیرش طرحهای جدید دیور توسط ایرانیان، نشاندهنده شکاف میان نظام نشانهشناختی این برند و سلیقه زیباشناختی جامعهای است که به لحاظ تاریخی و هنری، استانداردهای متفاوتی را تجربه کرده است. برند دیور که در سال ۱۹۴۶ توسط کریستین دیور پایهگذاری شد، همواره به عنوان ابزاری برای نمایش «منزلت اجتماعی» (Social Status) عمل کرده است. طبق نظریه گئورگ زیمل، طبقات فرادست برای حفظ مرزهای طبقاتی، همواره سبکهای جدیدی را ابداع میکنند. اما در مورد اخیر، شاهد یک وارونگی هستیم؛ جامعه ایران با بازگشت به حافظه تاریخی خود و مقایسه این طرحها با پوشش چند دهه قبل (نظیر دوران اوج خودروی پیکان در ۱۹۶۷)، این مد را «ارتجاعی» و متعلق به گذشته قلمداد کرده است.
این جامعهشناس با بیان اینکه استفاده از طنز در ادبیات فارسی سابقهای دیرینه دارد، جایی که ایهام و نقد غیرمستقیم، جایگزین تقابل سلب میشود، میگوید: از منظر جامعهشناسی ادبیات، طنازی مسیری برای تخلیه فشارهای ساختاری و روانی است. کاربران ایرانی با بازنمایی مدلهای دیور در کنار المانهای نوستالژیک و قدیمی، در واقع دست به «ساختارشکنی» (Deconstruction) منزلت این برند زدهاند. این کنش، پیامی صریح به نظام سرمایهداری مد دارد: «آنچه شما به عنوان نوآوری عرضه میکنید، در حافظه بصری ما به تاریخ پیوسته است.»
زینلزاده با ارجاع به نظریه «طبقه تنآسا»ی تورستن وبلن بیان میکند: مُد ابزاری برای نمایش قدرت و مصرف تظاهری است. اما وقتی حتی طبقات فرودست جامعه، یک طراحی لوکس را مسخره میکنند، به این معناست که آن کالا کارکرد خود را در نمایش قدرت و ثروت از دست داده است. این مد، به تعبیر دقیقتر، با «روح زمانه» (Zeitgeist) در تضاد است.
این جامعهشناس با بیان اینکه مُد روح زمانه است، اعتقاد دارد: واکنش کاربران ایرانی به طراحی جدید این برند، نشان از شکافی بزرگ در حد سیاهچالههای فضایی بین مد مورد پسند جامعه ایرانی با مد ارائهشده توسط «دیور» است.
با اینکه طرحهای جدید برند «دیور»، ما ایرانیان را یاد جوانان دهه ۴۰ تا ۶۰ میاندازد اما این به معنای آن نیست که دیور از استایل ایرانیان در آن دهه کپی کرده است، در واقع جاناتان اندرسون برای این کالکشن سعی کرده با الهام از آرشیو قدیمی دیور؛ لباسهای کلاسیک اروپایی، طبقه اشراف آن زمان، پوشش روستایی بریتانیا و خیاطی سنتی را ترکیب کند. اما چرا این طراحیها ما ایرانیان را یاد گذشتهمان میاندازد؟ چون پوشش مردانه ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰ از ترندهای جهانی و اروپایی تاثیر میگرفت؛ روشنفکران آن زمان که برای ادامه تحصیل به اروپا میرفتند سبک پوشش اروپایی را با خود به ایران میآوردند، به همین جهت کاربران شبکههای اجتماعی بعضا عکس دانشجویان و هنرمندان آن زمان را جای جاش اوکانر گذاشتهاند و طرحهای جدید این برند جهانی برایشان آشناست و آنان را یاد گذشتهشان میاندازد.