«بیصاحبترین» سرزمین دنیا! + عکس
این منطقه به تنها نقطه روی زمین تبدیل شده که هیچ کشوری آن را بهطور رسمی تصاحب نکرده است.
این داستانی است به قدمت تاریخ: یک کشور بخشی از زمین را از کشور دیگر میگیرد؛ ساکنان قبلی آن را پس میگیرند؛ نفر سومی میآید و هر دو را بئرون میکند؛ و این چرخه همینطور ادامه پیدا میکند. اما اگر جایی وجود داشته باشد که هیچکس آن را نخواهد چه؟
نه، منظورمان جاهایی مثل قطب جنوب یا قلهی اورست نیست. اول اینکه این مناطق برخلاف تصور، محل اختلافهای جدی بین کشورها هستند، و دوم اینکه اصولاً جای مناسبی برای زندگی نیستند. اما «بئر طویل» چنین نیست — با این حال، هیچ دولتی حاضر نیست آن را تصاحب کند.

اگر در گوگلمپ «بئر طویل» را جستوجو کنید، چیز خاصی نمیبینید: یک تکه زمین که از شن و سنگِ دو بیابانی که آن را احاطه کردهاند قابل تشخیص نیست. یک روزنامهنگار در کتابی در سال ۲۰۲۴ نوشت: «تا جایی که بتوان دربارهی جایی چنین گفت، بئر طویل کاملاً خالی است».
دسترسی به آن سخت است، چون از هرگونه جاده یا مرکز حملونقل دور است. داخل آن هم شرایط بهتر نیست: منطقهای کوهستانی، سنگلاخی و بسیار گرم، بدون جاده و تابلو راهنما. هیچ دولتی در آنجا وجود ندارد؛ در نتیجه قانونی هم نیست. نه مغازهای هست، نه هتلی، نه آنتن تلفن، و نه حتی جمعیت ساکن.
اما این فقط در ظاهر چنین است. در واقع، مردمی به نام «آبابده» از زمانهای بسیار قدیم — حتی از دوران امپراتوری روم — در این منطقه حضور داشتهاند. این مردم بومی و کوچنشین قرنهاست که در اینجا زندگی میکنند و حضورشان غیرقابل انکار است.
علاوه بر آنها، افراد دیگری هم ممکن است در این منطقه دیده شوند. یک پژوهشگر که در سال ۲۰۲۰ به بئر طویل سفر کرده، نوشته است که برخلاف تصور، این منطقه تا حدی توسعه یافته است: اردوگاههای دائمی و کاروانهایی از کامیونها که کارگران را جابهجا میکنند.
از زمان فراعنه، استخراج طلا در مصر و سودان جریان داشته و امروز هم در این منطقه ادامه دارد؛ از جویندگان مستقل با دستگاههای فلزیاب کوچک گرفته تا عملیات صنعتی پیشرفته با ماشینآلات سنگین.
برای خدمترسانی به این معدنکاران، چند مغازه و رستوران کوچک وجود دارد که در کنار هم یک سکونتگاه کوچک اما فعال را شکل دادهاند؛ با خیابانی شلوغ، سازههایی از ورقهای فلزی و پارچههای قدیمی برای سایه. حتی صرافی و یک باجه تلفن هم وجود دارد، و نگهبانان بادیهنشین از این منطقه مراقبت میکنند.
دور از معادن، در برخی زمانها — مخصوصاً فصل بارندگی — این سرزمین حتی میتواند سرسبز شود. وجود «وادیها» (بسترهای خشک رودخانه که در فصل بارندگی پر آب میشوند) باعث میشود در دل یکی از خشکترین مناطق جهان، نقاطی زنده و قابل زیست شکل بگیرد. و البته، پرچمها هم هستند.
اما برخلاف تصور معمول، بئر طویل پر از ادعاهای مالکیت است. یکی از نویسندگان میگوید: «اینکه بئر طویل آخرین زمین بدون مالک روی زمین است، اشتباه است. در واقع، این منطقه بسیار هم مدعی دارد».
دستکم ۹ نفر در طول سالها ادعای مالکیت این منطقه را کردهاند — گرچه هیچکدام هم از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته نشدهاند و بسیاری حتی پایشان را هم به آنجا نگذاشتهاند.

مشهورترین آنها مردی به نام جرمیا هیتون، کشاورزی از ویرجینیا بود که در سال ۲۰۱۴ به این منطقه رفت و آن را «پادشاهی سودان شمالی» نامید و خودش را پادشاه اعلام کرد. او گفت هدفش این بوده که آرزوی دختر کوچکش برای «شاهزاده شدن» را برآورده کند.
اما برای مردم بومی آبابده، این کار چیزی جز توهین نبود. رهبران این قوم حتی گفته بودند که اگر او را ببینند، بهشدت با او برخورد خواهند کرد. از نظر آنها، یک فرد خارجی که بدون توجه به ساکنان واقعی، خود را حاکم معرفی کند، قابل قبول نیست.
البته برخی پرچمها با نیتهای سادهتر نصب شدهاند؛ مثلاً به نام کشور خیالی «سیلند»، یا حتی فقط برای شوخی. یکی از آنها حتی تصویر عجیبی داشت که بیشتر حالت کودکانه داشت تا سیاسی.
اما یک نکته مهم وجود دارد: بسیاری از کسانی که مدعی مالکیت این منطقه هستند، حتی به آنجا سفر هم نکردهاند.
بئر طویل چگونه بیصاحب شد؟
حالا سؤال اصلی این است: چطور چنین جایی به وجود آمده؟ پاسخ کوتاه: ترکیبی از جنگهای تاریخی و یک اشتباه اداری.
در طول تاریخ، این منطقه بخشی از امپراتوریهای مختلف بوده: مصر، نوبه، عثمانی و بریتانیا. اما مشکل اصلی زمانی شروع شد که بریتانیا دو مرز مختلف برای این منطقه تعیین کرد.
اولین مرز در سال ۱۸۹۹ تعیین شد، بعد از جنگی طولانی که به شکست سودان انجامید. در این مرز، خط ۲۲ درجه عرض شمالی به عنوان مرز رسمی مصر و سودان تعیین شد.
اما در سال ۱۹۰۲، بریتانیا یک مرز اداری دیگر هم تعیین کرد که کمی پیچیدهتر و مطابق با واقعیتهای محلی بود. مشکل اینجا بود که مشخص نشد کدام مرز رسمی است.
تا زمانی که هر دو کشور تحت سلطه بریتانیا بودند، این موضوع اهمیت نداشت. اما در دهه ۱۹۵۰ که هر دو مستقل شدند، هرکدام مرزی را انتخاب کردند که به نفعشان بود.
سودان مرز دوم (پیچیدهتر) را انتخاب کرد، و مصر مرز اول (خط مستقیم) را. نتیجه چه شد؟
دو منطقه مورد اختلاف به وجود آمد: مثلث «حلایب» که هر دو کشور آن را میخواهند و «بئر طویل» که هیچکدام نمیخواهند.
در واقع، داستان بئر طویل به مثلث حلایب وابسته است. این منطقه بزرگ و سرشار از منابع طبیعی است، به همین دلیل هر دو کشور خواهان آن هستند.
اما نکته مهم اینجاست: اگر هر کشوری بخواهد بئر طویل را مال خود بداند، باید مرزی را بپذیرد که مثلث حلایب را به کشور مقابل میدهد. و چون هیچکدام حاضر نیستند از حلایب بگذرند، هر دو مجبورند از بئر طویل صرفنظر کنند.
در نتیجه، این منطقه به تنها نقطه روی زمین (بهجز قطب جنوب) تبدیل شده که هیچ کشوری آن را بهطور رسمی تصاحب نکرده است.
اما با این حال، اینجا یک «زمین مرده» نیست. مردم بومی هنوز از آن استفاده میکنند: برای جابهجایی کالا، چرای دام و برپا کردن اردو. در واقع، همانطور که یک روزنامهنگار نوشته: «هیچ جایی واقعاً خالی و بدون انسان نیست — و بئر طویل هم از این قاعده مستثنی نیست».