در جنگ به کودکان دروغ نگویید!
به کودک چه بگوییم؟ صدای بوووم میشنود. تلویزیون میبیند. از صحبتهای خانوادگی پی میبرد. در بحبوحه جنگ، بسیاری از والدین با این سوال دستوپنجه نرم میکنند.
راهحلی که برخی خانوادهها جهت کنترل اضطراب کودکان بهکار میگیرند، «انکار» یا «چیزی نشده» است. درصورتی که انکار مسئله اضطراب را حل نمیکند، بلکه کودک را در تعارض و ابهام ذهنی فرو میبرد. بهویژه زمانیکه اخبار جنگ سراسر جامعه را فراگرفته باشد. کودکان نه تنها با کلمات، بلکه از احساسات حاکم متوجه اوضاع میشوند.
شاید بهتر است که بهجای «انکار» از راهکارهای «رقیقسازی گفتار» و «زبان بدن اعتدالی» استفاده کرد. مهمتر از پیامی که صادر میشود:
۱. لحن گفتار ۲. حالات پیامدهنده ۳. کلماتِ واقعی اما دارای بار مثبت است. بهعنوان مثال؛ جایگزین جمله «مامان نرو بیرون، موشک میزنن» جمله «مامان جان، در زمان جنگ تو خونه بمونیم امنتره» در جمله دوم، علاوه بر تأمین هدف والدین، القای نتیجه منفی، منتفی شده است. حتی میتوان ساعاتی محدود و امن را برای بازی کودک در بیرون از خانه درنظر گرفت، تا احساس عادیبودن و امنیت را به او منتقل کرد. چراکه اضطراب و استرس از خود حادثه، حادثهانگیزتر است؛ اما عادی برخوردکردن، نتیجهای آرامشبخش دارد. یا اینکه وقتی صدای مهیبی میشنویم، پدر یا مادر بهجای عکسالعملهای هیجانی و تغییر واضح چهره، با اطمینان و آرامش برخورد کنند.
همچنین برای کاهش اضطراب کودکان در زمان جنگ، میتوان از زبان «داستان» و «طنز» استفاده کرد. بهدلیل وجود دو عنصر تخیل و شوخطبعی در اینها، زهر واقعه گرفته میشود و جریان واقعی و دردناک، برای کودکان نرمتر و پذیریفتهتر میشود.
بچهها بهوسیله تخیل و راحتیای که در داستان و طنز وجود دارد، واقعیتهای دردناک را به داستانهای قهرمانانه تبدیل میکنند. بهویژه هنگامیکه والدین با هنرمندی تمام، جملاتی را کشف کرده و به فرزندان بگویند که احساس قدرت و امنیت به آنها بدهد.
در ظاهر «انکار» راحتترین و آرامشدهندهترین کار بهنظر میرسد؛ اما سوغات آن چیزی جز خلأهای ذهنی و سوالات انباشتهشده نیست. صداقت، همراه با کلمات مثبت و زبان بدن آرام، کودک را قویتر میکند.