چرا با کسانی که در این روزهای سخت با روان مردم بازی می کنند برخورد نمی شود؟
این روزها در هر جمع و محفلی حضور پیدا میکنیم، صحبت از مذاکرات یا احتمال وقوع جنگ با امریکاست و همین بحثها، تشویش و نگرانی را بین مردم افزایش میدهد.
روزنامه اعتماد نوشت: حال این وسط، عدهای نیز در مناصب مختلف مدیریتی کشور دیده میشوند که بدون اینکه اطلاعات و دانش سیاسی دقیقی درباره جنگ و مختصات مذاکرات فیمابین کشورها داشته باشند،با اظهارنظرهای سطحی، ناشیانه و نسنجیده، به این نگرانیها دامن میزنند.
سوالی که ایجاد میشود اینکه چرا در کشور ما قوانین و دستورالعملهای بازدارندهای وجود ندارد که اگر کسی یا کسانی، در هر جایگاه اجتماعی بخواهند حرفهایی بزنند که موجبات تخریب ذهنی و تشدید نگرانی را در جامعه فراهم آورد، مشمول چنین قوانینی شوند؟
اگر هم قانونگذار چنین مواردی را مشخص کرده، چرا به افراد و صاحب منصبان کشور تفهیم نمیشود که اگر حریم خود را در اظهارنظرها و طرح دیدگاهها، مخصوصا در شرایط بحرانی و خاص کشور رعایت نکنند، مشمول چنین جرایم خاصی خواهند شد.
اخیرا دیده شد که با داغ شدن اخبار جنگ و لشکرکشی امریکا در خلیجفارس، عدهای از اصرار بر اعدام مقامات سیاسی کشور گرفته تا کوبیدن بر طبل جنگ از طرف ایران دم میزنند، بدون توجه به اینکه با چنین حرفهایی روح و روان جامعه را مورد خدشه قرار میدهند. اگر قرار باشد در شرایط حساس کشور، هر کسی هر حرفی را از تریبونهای رسمی و غیررسمی کشور بزند و فکر و ذهن مردم را به هم بریزد و از جنگ و اعدام سخن بگوید، بدون اینکه مورد بازخواست قرار بگیرد، آیا چنین رفتارهای غیرفرهنگی را مردم و جامعه خواهند پذیرفت؟ آیا در چنین وضعیتی، مردم خواهند توانست به آن اتحاد و انسجام و یکپارچگی که لازمه شرایط بحرانی جامعه است، اندیشه کنند؟ آیا زمان آن نیست که حداقل هشدارهای قانونی لازم در این زمینهها از طریق مراجع قانونی ذیربط، به آحاد جامعه، خاصه صاحب منصبان کشور داده شود تا در این زمینهها خویشتنداری کنند؟
افرادی که به راحتی در مورد مقامات سیاسی کشورمان، در رسانهها حکم اعدام صادر میکنند یا به راحتی بر آتش جنگ میدمند، حواسشان نیست که با حرفهای گزنده خود، چگونه روح و روان مردم و جامعه را مورد آزار و هجمه قرار میدهند.
این عده هنوز نمیدانند که جامعه در هر شرایطی نیازمند آرامش است و مراکز ذیربط قانونی، در مقابل اینگونه رفتارها، نباید سکوت اختیار کنند.
اگر هم خلأ قانونی در این زمینهها وجود دارد، مجلس شورای اسلامی به عنوان مرکز قانونگذاری کشور میتواند به این موضوع مهم ورود کرده و قوانینی را تصویب کند که صاحب منصبان جامعه در هر سطحی و با هر نوع نگرشی، مخصوصا در شرایـط بحرانی جامعه، اجازه شمشیرکشی سیاسی و برهم زدن نظم و جو روانی جامعه را نداشته باشند!
کسی که در شرایط حاد سیاسی جامعه، نحوه حرف زدن خود را نمیداند، نباید اجازه داشته باشد که به راحتی هر حرفی را بزند.
برای کسانی که دانسته یا ندانسته با تندرویهای خود نظم جامعه را به هم میزنند باید تدابیر قانونی لازم اندیشیده شود.
در مورد اتفاقات صورت گرفته اخیر در رسانه ملی نیز باید به همین منوال عمل شود.
از مدیران شبکهها گرفته تا تهیهکنندگان و برنامهسازان تلویزیون باید توجیه شوند که در صورت ساخت و تولید برنامههایی که در شرایط خاص و حاد جامعه، احساسات عامه مردم را جریحهدار کند، با قوانین سفت و سختی مواجه خواهند بود تا احدی به خود اجازه ندهد به راحتی با روح و روان و احساسات مردم بازی کند.
مایه تاسف است رسانهای که در شرایط بحرانی کشور، باید آرامش را به جامعه تزریق کرده و تسکیندهنده آلام و دردها و رنجهای مردم باشد، هنوز اشراف کامل به وظایف فرهنگی و رسانهای خود را ندارد!
اگر قوانین بازدارنده و قاطعی در مورد جریحهدار ساختن روح و روان مردم، چه از طرف تریبون نمایندگان مجلس و چه از طریق رسانه ملی و چه افراد مختلف در هر شغل و منصبی وجود ندارد، هماکنون وقت آن است کمیسیونهای قضایی و فرهنگی مجلس به این موضوع مهم ورود کنند تا با تصویب قوانین لازم، هیچ فرد و نهادی اجازه رفتارهای هنجارشکنانه در جامعه را نداشته باشند.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی موظفند اگر خلأ قانونی در این زمینهها وجود دارد، آن را برطرف کنند.