خبرگزاری کار ایران

ماجرای پژو ۲۰۷ و آیفون یک میلیونی بلک فرایدی چه بود؟

ماجرای پژو ۲۰۷ و آیفون یک میلیونی بلک فرایدی چه بود؟

هر سال با نزدیک شدن به بلک فرایدی، فضای اینترنتی کشورمان پر می‌شود از تبلیغات رنگارنگ و وعده‌های شگفت‌انگیز. فروشگاه‌های آنلاین با هیجان اعلام می‌کنند که «بزرگ‌ترین تخفیف سال» در راه است و اگر چند ساعت یا حتی چند دقیقه صبر کنیم، می‌توانیم کالاهایی را با قیمت‌های باورنکردنی بخریم. اما واقعیت پشت این پرده‌ی پر زرق و برق، چیزی جز فریب مصرف‌کننده نیست.

 هر سال با نزدیک شدن به بلک فرایدی، فضای اینترنتی ایران پر می‌شود از تبلیغات رنگارنگ و وعده‌های شگفت‌انگیز. فروشگاه‌های آنلاین با هیجان اعلام می‌کنند که «بزرگ‌ترین تخفیف سال» در راه است و اگر چند ساعت یا حتی چند دقیقه صبر کنیم، می‌توانیم کالاهایی را با قیمت‌های باورنکردنی بخریم. اما واقعیت پشت این پرده‌ی پر زرق و برق، چیزی جز فریب مصرف‌کننده نیست.

ماجرای «پژو ۲۰۷ و آیفون یک میلیونی» بخشی از کمپین بلک‌فرایدی دیجی‌کالا بود که با شعار «هر چیزی ممکنه» تبلیغ شد. در این کمپین وعده داده شد برخی کالاهای گران‌قیمت مثل خودرو، آیفون ۱۷ پرومکس یا پلی‌استیشن تنها با پرداخت یک میلیون تومان عرضه شوند. اما در عمل این وعده‌ها بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت و کاربران با خطاهای مکرر، محدودیت‌های پنهان و عدم دسترسی واقعی به این کالاها مواجه شدند

من هم مثل خیلی‌های دیگر، پای این تبلیغات نشستم. دیجی‌کالا و اسنپ‌پی از مدت‌ها قبل کمپین‌های بلک فرایدی خود را آغاز کرده بودند. وعده‌هایی مثل فروش پژو ۲۰۷ یا آیفون ۱۷ (!) با قیمت یک میلیون تومان، آن‌قدر غیرواقعی بود که حتی شنیدنش خنده‌دار به نظر می‌رسید. اما همین وعده‌ها، هزاران نفر را پای سایت نگه داشت تا شاید «معجزه‌ی تخفیف» اتفاق بیفتد.

هیچ عقل سلیمی باور نمی‌کند که چنین کالاهایی با چنین قیمت‌هایی عرضه شوند. پس چرا این وعده‌ها مطرح می‌شوند؟ پاسخ ساده است: برای جذب کلیک، افزایش ترافیک سایت و نگه داشتن کاربر در صفحه.

ماجرای پژو ۲۰۷ و آیفون یک میلیونی بلک فرایدی چه بود؟

تخفیفی که هیچوقت زمانش نمیرسید!

برای اینکه نشان بدهم این وعده‌ها  آن‌طور که تبلیغ می‌شوند عملی نمی‌شوند، یک ویدیو ضبط کردم. در این ویدیو، شمارش معکوس سایت دیجی‌کالا را می‌بینید که قرار بود در لحظه‌ی صفر تخفیف‌های ویژه فعال شوند.   اما درست در همان لحظه، به‌جای باز شدن تخفیف، زمان دوباره تغییر کرد و چند دقیقه دیگر به شمارش اضافه شد.

این خطا یک باگ تصادفی به نظر نمی‌رسید؛ بلکه یک نمایشِ کارگردانی‌شده بود که هوشمندانه مشتاقان را کشاندند توی زمینِ بازی، وادارشان کردند با پرداخت اقساط عقب‌مانده، نقدینگی‌شان را تأمین کنند و در رقابت شرکت کنند. رقابتی که چیزی نصیب هیچ‌کس نکرد! 

حالا شبکه‌های اجتماعی پر شده از خشم آدم‌هایی که احساس می‌کنند بازیچه شده‌اند. این مدل مارکتینگ، شاید روی نمودارهای آماری و تعداد کاربر فعال یک پیروزی باشد، اما در واقعیت، حراج اعتبار یک برند است. از دست دادن باورِ مردمی که دیگر حنای هیچ تخفیفی برایشان رنگ ندارد.

تخفیف نود درصدی اسنپ!

بلک‌فرایدی اسنپ امسال بیشتر شبیه یک شعبده‌بازی بود؛ از همان نوعی که اول خرگوش را نشان می‌دهند، اما در نهایت کلاه خالی تحویلت می‌دهند! وعده‌ی تخفیف‌های ۹۰ درصدی همه را وسوسه کرد؛ پلی‌استیشن ۵۰ میلیونی شد ۵ میلیون، آیفون ۱۷ پرومکس شد ۲۱ میلیون! چه چیزی جذاب‌تر از این؟

در بازاریابی به چنین محصولاتی «کالای قربانی» می‌گویند؛ کالاهایی که با ضرر فروخته می‌شوند تا میلیون‌ها نفر را به صف کنند و ترافیک سایت بالا برود. اما درست در لحظه‌ای که قصد خرید داری، همه‌چیز فرو می‌ریزد: صفحه خطای ۵۰۴ ظاهر می‌شود و رویاهای تخفیف همان‌جا دود می‌شود.

این خطا اصلاً شبیه یک باگ اتفاقی نبود؛ بیشتر مثل یک نمایش از قبل طراحی‌شده بود. کاربرها را با وعده‌های بزرگ کشاندند وسط بازی، مجبورشان کردند اقساط عقب‌مانده را پرداخت کنند تا نقدینگی تأمین شود و وارد رقابتی شوند که آخرش هیچ چیزی نصیبشان نکرد.

حالا شبکه‌های اجتماعی پر شده از آدم‌هایی که عصبانی‌اند و حس می‌کنند بازیچه شده‌اند. این مدل بازاریابی شاید روی نمودارها و آمارها یک موفقیت به نظر برسد، اما در واقعیت چیزی جز فروختن اعتبار برند نیست. نتیجه‌اش از دست رفتن اعتماد مردمی است که دیگر هیچ تخفیفی برایشان جذابیت ندارد.

ماجرای پژو ۲۰۷ و آیفون یک میلیونی بلک فرایدی چه بود؟

تخفیف‌های ساختگی

یکی دیگر از مشکلات رایج بلک فرایدی در ایران، تخفیف‌های ساختگی است. بسیاری از کالاها قبل از شروع کمپین، با افزایش قیمت مواجه می‌شوند. سپس در روز بلک فرایدی، همان کالا با برچسب «۵۰ درصد تخفیف» عرضه می‌شود، در حالی که قیمت نهایی تفاوتی با روزهای قبل ندارد. این روش که به آن «تورم تخفیفی» می‌گویند، یکی از شایع‌ترین شیوه‌های فریب مصرف‌کننده است.

بسیاری از فروشگاه‌ها و پلتفرم‌ها قیمت‌های غیرمنطقی برای کالاها اعلام می‌کنند، اما وقتی کاربر وارد فرآیند خرید می‌شود، متوجه می‌شود که یا کالا موجود نیست، یا تعداد آن بسیار محدود است، یا اساساً چنین کالایی وجود خارجی ندارد.

تخفیف‌های ساختگی: در بسیاری از موارد، قیمت کالاها پیش از بلک فرایدی به‌طور مصنوعی افزایش داده می‌شود و سپس با برچسب تخفیف، همان قیمت قبلی یا حتی بالاتر به مشتری عرضه می‌شود. این روش که در اصطلاح به آن «تورم تخفیفی» گفته می‌شود، یکی از شایع‌ترین شیوه‌های فریب مصرف‌کننده است.

وعده‌های غیرممکن: فروش آیفون ۱۷ با قیمت یک میلیون تومان یا خودرو با قیمت‌های غیرواقعی، نمونه‌ای آشکار از وعده‌های غیرممکن است. چنین تبلیغاتی نه تنها غیرقابل تحقق‌اند، بلکه به‌نوعی توهین به شعور مصرف‌کننده محسوب می‌شوند.

محدودیت‌های پنهان: برخی تخفیف‌ها تنها برای تعداد بسیار محدودی از کاربران فعال می‌شوند، به‌گونه‌ای که عملاً اکثر مشتریان امکان استفاده از آن‌ها را ندارن

چرا نظارتی بر اینگونه وعده‌ها وجود ندارد؟

نبود نظارت جدی روی تبلیغات بلک فرایدی در ایران، یکی از اصلی‌ترین دلایل گسترش وعده‌های دروغین و تخفیف‌های ساختگی است. بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر سازوکارهای نظارتی شفاف و سخت‌گیرانه وجود داشت، فروشگاه‌ها نمی‌توانستند با خیال راحت تبلیغات غیرواقعی منتشر کنند.

چرا چنین رفتارهایی تکرار می‌شوند؟ چون نظارت جدی وجود ندارد. دربسیاری از کشورها، قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای تبلیغات وجود دارد. اگر برندی وعده‌ای دروغین بدهد یا قیمت‌ها را دستکاری کند، با جریمه‌های سنگین مواجه می‌شود. اما در کشورمان، نهادهای مسئول یا واکنشی نشان نمی‌دهند یا برخوردشان آن‌قدر ضعیف است که بازدارنده نیست.

وقتی مصرف‌کننده می‌بیند هیچ نهادی از او حمایت نمی‌کند، به مرور بی‌تفاوت می‌شود. دیگر کسی به دنبال شکایت یا پیگیری نمی‌رود، چون می‌داند نتیجه‌ای ندارد. این بی‌تفاوتی، همان چیزی است که شرکت‌ها می‌خواهند: مشتریانی که فقط نگاه می‌کنند، کلیک می‌کنند و در نهایت هیچ مطالبه‌ای ندارند.

شاید بعد از خواندن این چند خط، دیجی‌کالا اسامی‌ای را به‌عنوان برندگان اعلام کند؛ هرچند بعید می‌دانم، چون این شرکت به‌خاطر انحصاری که ایجاد کرده، خود را بالاتر از پاسخگویی به مردم می‌بیند. در مواردی که شخصاً امتحان کردم، حتی یک مورد هم واقعی نبود.

در شرایطی عادی و با مدیرانی مسئولیت‌پذیر، چنین تبلیغاتی بی‌درنگ پیگیری می‌شد و مدیران موظف بودند توضیح دهند ماجرا چیست. این‌گونه کسی جرأت نمی‌کرد صرفاً برای بالا بردن بازدید سایت، با وقت و اعتماد مردم بازی کند

 

منبع خبرگزاری دانشجو
انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز