سکوت معنادار حزبالله؛ آیا دمشق در حال بازگشت به محور مقاومت است؟
تحلیلگر برجسته جهان عرب، با اشاره به تکذیبهای پیاپی ترکیه و دولت موقت سوریه درباره گزارشها از دیدار محرمانه مقامهای سوری با نمایندگان حزبالله در استانبول، سکوت حزبالله را معنادار دانست و احتمال تغییر تدریجی محاسبات دمشق و نزدیک شدن دوباره آن به محور مقاومت را مطرح کرد.
به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقهای «رای الیوم» نوشت: تکذیبهای پیاپی ترکیه و دولت موقت سوریه درباره گزارش «رویترز» از دیدار محرمانه مقامهای سوری با نمایندگان حزبالله در استانبول، خود به پرسش تازهای دامن زده است: اگر چنین دیداری اساسا رخ نداده، چرا آنکارا و دمشق با این سرعت وارد میدان تکذیب شدهاند؟
عطوان مینویسد نکته مهمتر آن است که حزبالله، یعنی طرفی که در صورت صحت این گزارش مستقیما درگیر ماجراست، تاکنون سکوت کرده است. به باور او، همین سکوت قابل تأمل است؛ زیرا ترکیه و دولت الشرع بیش از هر زمان دیگری به باز کردن چنین کانالی نیاز دارند؛ آن هم در شرایطی که فشار اسرائیل در جنوب سوریه افزایش یافته، حمایت خارجی از دمشق کاهش پیدا کرده و بحران اقتصادی این کشور عمیقتر شده است.
از نگاه عطوان، تحولات اخیر نشان میدهد معادلهای که پس از سقوط نظام پیشین سوریه شکل گرفت، در حال تغییر است. اسرائیل حضور نظامی خود را در جنوب سوریه گسترش داده و مقامهای این رژیم حتی با حضور در قله جبلالشیخ اشغالی، پیام روشنی درباره ماندگاری خود در این منطقه ارسال کردهاند. همزمان، حمایت آمریکا از دولت جدید سوریه نیز- به گفته نویسنده- کاهش یافته و کشورهای عربی حامی دمشق نیز از ادامه کمکهای مالی فاصله گرفتهاند.
در چنین شرایطی، عطوان احتمال برقراری تماس میان دمشق و حزبالله را منتفی نمیداند. او معتقد است دولت الشرع ممکن است از این کانال بهعنوان یک اهرم فشار استفاده کرده باشد؛ پیامی به آمریکا و کشورهای عربی که اگر حمایت مالی، نظامی و دیپلماتیک از دمشق ادامه پیدا نکند، سوریه میتواند مسیر خود را تغییر دهد و بار دیگر به محور مقاومت نزدیک شود.
این سناریو، در صورت تحقق، پیامدهای مهمی خواهد داشت؛ زیرا سوریه بار دیگر میتواند به مسیر انتقال تجهیزات نظامی ایران به حزبالله تبدیل شود؛ مسیری که پیش از سقوط نظام بشار اسد، یکی از شریانهای اصلی پشتیبانی از این گروه محسوب میشد.
چرا حزبالله سکوت کرده است؟
اما مهمترین علامت سؤال همچنان سکوت حزبالله است.
عطوان معتقد است حزبالله در صورت تأیید یا تکذیب این خبر، در هر دو حالت دست بالا را خواهد داشت و سکوت فعلی میتواند ناشی از محاسباتی فراتر از یک دیدار دیپلماتیک باشد. از نگاه او، رهبری حزبالله احتمالا ترجیح داده است وارد مجادلهای علنی با دولت جدید سوریه نشود؛ دولتی که در داخل با بحرانهای امنیتی و سیاسی و در خارج با کاهش حمایت متحدانش مواجه است.
همزمان، وضعیت امنیتی سوریه نیز شکنندهتر شده است. درگیریها و انفجارها در شهرهایی مانند حمص، حلب و حماه ادامه دارد و گروههای مختلف مسلح، از نیروهای مخالف سوری گرفته تا گروههای افراطی، هر یک به دلایل متفاوت در برابر دولت جدید قرار گرفتهاند.
در این میان، عطوان به عامل دیگری نیز اشاره میکند: افزایش مقاومت مسلحانه سوریها در برابر حضور اسرائیل در جنوب سوریه و منطقه حوضه یرموک. او مدعی است حزبالله در این روند با ارائه نیروی انسانی، سلاح و تجربه نظامی نقش دارد و هماهنگی میان دو طرف در حال افزایش است.
سوریه پس از تحقق مأموریت اصلی
جمعبندی عطوان روشن است: «سوریه جدید» ممکن است پس از سقوط نظام پیشین، وارد مرحلهای کاملا متفاوت شده باشد.
به نوشته او، قدرتهایی که از دولت جدید سوریه برای سرنگونی نظام بشار اسد استفاده کردند، اکنون که هدف اصلی خود را محققشده میبینند، در حال عقبنشینی هستند و دمشق را با مجموعهای از بحرانهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی تنها گذاشتهاند.
از این منظر، تماس احتمالی با حزبالله را نمیتوان صرفا یک تحول دیپلماتیک معمولی دانست؛ چنین تماسی، اگر صحت داشته باشد، میتواند نشانه تغییر جهت محاسبات دمشق و تلاشی برای یافتن یک اهرم فشار تازه در برابر آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی باشد.
عطوان در پایان هشدار میدهد که «سوریه جدید» اکنون با آزمونی روبهروست که مشخص خواهد کرد آیا میتواند بدون حمایت خارجی به حیات سیاسی خود ادامه دهد یا اینکه برای بقا ناچار خواهد شد بار دیگر به سوی بازیگران و محورهایی بازگردد که پس از سقوط نظام پیشین از آنها فاصله گرفته بود.
روزهای آینده میتواند مشخص کند گزارش دیدار استانبول صرفا یک خبر جنجالی بوده یا نشانهای از تغییر آرام و عمیق در معادلات سوریه.