بغداد در زمین آمریکا یا در مدار تهران؟ معادله پیچیده عراق میان تهران و واشنگتن
سفر نخستوزیر عراق به واشنگتن و امضای توافقهای اقتصادی با شرکتهای آمریکایی در کنار سفر سریع او به تهران، نشان میدهد بغداد در حال آزمودن سیاستی چندوجهی است؛ سیاستی که هدف آن ظاهراً کاهش وابستگی به یک قدرت خارجی، بدون قطع روابط راهبردی با ایران است
به گزارش ایلنا، تحرکات دیپلماتیک اخیر دولت جدید عراق و سفرهای فشرده نخستوزیر این کشور به آمریکا، ایران، ترکیه و کشورهای عربی، بار دیگر گمانهزنیها درباره جهتگیری سیاست خارجی بغداد را افزایش داده است؛ با این حال، بررسی رفتار دولت عراق نشان میدهد که این تحرکات لزوما به معنای فاصله گرفتن بغداد از تهران نیست، بلکه بیشتر از تلاش برای ایجاد توازن میان روابط عراق با قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای حکایت دارد.
نخستوزیر عراق در نخستین ماههای فعالیت خود، آمریکا را به عنوان نخستین مقصد خارجی برگزید و در جریان سفر به واشنگتن با دونالد ترامپ دیدار کرد. در این سفر، دهها توافق و یادداشت تفاهم میان بغداد و شرکتهای آمریکایی در حوزههایی از جمله انرژی، نفت، گاز، برق، مخابرات و خدمات مالی به امضا رسید.
این تحرکات در شرایطی صورت گرفت که واشنگتن همچنان بر بغداد برای محدود کردن فعالیت گروههای مسلح همسو با ایران و تقویت انحصار سلاح در دست دولت، فشار وارد میکند. دولت عراق نیز موضوع انحصار سلاح را در زمره اولویتهای خود قرار داده است؛ مسئلهای که با واکنش منفی برخی جریانهای سیاسی نزدیک به ایران مواجه شده است.
با این حال، تنها چند روز پس از سفر به واشنگتن، نخستوزیر عراق راهی تهران شد و با مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ایران دیدار کرد. در جریان این سفر، بر پیوندهای امنیتی دو کشور تأکید و تصریح شد که خاک عراق علیه ایران مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
همچنین توافقهای بغداد و تهران در حوزه حملونقل و اتصال ریلی و تأکید دو طرف بر تدوین سند همکاری راهبردی بلندمدت نشان میدهد که دولت عراق همچنان برای توسعه روابط با ایران اهمیت قائل است.
از این منظر، نزدیکی بغداد به واشنگتن را نمیتوان بهسادگی به عنوان چرخش راهبردی عراق علیه ایران تعبیر کرد. عراق از یک سو روابط گسترده سیاسی، اقتصادی و امنیتی با ایران دارد و از سوی دیگر، برای همکاریهای اقتصادی و امنیتی با آمریکا نیز اهمیت قائل است. همین شرایط بغداد را به سمت سیاستی سوق داده که در آن تلاش میشود ضمن حفظ روابط با تهران، دامنه مناسبات با سایر قدرتها نیز افزایش یابد.
گسترش روابط عراق با ترکیه نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. همکاریهای دو کشور در حوزه انرژی، حملونقل و منابع آب و همچنین پیشبرد پروژه «جاده توسعه» نشان میدهد بغداد در تلاش است گزینههای اقتصادی و تجاری بیشتری در اختیار داشته باشد و مناسبات خود را به یک مسیر یا شریک محدود نکند.
روابط عراق با عربستان سعودی نیز بخش دیگری از این سیاست را تشکیل میدهد. بغداد در حالی تلاش میکند مناسبات خود با ریاض را تقویت کند که همزمان باید درباره فعالیت گروههای مسلح مستقر در عراق و اتهامهای مربوط به حمله به کشورهای منطقه موضعگیری کند. این موضوع نشاندهنده دشواری حفظ توازن میان مطالبات کشورهای عربی، آمریکا و جریانهای داخلی عراق است.
در چنین شرایطی، شاید مهمترین مسئله برای دولت بغداد این باشد که چگونه میان فشارهای واشنگتن و روابط دیرینه با تهران توازن برقرار کند، بدون آنکه عراق بار دیگر به صحنه تقابل قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شود.
واقعیت این است که پیوندهای ایران و عراق تنها به روابط دولتها محدود نمیشود و مناسبات اقتصادی، امنیتی، سیاسی و اجتماعی گستردهای میان دو کشور وجود دارد. بنابراین، هرگونه تغییر در سیاست خارجی بغداد الزاماً به معنای گسست یا کاهش روابط با تهران نخواهد بود.
از سوی دیگر، تلاش بغداد برای توسعه مناسبات با آمریکا، ترکیه و کشورهای عربی را نیز نباید صرفا اقدامی علیه ایران تلقی کرد. دولت عراق میتواند از این روابط برای افزایش قدرت مانور خود، جذب سرمایهگذاری و کاهش آسیبپذیری اقتصادی و امنیتی استفاده کند.
در مجموع، آنچه در رفتار دولت جدید عراق مشاهده میشود، بیش از آنکه یک «چرخش از ایران به آمریکا» باشد، تلاش برای متنوعسازی شرکای خارجی و افزایش قدرت مانور بغداد در میان بازیگران رقیب است.
با این حال، میزان موفقیت این سیاست به توانایی دولت عراق در مدیریت فشارهای آمریکا، حفظ روابط با ایران و کنترل اختلافات داخلی بستگی دارد. از این رو، هنوز برای سخن گفتن از تغییر جبهه بغداد زود است؛ آنچه فعلا روشن به نظر میرسد، تلاش عراق برای آن است که در معادلات پیچیده منطقهای، به جای انتخاب میان تهران و واشنگتن، فضای بیشتری برای مانور مستقل خود ایجاد کند.