خبرگزاری کار ایران

كارگردان نمایش «فركانس» در گفتگو با ایلنا:

هنرمندان مجبورند در جهت خواست مسئولان گام بردارند

منتظمی می‌گوید: اصلا نباید شك كرد نقش مسئولان در جهت دهی به مسیر تئاتر بسیار زیاد است و هرچه می‌خواهند اتفاق می‌افتد. تئاتری‌ها هم علاقه به كاركردن دارند اما وقتی اجازه داده نمی‌شود مجبور هستند در جهت خواست مسئولان گام بردارند.

ایلنا: نمایش «فركانس» به كارگردانی مرتضی میرمنتظمی این روزها میهمان تالارماه حوزه هنری است، نمایشی كه سعی می‌كند با بهره‌گیری از عنصر صوتی و تصویری تجربه‌ای متفاوت برای مخاطب خود بیافریند. با كارگردان درباره نمایش و عواملی كه موجب ترس هنرمندان از تجربه و خطركردن در تولید آثار می‌شود گفتگو كرده‌ایم كه در ادامه می‌خوانید.

* طرح ابتدایی اثر چه زمانی و چطور شكل گرفت؟

__ مثل همه كارهای قبلی طرحی از خودم بود كه برای نویسنده بیان كردم و ایشان هم براساس آن متنی نوشت. خود طرح از ساختمان وفیزیك تماشاخانه ماه نشات گرفت. البته اتفاقی كه در نهایت افتاد شاید سی‌درصد از متن ابتدایی بود و خیلی چیزها تغییر كرد. طرح اولیه هم درباره مردی بود كه در جعبه‌ای شیشه‌ای نشسته و با هیچكس حرف نمیزد ولی همه با او صحبت می‌كردند. بحث جنگ و مسائل دیگر بعدا به كار اضافه شد.

* بحث جنگ چطور به طرح اولیه اضافه شد، چون در طرحی كه تعریف كردید وجود ندارد؟

__ جنگ اتفاق دراماتیكی است و خیلی می‌شود درباره آن صحبت كرد، در نمایش «ابرها»هم همین دیدگاه وجود داشت اما هیچ اشاره‌ای به جنگ خاصی نمی‌شد. اما در این اثر ابتدا اشاره مستقیم وجود دارد كه به درخواست دوستان اداره نظارت و ارزشیابی وارد اثر شده است. فكر می‌كنم حتی مخاطب معمولی تئاتر با دیدن نمایش ما متوجه می‌شود قصد نداشتیم به جنگ ویتنام اشاره‌ای داشته باشیم و از جای دیگر آمده است.

* چه عاملی موجب شد سالن ماه حوزه هنری را برای اجرای نمایش خود انتخاب كنید؟

__ من انتخاب‌های خیلی زیادی نداشتم، گرچه با اتفاقی كه سال گذشته برای نمایش ابرها افتاد و استقبال بالای مخاطبان، من و اعضای گروه تصور می‌كردیم كار راحت‌تری برای پیدا كردن سالن اجرا داشته باشیم، حداقل راحت‌تر از زمانی كه هنوز نمایش ابرها از گروه ما روی صحنه نیامده بود. متاسفانه این اتفاق نیفتاد، با تالار حافظ، مولوی و سالن‌های دیگر صحبت كردم اما نشد. در این بین آقای امینی با من تماس گرفتند و گفتند كاری تولید كنم كه در حوزه روی صحنه برود. یك روز حدود چهار ساعت كل سالن از سقف تا كف را بررسی كردم و طرحی به نظرم رسید، آن را با نویسنده درمیان گذاشتم كه نتیجه آن به نمایش فركانس تبدیل شد.

* نخستین چیزی كه به محض ورود به سالن نظر تماشاچیان را جلب می‌كند، هدفون‌هایی است كه تا انتهای اجرا باید صدا و دیالوگ‌ها را از داخل آن شنید، چه كاركردی برای این تهمید درنظر داشتید؟

__عناصری مانند هدفون‌ها و صدا و تصویری كه در كار می‌آید از قبل پیش‌بینی نشده بود. اما در روند تمرین ضرورتی احساس كردیم و آن هم پیدا كردن راهی برای نشان دادن ذهنیت كاركتر بود. استفاده از این ابزار به نظر ما راه مناسبی برای بیان این منظور بود چون هم صدای اطراف شنیده می‌شد، هم این مفهوم كه نكته‌هایی به زور وارد ذهن این فرد می‌شود برای مخاطب بهتر جا می‌افتاد، واقعا اینطور نبود كه بگوییم حضور آن‌ها قشنگ و بامزه‌ است پس وارد نمایش كنیم.

* درخصوص كاركترهایی كه تصویر آن‌ها روی پرده می‌افتد و دیالوگ می‌گویند چطور؟

__ جرقه ابتدایی تصاویر از اینجا خورد که ابتدا تصور می‌کردیم کلمه فرکانس بیان کننده معنایی درباره صوت است، اما بعد از مطالعه بیشتر متوجه شدیم درباره صدا و تصویر است و ما می توانیم از تصویر هم استفاده کنیم، البته باید به این نکته هم اشاره کنم که من یکی از مخالفان سرسخت استفاده از ویدئوپروجکشن در تئاتر هستم، اما از طرفی در تمام مدت با خودم می‌گفتم ما باید این کارکترها را هم زمان در صحنه داشته باشیم و نداشته باشیم، به همین دلیل بهترین راه پیاده کردن این ایده استفاده از ویدئوپروجکشن و حضور کاراکترها در اندازه واقعی روی پرده بود.

* امکانات را حوزه هنری در اختیار شما گذاشت یا خودتان تهیه کردید؟

__ تمام امکانات توسط گروه تهیه شد و هیچ چیز از طرف حوزه نبوده است، همه را خودمان خریداری کردیم، ویدئو پروجکش را هم خودمان اجاره کردیم. فقط روزی صدهزارتومان اجاره پروجکشن پرداخت می کنیم درحالی که هنوز هیچ قراردادی با ما بسته نشده است. به اندازه تمام تماشاچیان هدفون با قیمتی بالا خریداری کرده‌ایم و تمام هزینه‌ها شخصی پرداخت شده، حوزه فقط سالن در اختیار ما گذاشته است.

* با توجه به اینکه تجربه اجرای نمایش خارج از کشورهم در کارنامه دارید، تفاوت ارزشی که در دیگر کشورها برای هنر شما قائل هستند با ارزشی که در ایران برایت قائل می‌شوند چقدر است؟

__ در پاسخ باید ابتدا به این نکته اشاره کنم به جز مقطعی در جشنواره تئاترفجر هنوز موفق نشده‌ام نمایشی را که در کشوری خارجی اجرا کرده‌ام در ایران روی صحنه ببرم.

* کدام نمایش؟

__ نمایش «زن، مرد» که در جشنواره بیست و نهم فجر اجرا رفتیم و علی‌رغم پی‌گیری‌های زیاد هنوز موفق به دریافت اجازه اجرای عمومی نشده‌ایم. ارزشی که در دیگر کشورها برای هنر من قائل هستند را نمی‌دانم چطور توضیح بدهم، آن‌ها برای کار هنری ارزش بسیار زیادی قائل هستند وهنگامی که متوجه شوند فردی کار خود را تا حدی بلد است دنبال او میروند، نه اینکه مثل ایران هنرمند برای انجام فعالیت هنری دنبال مسئولان بدود. امکاناتی که در اختیار گروه گذاشته می‌شود خیلی متفاوت است اما از همه مهمتر ارزش معنوی است که برای تو به عنوان هنرمند قائل می‌شوند، این برخورد خیلی به چشم می‌آید. امکانات خیلی مهم نیست ولی ارزشی که در کشوری معمولی مثل ارمنستان برای کار تو قائل هستند بسیار اهمیت دارد من دیگر مثال کشوری مثل ایتالیا را نمی‌زنم.

* نکته دیگری که در نمایش فرکانس به چشم می‌آید تشابه زیاد نمایش شما با آثار «lev» و«(a+b)3» است که قبلا در جشنواره فجر اجرا شده بود و همین چندی پیش هم در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفت، این تشابه را چطور بررسی می‌کنید؟

__ وقتی این دو نمایش را دیدم از طرفی خیلی خوشحال شدم و از طرفی ناراحت، چون نگران این نکته بودم که برخی افراد بگویند کار تقلید از آن آثار است. از تمام بچه‌های گروه خواستم این دو نمایش را ببینند و بعد طی گفتگوهایی که با هم داشتیم به این نتیجه رسیدیم ما کار خودمان را انجام دادیم و آن‌ها هم اثر خودشان را خلق کرده‌اند، این یک واقعیت است.

حالا من از شما این سوال را دارم که واقعا چقدر تشابه بین دو نمایشی که از ایتالیا روی صحنه رفت با نمایش فرکانس می‌بینید؟

* خوب به نظر من تشابه زیاد دارد، به عنوان مثال هردو تم ضد جنگ دارند، هر دو نمایش با یک بازیگر روی صحنه می‌رود، جذابیت‌های بصری و استفاده از ویدئو پروجکشن در هردو وجود دارد، چارچوبی که بازیگر در آن قرار دارد به همین صورت؛ گذشته از عناصری که عنوان کردم اهمیت یافتن صدا در هردو کار توجه من را جلب كرد. در نمایش فرکانس صداها تا جایی اهمیت پیدا می‌کنند و به مخاطب نزدیک می شود که باید حتما از فاصله نزدیک و از طریق هدفون شنیده شود. به طور کل معتقدم شباهت‌های زیادی با هم دارند که وجود این میزان از شباهت خیلی جالب است.

ویژگی مشترک همه آثاری که تا امروز به کارگردانی شما روی صحنه رفته چیست؟

__ نگاه به مسئله اجرا حلقه مشترک بین تمام نمایش‌هایی است که من تا به امروز روی صحنه برده‌ام، اجرا هم از نظر من یعنی متن، بازیگری، طراحی همراه با تمام اجزای آن و کارگردانی؛ نه به شکلی که یکی از این عناصر را از دیگر اجزا جدا بدانم؛ در محصول نهایی که به مخاطب ارائه می‌کنم، هیچ یک از عناصر بالاتر از دیگری قرار نمی‌گیرد.

* در نمایش اتفاقاتی می‌افتد كه برخلاف انتظار و عادت مخاطب است و او را گیج می‌كند، مثل زمانی كه صدا می‌گوید حالا هدفون را بردارید اما در عین‌حال به صحبت ادامه می‌دهد، یا جملاتی كه به زبان انگلیسی روی پرده می‌افتد و اصلا ارتباطی با جریان كلی نمایش ندارد. چرا عناصری از این دست كه عادت‌های مخاطب را به بازی می‌گیرد در آثار نمایشی ما كم دیده می‌شود، مگر از تئاتر خوب چنین انتظاری نمی‌رود؟

__ به این دلیل كه خیلی ترس دارد، سر همین كار نویسنده به سادگی نپذیرفت این عناصر را وارد متن كند و تا حدودی با من مقابله كرد. اما من اعتقاد داشتم خوب می‌شود و از او خواهش كردم نه برای نمایش كه به‌خاطر من این قسمت‌ها را به كار اضافه كند. البته برای خود من هم این ترس وجود داشت ولی این ریسك را كردم، چنین قضیه‌ای در مورد همه كارگردان‌ها صدق می‌كند و این ترس برای همه وجود دارد.

* اما به نظر ریسك نكردن و ترسیدن با ذات تئاتر در تضاد است.

__ در این مورد باید به داستان فیلم كوتاهی اشاره كنم. ماجرای فیلم از این قرار است كه فردی درجایی برف گرفته قدم می‌گذارد و راه می‌رود. پس از او همه افراد قدم روی جای پای نفراول می‌گذارند و جلو می‌روند تا در انتهای فیلم، نفر آخر ابتدا قصد می‌كند به شیوه نفرات قبلی عمل كند اما تصمیم خود را عوض می‌كند و از مسیر دیگری می‌رود. در تئاتر ما هم به همین شیوه عمل می‌شود، وقتی جای پای افراد سفت می‌شود به همان شیوه ادامه می‌دهند. اگر فردی بخواهد راه جدیدی را امتحان كند ترس دارد، ممكن است زیر پایش خالی شود. اینكه چرا مثل تمام كشورها گونه‌های مختلف تئاتر نداریم، چرا تنها یك مدل تئاتر وجود دارد از همین مسئله ناشی می‌شود. حتی جوانترها و دوستان خود من هم راهی را ادامه می‌دهند كه قبلا جواب داده است. تا جایی كه من اطلاع دارم چنین اتفاقی فقط در كشور ما می‌افتد. ما سعی نمی‌كنیم تجربیات مختلف داشته باشیم جز تعدادی اندك از هنرمندان جوان، در میان اساتید كه اصلا این ریسك وجود ندارد. در كشورهای دیگر خیلی راحت تجربه می‌كنند و مخاطبان هم گزینه‌های بیشتری برای انتخاب دارند.

* چه میزان از این ضعف نتیجه فشار عوامل بیرونی و چه مقدار متوجه شخص هنرمند است؟

__ هر دو عامل نقش بازی می‌كنند، اما ابتدا باید به عوامل بیرونی اشاره كنم كه مسئولان هستند. اصلا نباید شك كرد نقش مسئولان در جهت دهی به این مسیر بسیار زیاد است و هرچه می‌خواهند اتفاق می‌افتد، چون در كشور ما همه چیز در دست مسئولان است. تئاتری‌ها هم علاقه به كاركردن دارند اما وقتی اجازه داده نمی‌شود مجبور هستند در جهت خواست مسئولان گام بردارند. خواست مسئولان چیست؟ یك روند جا افتاده، بی‌خطر و شناخته شده‌ای كه همواره درحال رخ دادن است، پس مسئولان همان ردپاهایی را می‌خواهند كه قبلا مثال زدم و تاكید می‌كنند این جا سفت است، در همین مسیر ادامه دهید. كمبود امكانات و سالن اجرا هم از عوامل تاثیرگذار است، چوم وقتی كار تجربی روی صحنه می‌رود امكان دارد اشتباه داشته باشد و ناموفق شود. وقتی هنرمندی سالی یك یا دو مرتبه بیشتر امكان اجرای نمایش پیدا نمی‌كند نمی‌تواند روی این یك اجرا درسال ریسك كند. پس دنبال راهی می‌رود كه قبلا جواب داده است. یكی از عواملی كه در بروز چنین مسئله‌ای متوجه هنرمندان می‌شود علاقه عده‌ای به تشویق شدن است. چون یك بار اثری خلق كرده‌اند كه مورد توجه قرار گرفته، همواره همان را تكرار می‌كنند تا همان تشویق مجدد تكرار شود.

* و چنین رویكردی از سوی دو طرف هم كه كلا با ذات هنر مخالف است.

__ بله دقیقا، به همین دلیل هم ما همواره درحال درجا زدن هستیم‎؛ وقتی تئاتر و هنر یك كشور درست باشد، دیگر مسائل هم درست می‌شود. كارشناسان همیشه فریاد می‌زنند از نظر فرهنگی دچار مشكل هستیم، چرا چنین مشكلی وجود دارد؟ چون هنر و تئاتر كشور دچار مشكل است. من این حرف را با جدیت می‌زنم و به آن اعتقاد دارم، اگر تئاتر كشور درست شود، مشكلات فرهنگی هم رفع خواهد شد. حالا شما هر روز فیلم درست كنید و به مردم نشان دهید برای عبور از خیابان باید از خط عابرپیاده استفاده كنند، تاثیر نخواهد داشت، چنانكه تا امروز نداشته است. در تمام كشورها می‌بینیم بهترین و مهمترین سالن تئاترشان در مركزشهر قرار دارد. در ایران هم به همین شكل است، اما چه به سر این محل آمده، از زیر آن مترو عبور می‌كند، طرف دیگر با فاصله كم ساختمانی ساخته می‌شود تا جلوی بنای تئاترشهر را بگیرد. همه عوامل دست به دست یكدیگر داده‌اند تا این محل دیده نشود، نتیجه چنین رویكردی را در تقاطع چهارراه ولیعصر می‌توانید مشاهده كنید كه مردم چطور از چهارراه عبور می‌كنند، خودروها وقتی چراغ زرد می‌شود چطور از خیابان رد می‌شوند، در خط ویژه و خطوط تندرو اتوبوس چه اتفاقی می‌افتد و...

* برنامه بعدی گروه چیست؟

__ همین نمایش را به شهر منچستر خواهیم برد، كه احتمال دارد یك‌ماه طول بكشد. سال گذشته قرار بود نمایش ابرها را همراه با تعدای بازیگر ایرانی و تعدادی بازیگر انگلیسی در آن كشور اجرا كنیم، اما به دلیل تعداد زیاد بازیگر هزینه‌ها بالا می‌رفت كه متاسفانه به همین علت امكان كار مشترك از ما گرفته شد. كلا به دلیل مشكلات اقتصادی آن‌ها هزینه‌ها را كاهش داده‌اند و بیشتر از آثاری حمایت می‌كنند كه عوامل كمی داشته باشند. به نظرم بیشتر در كشور ما از نظر مالی بهای زیادی به گروه‌های خارجی داده‌ می‌شود و در جشنواره‌ها ریخت و پاش وجود دارد، در كشورهای دیگر چنین رویكردی نیست و همه گروه‌ها چه داخلی، چه خارجی به یك میزان مورد حمایت و توجه قرار می‌گیرند.

* در جشنواره تئاترفجر هم شركت می‌كنید؟

__ بله، نمایش فركانس را برای بخش مرور آثار ارائه داده‌ایم اما مشكلاتی وجود دارد، درخواست داشتیم كار زنده دیده شود اما می‌گویند باید فیلم كار را بفرستیم كه عملا برای درك درست از اثر مشكل‌ساز است.

* موفق به دریافت حمایت مالی برای نمایش شدید؟

__ قرار شده مركزهنرهای نمایشی حوزه هنری با ما قرارداد ببندد، اما تا این لحظه كه قراردادی با گروه بسته نشده و عملا به فروش بلیت در گیشه دلخوش كرده‌ایم.

* به عنوان سخن آخر...

__ دلم می‌خواهد علاقه‌مندان به تئاتر از نمایش ما دیدن كنند و از شنیدن نظرات و پیشنهادهای دوستان نیز خوشحال می‌شویم، تمام تلاش خودمان را كرده‌ایم نمایشی اجرا كنیم كه برای مخاطب تجربه نشده باشد، نه اینكه از هدفون و ویدئو پروجكشن تا به حال استفاده نشده، چرا شده ولی ما تلاش كردیم كاركرد متفاوتی از این عناصر ارائه كنیم كه تا به حال در ایران تجربه نشده باشد. سعی كردیم كاری در سطح استاندارد بین‌المللی ارائه دهیم، شاید این ادعا باشد، اما ما تمام تلاش خود را به كار گرفته‌ایم.

ارسال نظر
پیشنهاد امروز