در گفتوگو با ایلنا مطرح شد:
تربیت مدیران میانی از معضلات کشور؛ هشدار درباره کاهش کارایی نیروهای انسانی
استاد دانشگاه و روانشناس اجتماعی در خصوص نامه وزیر علوم به دولت در خصوص استفاده از ظرفیت دانشگاه و نهادهای علمی برای بازسازی کشور در دوران پساجنگ توضیحاتی ارائه کرد.
«علیرضا شریفی یزدی» استاد دانشگاه و روانشناس اجتماعی در خصوص نامه وزیر علوم به دولت در خصوص استفاده از ظرفیت دانشگاه و نهادهای علمی برای بازسازی کشور در دوران پساجنگ به خبرنگار ایلنا گفت: من بر آنم تا تأکید کنم که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دارای وظایف ذاتی و اساسی است که در قوانین مصوب و اساسنامه این وزارتخانه نیز قید شده است. نخست، تربیت نیروی انسانی شایسته و مناسب برای پاسخگویی به نیازهای جامعه در حوزههای گوناگون که این امر گام ابتدایی و بنیادین محسوب میگردد.
وی افزود: گام دوم دقیقاً همان چیزی است که در متن نامه وزیر علوم، تحقیقات و فناوری ذکر شده، یعنی برقراری ارتباط میان وزارت علوم و مجموعههای تحت مدیریت آن، از جمله دانشگاهها، مراکز پژوهشی، پارکهای علم و فناوری و امثال اینها به نحوی که همگی در خدمت توسعه و رشد ملی در ابعاد گوناگون قرار گیرند، از جمله آنچه ایشان بدان اشاره کردهاند، نظیر مقوله صنعت و خسارات ناشی از جنگ و امثال آن. این امر، جزو وظایف ذاتی و بنیادین این وزارتخانه است.
شریفی یزدی در ادامه خاطرنشان کرد: ظرفیت اجرای این امر در کشور ما در حال حاضر بسیار بالا است. دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و پژوهشی و پارکهای علم و فناوری ایران از منظر نیروی انسانی و امکانات آزمایشگاهی و امثال آن، ظرفیتی عظیم دارا هستند. اگر واقعاً بتوان پلی میان دانشگاه و اقتصاد به معنای واقعی کلمه برقرار کرد، این امر میتواند کمک شایانی برای جبران سریعتر عقبماندگیهای کشور باشد. عقبماندگیهایی که بخش کوچکی از آنها به جنگ اخیر مربوط میگردد. بخش بزرگتری از عقبماندگیها بدان مربوط میشود که طی سالیان متمادی، به سبب فقدان ارتباط میان این دو حوزه، جامعه لطمه دیده، با مشکلات روبهرو شده و معطل مانده است. این دو بخش، هر دو مهماند و میتوانند در رشد کشور یاریرسان باشند.
بسیاری از دانشگاههای ما از امکانات روزآمد بیبهرهاند
به گفته وی اگر بتوانیم این مسئله را از حد شعار فراتر برده و به عمل درآوریم، با توجه به ظرفیتهای فراوان، پیشرفت چشمگیری خواهیم داشت، هرچند به دلایل گوناگون، عقبماندگیهایی در این عرصه داریم. بسیاری از دانشگاههای ما از امکانات روزآمد بیبهرهاند، نظیر آزمایشگاههای مجهز، کتابخانههای مناسب و امکان دسترسی به آخرین منابع اطلاعاتی. از آن مهمتر، فرصتهای مطالعاتی اساتید دانشگاههای ما است. بسیاری از ایشان سالهاست که به دلایل اقتصادی، مسائل سیاسی و عوامل دیگر، ارتباط پیشین خود با دانشگاههای جهان را از دست دادهاند و بهروزرسانی دانش و علمشان منقطع شده است.
این روانشناس اجتماعی توضیح داد: ضمن آنکه باید از داشتههای خود بهره ببریم و در این راستا چند اقدام ضروری است. نخست، باید اذعان داشت که بسیاری از صنایع و وزارتخانههای دیگر اساساً به این امر اعتقادی ندارند، تنها مدیر وزارت علوم نمیتواند به تنهایی پیش برود. این، حرکتی کاملاً سیستماتیک و همهجانبه است که وزارتخانهها و دستگاههای اجرایی دیگر نیز باید از آن استقبال کنند تا وزارت علوم بتواند داشتههای خویش را در طبق اخلاص نهاده و عرضه کند و در این تعامل، به نتایج مطلوب نائل آییم.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: نکته دوم آن است که رشد علم در جهان با سرعتی شگرف و فناوری با گسترش حیرتانگیزی روبهروست؛ بنابراین، راهکار دوم، بسنده کردن صرف به داشتههای داخلی نیست، بلکه برقراری ارتباط با مراکز علمی جهانی و بهرهمندی از آخرین یافتهها برای پر کردن کمبودهای موجود در کشور – که ناشی از جنگ، تحریمهای اقتصادی و امثال آنهاست – و جبران تا حد زیادی از این مشکلات، ضروری است. من این نامه را به فال نیک میگیرم. گرچه همانگونه که عرض شد، جزو وظایف ذاتی وزارت علوم است، لیکن امری دوسویه است و تنها وزارت علوم نمیتواند آن را به تنهایی به انجام رساند. دستگاههای ذیربط دیگر نیز باید استقبال کنند، ضرورت آن را دریابند و این ارتباط را برقرار سازند تا نتایج مثبت فراوانی به بار آید.
هدایت رسالههای دکتری به سمت مسائل عینی جامعه
شریفی یزدی با بیان اینکه از جمله کارکردهای آن، هدایت رسالههای دکتری دانشگاهها به سمت مسائل و مشکلات عینی جامعه است، گفت: ما در حال حاضر تعداد قابل توجهی دانشجوی دکتری در رشتههای گوناگون داریم. به جای پیگیری مباحث صرفاً نظری، تشکیل تیمی تخصصی برای احصای مسائل اصلی کشور، گام نخست و بسیار مؤثری خواهد بود. این تیم، مسائل اصلی کشور را روشن سازد تا دانشجویان دکتری بر آنها متمرکز شوند، راهحلهایی بیابند – زیر نظر استاد راهنما و مشاور – و راهحلهای عینی و عملی ارائه دهند؛ دستگاه ذیربط نیز از این رسالهها حمایت کند تا زمینه اجرای عملی آنها فراهم آید.
به گفته وی، نکته دوم تبدیل مسائل و مشکلات واقعی جامعه به پروژههای تحقیقاتی است؛ پروژههایی عینی و با قابلیت اجرا در زمان مناسب که به صورت علمی بتوانیم کمبودها را هرچه سریعتر جبران کنیم. نکته بعدی، جامعالاطراف بودن این حرکت است. ما در برخی بخشها، مانند حوزه نظامی، سرمایهگذاریهایی انجام دادهایم و نتایج مثبت آن را مشاهده میکنیم، لیکن کشوری هستیم که در ابعاد گوناگون با چالشهایی روبهروست، نظیر محیط زیست، مصرف انرژی، تربیت نیروی انسانی، جذب سرمایه مناسب، آمایش سرزمین در حوزههای کشاورزی و صنعتی و امثال اینها.
هشدار درباره تعطیلیهای مداوم و کاهش کارایی نیروی انسانی
این جامعهشناس یکی از مهمترین این چالشها را تربیت مدیران میانی دانست و گفت: ما در این حوزه با مشکل جدی روبهرو هستیم و بخش بزرگی از معضلات کشور بدان مربوط میشود: پرت انرژی، پرت سرمایه، تعطیلیهای مداوم و کاهش کارایی نیروی انسانی در اختیار سیستم. همه اینها میتواند به پروژههای تحقیقاتی تبدیل شود. وزارت علوم و مجموعههای تحت مدیریتش میتوانند در بهبود شرایط یاریرسان باشند.
شریفی یزدی در خصوص نقش اعضای هیات علمی دانشگاه در حل مسائل کلان کشور نیز گفت: ما اعضای هیئت علمی، یکدست نداریم؛ در برخی دانشگاهها، اعضای هیئت علمی با بالاترین جایگاههای علمی و همتراز استانداردهای جهانی حضور دارند – گروهی که به خوبی میتوانند یاریرسان باشند. با این حال، یکی از مشکلات وزارت علوم این است که تعداد دانشگاههای ایران حتی در مقایسه با کشوری پهناور چون چین با جمعیتی بیش از یک میلیارد بسیار بیشتر است؛ این امر سبب کاهش کیفیت آموزش و اعضای هیئت علمی در برخی دانشگاهها (نه همه) شده است.
به گفته وی، اما یکی از مهمترین دلایل آن، نبود قرابت و ارتباط علمی است؛ این بریدگی سبب میشود فرد احساس حسرت کند و ترجیح دهد در مراکز علمی کشور دیگری خدمت کند – جایی که درآمد مناسب، کیفیت زندگی بالا، امنیت خانواده، عدم تحمل مشکلات روزمره و دسترسی به امکانات علمی فراهم است. اگر وزارت علوم واقعاً بخواهد این را به واقعیت بدل سازد، نخست باید خود را تجهیز کند؛ برخی دانشگاههای ما فاقد امکانات بهروز هستند بهروزرسانی ضروری است. البته، مراکزی داریم که بهروز هستند.
به دانشگاه اجازه نقد سازنده دهیم
شریفی یزدی در ادامه تأکید کرد: بنابراین، برای بهرهگیری از اعضای هیئت علمی، نخست باید امکانات لازم در اختیارشان قرار گیرد. نکته دوم، گزینش نادرست اعضای هیئت علمی است که سبب شده انسانهای توانمند جذب نشوند و افراد میانهحال با افکار خاص – به اصطلاح – غالب شوند؛ نتیجهاش، کاهش شدید کیفیت کلی هیئت علمی در ایران است. آن دوران کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها (که هنوز پوستهای از آن باقی است، اما محتوا گم شده) بسیار کمککننده بود؛ اگر این را احیا کنیم، به دانشگاه اجازه نقد سازنده دهیم و اعضای هیئت علمی از زیر سؤال بردن عملکرد دولت و مسئولان نهراسند و راهکار ارائه دهند، این مسئله اصلاحپذیر است.
وی تصریح کرد: این نامه را به فال نیک میگیرم، هرچند – به قول معروف – شاید دیرهنگام باشد که حالا کسی به فکر استفاده از ظرفیت دانشگاهها برای رشد و توسعه ملی افتاده؛ عرض کردم این جزو وظایف ذاتی سیستم است، اما معطل مانده بود. حالا به بهانه (یا به دلیل) جنگ، به فکر افتادن، خود ارزشمند است. اینجا از اعضای هیئت علمی دعوت میکنم که پای کار آیند تا این خرابیها، مشکلات و عقبماندگیها – که بخشی از آن بخاطر جنگ است، اما بزرگترین دلیل آن سوءمدیریت، ناتوانی در مدیریت و عوامل دیگر – را سریعتر جبران و حل کنیم.
شریفی یزدی در پایان گفت: از جاهایی که نیازمند این خدمات هستند هم دعوت میشود تا توجیه گردند و از ظرفیت دانشگاهها به شکل مناسب برای جبران این خرابیها بهره ببرند. آرزو میکنم سایه جنگ از سر این کشور و ملت زدوده شود تا مردم با آرامش بیشتری زندگی کنند و مسئولان در جهت رشد و توسعه ملی گام بردارند.