ایلنا گزارش میدهد؛
کار در «راه آهن میرجاوه- زاهدان» شبیه کار در جهنم است!/ همکارانمان را معلق کردند
کارگران ابنیه فنی راهآهن زاهدان، از حقوق کم و شرایط سخت کار خود انتقاد کردند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، کارگران شرکتی ابنیه فنی راهآهن، شرایط مناسبی ندارند؛ سالهاست که این کارگران در استانهای مختلف نسبت به اوضاع شغلی خود و کمبودها اعتراض دارند، اعتراض سرخوردهای که هیچ زمان پاسخ مشخصی نگرفته است. امروز کارگران شرکتی ابنیه فنی، زیر چرخهای ستمِ طبقاتی به مرز ناامیدی رسیدهاند…
این کارگران در طول این سالها، یک مطالبه جدی را بارها مطرح کرده اند: برقراری عدالت و حذف شرکتهای پیمانکاری.
آنها میگویند: وقتی ماهیت کارمان مستمر است، چرا حیات و ممات ما را به واسطهها واگذار کردهاید، چرا قرارداد مستقیم و امنیت شغلی نداریم؟
حالا جمعی از این کارگران که در راهآهن زاهدان تحت قرارداد شرکت تراورس کار میکنند؛ میگویند: وضعیت ما در این شرایط سخت محیطی که از یکسو با طوفان شن و از سوی دیگر با گرمای طاقتفرسا دست و پنجه نرم میکنیم، به مراتب دشوارتر از جاهای دیگر است.
این کارگران انتقاد دارند که «تلاش سالهای طولانی برای حذف پیمانکار و انعقاد قرارداد مستقیم با خود راهآهن، تا امروز به هیچ نتیجه روشنی نرسیده است». آنها از سختی کار خود در پروژهی راهآهنِ «میرجاوه-زاهدان» روایت میکنند؛ پروژهای که کارگران در توصیف آن از اصطلاحِ «کار در جهنم» کمک میگیرند:
«از ساعت ۴.۵ صبح تا ۴.۵ عصر زیر ظل افتاب و طوفان شن، روی خطوط ریلی میرجاوه تا زاهدان کار میکنیم، دوازده ساعت در بر بیابان و بدون امکانات. با این حال، رفاهیات نداریم؛ صبحانه نمیدهند، فقط یک وعده ناهار پای کارفرماست که آن هم کیفیت ندارد و گاهی خیلی دیر به دستمان میرسانند.
کفش و لباس مناسب هم نمیدهند؛ هیچ امکاناتی نداریم، به این گناه ساده که شرکتی هستیم! خود کارکنان راهآهن، رفاهیات و پاداش و مزایا دارند؛ باورتان میشود حتی پاداش روز کارگر را به ما کارگران شرکتی ابنیه فنی ندادند؟ کارگرتر از ما هم مگر سراغ دارند؟! واقعاً پاداش روز کارگر حق کیست؟ ظاهراً ما که قلب راهآهن هستیم و سالها خاک خط آهن را خوردهایم، کارگر به حساب نمیآییم!»
حقوقها سروقت نیست؛ بیمه تامین اجتماعی این کارگران هم از برج ۱۱ پارسال قطع شده و مدتهاست که استحقاق درمان ذیل پوشش بیمه ندارند؛ هر درمانگاه و بیمارستانی که میروند، پاسخ میشوند که «ببخشید، بیمهتان اعتبار ندارد». اینها فقط بخشی از مشکلات کارگران ابنیه فنی زاهدان است؛ کارگرانی که تعدادشان ۳۰۰ نفر است و حدود ۱۰۰ نفرشان در خط آهن میرجاوه- زاهدان مشغول به کار هستند؛ جایی که شبیه قلب جهنم است؛ در تابستان گرما بالای ۵۰ درجه است و از بهار به بعد، طوفان شن و موجهای ماسه و شن، راه نفس کشیدن را مسدود میکند؛ مقابل چشم، جز غبار، چیز دیگری نیست…
یکی از این کارگران میگوید: آیا واقعاً حقاش نیست ما قرارداد مستقیم شویم و با خود راهآهن کار کنیم؟ مگر کار ما موقت است که قراردادمان را پیمانکاری کردهاند؟ چرا حقوق ما از دفتریهای راهآهن که زیر کولر مینشینند کمتر است؟ چرا شهروند درجه چندم به حساب میآییم؟!
این کارگران امید به آینده ندارند؛ میگویند وضعیت حقوق و بیمهمان وخیم است؛ با کوچکترین اعتراض هم بیکار میشویم. همکاری داریم که بچه کوچکش سرطان دارد اما چون حق بیمهاش از برج ۱۱ واریز نشده، باید همه هزینههای دارو و درمان را آزاد بدهد.
علاوه بر همهی اینها، این کارگران از تعلیق قراردادهای چند نفر از همکارانشان خبر میدهند: «چند وقت پیش ما اعتراض کردیم که باید پنجشنبهها تعطیل باشیم؛ آخر پنج شنبه دفتر راهآهن هم تعطیل است؛ ما گفتیم ایام هفته، روزی ۱۲ ساعت کار میکنیم و حق داریم پنجشنبه تعطیل باشیم که به خانه و زندگی و خانوادهمان برسیم؛ اما طرح همین خواستهی ساده باعث شد چند نفر از همکارانمان معلق شوند؛ چند روز بعد از این اعتراض ساده، قراردادشان تعلیق شد؛ البته روشن و سرراست دلیل کارشان را به ما توضیح ندادند اما خب، دلیل دیگری نداشت، ماجرا همین اعتراض ساده بود…».
این کارگران از همه مسئولان انتقاد دارند؛ از همه آنهایی که در دفترهای شیک و مجلل نشستهاند و خبر ندارند، کار در ریل راه آهن میرجاوه- زاهدان یعنی کار کردن در جایی شبیه جهنم؛ همانها که نمیدانند وقتی زیر طوفان شن، ریلها را تعمیر یا راه برای حرکت قطار باز میکنی، با جانت بازی میکنی، نمیدانند این کارگران سلامتشان را وسط گذاشتهاند تا خطوط ریلی جنوب شرق کشور سر پا بماند. همانها که میدانند اما گویا نمیدانند…
یکی از این کارگران خطاب به مدیران راهآهن، وزیر راه و شخص رئیس جمهور و در انتقاد از اینکه ارادهای برای حذف شرکتهای پیمانکار و بهبود وضعیت شغلی کارگران نیست؛ میگوید: لطف کنید و یک روز – فقط یک روز- بیایید محل کار ما را از نزدیک ببینید، یک صبح تا عصر، از ۴ صبح تا ۴ عصر با ما باشید و بعد هم نگاهی به فیش حقوقیمان بیندازید؛ آن وقت کلاهتان را قاضی کنید که ما حق اعتراض داریم یا نه، میخواهم بدانم باز هم میگویید صبوری کنید و فعلاً حرفی نزنید؟!