جابهجایی بازیکنان در رئال این بار موثر واقع شد
آردا گولر میبایست از غیبت جود بلینگام به نفع خودش در ترکیب رئال مادرید استفاده کند.
به گزارش ایلنا، پس از هرجومرج تاکتیکی در دیدار با رایو وایکانو، انتقال کاماوینگا و والورده از پستهای غیرتخصصی دفاع کناری به قلب میدان کاملاً محتمل به نظر میرسید. بدیهی است وقتی باشگاه هزینههای گزافی برای خرید ستارهها انجام میدهد، آربلوا نیز خود را ناچار به استفاده از آنها ببیند؛ اما از همان دقایق ابتدایی هویدا بود که حضور این دو هافبک لزوماً به معنای بهبود کیفیت بازی نیست. در واقع نه هافبک فرانسوی و نه ستاره اروگوئهای، هیچکدام ظرافت فنی لازم برای دیکته کردن ریتم بازی و هدایت تیمی در سطح رئال را ندارند.
خروجی این انتخابها در نیمه اول مقابل دفاع لایهای و ۵-۴-۱ والنسیا، فوتبالی بهشدت ملالآور و کسلکننده بود. رئالِ این روزها، تصویری تخت و بیروح از خود به نمایش میگذارد که هیچ ردی از پیشرفت در آن دیده نمیشود؛ تیمی که گویی به شکلی مکانیکی و اداری تنها پاسهای کوتاه و تکراری را بدون کمترین تحرک یا فرار در عمق رد و بدل میکند. با وجود توانمندی جسمانی بالای مهرههایی نظیر شوامنی، والورده و کاماوینگا، این بیتحرکی و شکست در تصاحب توپهای دوم – که بهجز برای امباپه، برای بقیه به یک عادت تبدیل شده – بیشتر ناشی از ذهنیت و نگرش تیم است تا ضعف بدنی.
تنها پس از گذشت نیم ساعت از بازی بود که به لطف نبوغ آردا گولر، خون تازهای در رگهای تیم جریان یافت. این استعداد خالص با ایستادن در پشت سر مهاجم و ایجاد ارتباط موثر با امباپه، پویایی را به خط حمله بازگرداند. در این میان، مصدومیت چند هفتهای بلینگام شاید به شکلی پارادوکسیکال به سود تیم تمام شود؛ چرا که حضور همزمان او و نابغه ترکتبار، نوعی اصطکاک و برتریطلبی را به همراه دارد که در آن ستاره انگلیسی سعی میکند با تحمیل شعاع حرکتی خود، گولر را به حاشیه براند؛ رویکردی که در دو فصل اخیر به ندرت خروجی مثبتی داشته است.
با تمام این اوصاف، در ساختار مدیریتی آربلوا همچنان سوابق و نامها بر آمادگی فنی داخل زمین میچربد. اما واقعیتِ عریان مسابقه نشان داد که گولر در کنار امباپه، تنها عناصر متمایز تیم بودند که سطحی فراتر از حد متوسط را ارائه دادند. آردا در حال حاضر به مهرهای غیرقابلحذف در میانه میدان تبدیل شده که حتی با بازگشت مصدومان نامدار، جایگاهش در ترکیب اصلی نباید به خطر بیفتد.