در گفتگو با سیدسعید میرمحمد صادق مطرح شد؛
تاریخ ایران را از کجا باید جست؟
رازهایی که گلنبشتهها فاش میکنند
تاریخ فقط بازگویی وقایع گذشته نیست؛ عرصهای است مملو از منابع متنوع و گاه ناهمگون که از دل آنها میتوان به فهمی عمیقتر از زمانهها رسید. از سنگنبشتهها، گلنبشتهها و کتیبههای باستانی گرفته تا تواریخ عمومی، سفرنامهها، نقشهها، روزنامهها، عکسها و اسناد صوتی، هر دوره تاریخی زبان و منطق منابع خاص خود را دارد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، تاریخ فقط بازگویی وقایع گذشته نیست؛ عرصهای است مملو از منابع متنوع و گاه ناهمگون که از دل آنها میتوان به فهمی عمیقتر از زمانهها رسید. از سنگنبشتهها، گلنبشتهها و کتیبههای باستانی گرفته تا تواریخ عمومی، سفرنامهها، نقشهها، روزنامهها، عکسها و اسناد صوتی، هر دوره تاریخی زبان و منطق منابع خاص خود را دارد.
مورخ امروز با طرح یک مسئله مشخص، در میان این انبوه اسناد حرکت میکند و میکوشد میان روایتها، دادهها و نشانهها پیوند برقرار کند. حاصل این فرایند، تاریخی چندلایه است که نه فقط سیاست و قدرت، بلکه جامعه، فرهنگ، علم و زیست روزمره انسانها را نیز در کانون توجه قرار میدهد و نشان میدهد تاریخپژوهی، پیش از آنکه ثبت گذشته باشد، شیوهای برای فهم پیچیدگیهای آن است.
سید سعید میرمحمد صادق، تاریخپژوه، به ایلنا گفت: در تاریخپژوهی، مورخ با طیفی متنوع از منابع روبهرو است. پژوهش تاریخی امروز از طرح یک مسئله آغاز میشود؛ مسئلهای که بر اساس آن، مورخ به گردآوری منابع میپردازد و سپس فرایند تحقیق را پیش میبرد.
او افزود: در دوره پیش از اسلام، این منابع عمدتا شامل اسناد باستانی مانند سنگنبشتهها، گلنبشتهها و پوستنبشتههاست؛ در کنار آنها، منابع مکتوبی قرار دارد که در بیرون از مرزهای ایران نگاشته شدهاند. آثاری چون تاریخ نوشته هرودوت، روایتهای کتزیاس و دیگر متونی که مورخان یونانی و رومی درباره ایران نوشتهاند، تصویری از این سرزمین به دست میدهند؛ ایران به عنوان قدرتی بزرگ با ساختار شاهنشاهی و قلمروی گسترده که در معادلات سیاسی جهان باستان، جایگاه یک همسایه تعیینکننده را داشته است.
میرمحمد صادق گفت: در تاریخپژوهی، تنوع و تکثر منابع یکی از مهمترین مزیتها و در عین حال چالشهای کار مورخ است. پژوهش تاریخی معمولا با طرح یک مسئله آغاز میشود و مورخ بر اساس آن، به سراغ گردآوری و تحلیل منابع میرود؛ منابعی که بسته به دوره تاریخی، ماهیت و کارکردهای متفاوتی دارند.
او افزود: در دوره پیش از اسلام، بخش مهمی از منابع را اسناد باستانی تشکیل میدهد: سنگنبشتهها، گلنبشتهها و پوستنبشتهها. در کنار اینها، منابع مکتوبی قرار دارد که بیرون از قلمرو ایران نوشته شدهاند. برای نمونه، هرودوت که در آسیای صغیرِ آن روزگار (ترکیه امروزی)، یعنی قلمرو یونانی و همسایه ایران میزیست، یا کتزیاس، روایتهایی از ایران به عنوان یک سرزمین بزرگ با ساختار شاهنشاهی و قلمروی گسترده ارائه کردهاند. افزون بر این، کتیبههای اورارتوییِ مناطق آذربایجان و ارمنستان امروز نیز از منابع مهم به شمار میآیند؛ چراکه از خلال آنها با نامهای جغرافیایی، اشاره به شاهان، شهرها و مرزهای قدرت سیاسی آشنا میشویم و میتوان شکلگیری حکومت ماد را در بستر جغرافیایی آن دنبال کرد.
میرمحمد صادق گفت: با ورود به دوره اسلامی، منابع تاریخی بهطور چشمگیری متنوع و متکثر میشوند. یکی از مهمترین گونهها، «تواریخ عمومی» است؛ آثاری که از آغاز خلقت انسان یا تاریخ پیامبران شروع میکنند و روایت را تا روزگار نویسنده ادامه میدهند. تاریخ طبری یا روضهالصفا اثر خواندمیر از نمونههای شاخص این سنتاند. در این آثار، تاریخ غالبا با پیامبران و شاهان آغاز میشود و سپس با شرح سلسلهها ادامه مییابد.
این تاریخ پژوه در ادامه بیان کرد: در کنار تواریخ عمومی، با تواریخ سلسلهای و سلطانی روبهرو هستیم؛ آثاری که به یک دودمان یا حتی یک پادشاه خاص اختصاص دارند. عالمآرای عباسی نوشته اسکندربیک منشی که تاریخ صفویان را تا روزگار شاه عباس روایت میکند، یا آثاری چون خلاصهالاثیر درباره شاه صفی، از این دستاند. در کنار اینها، تواریخ محلی نیز اهمیت ویژهای دارند؛ مانند تاریخ بخارا، سیستان یا نیشابور که به مکان، حوادث محلی و جغرافیای انسانی توجه دارند.
او افزود: پس از اسلام، سکهها و کتیبههای سنگی نیز به عنوان اسناد معتبر تاریخی به کار میآیند. متون جغرافیایی، مانند احسنالتقاسیم یا نصرةالملوک، اطلاعات ارزشمندی درباره راهها، شهرها و ساختارهای فضایی ارائه میدهند. همچنین آثار چنددانشی مانند عجایبالمخلوقات، اگرچه در نگاه نخست شگفتنامه به نظر میرسند، اما برای تاریخ فرهنگی و شناخت ذهنیتها، باورها و امر شگفت در دورههای مختلف، منابعی مهم به شمار میآیند.
میرمحمد صادق گفت: کتابهای پزشکی و داروسازی نیز از منظر تاریخ علم و تاریخ فرهنگی اهمیت دارند. از خلال این متون میتوان دریافت چه بیماریهایی در چه دورههایی رواج داشته و دانش پزشکی چگونه تحول یافته است؛ آثاری مانند قانون نوشته ابن سینا، نه فقط متنی علمی، بلکه سندی تاریخی درباره دانش و جامعه زمانه خود است.
او افزود: در دورههای مختلف، منابع رجالی و کرامتنویسی، بهویژه تذکرهها در عصر صفوی، و حتی پیش از آن، نقش مهمی در شناخت شبکههای علمی و اجتماعی دارند. مطالعه شرح حال پزشکان یا عالمان، حتی اگر به بهانه حضور آنها در شهری چون بغداد باشد، ما را به اهمیت مراکز علمی، مدارس بزرگ و آوازه دانشگاهها در دورههای تاریخی رهنمون میکند.
این پژوهشگر تاریخ گفت: نقشهها نیز از منابع مهم تاریخاند. از قرن هفدهم به بعد، نقشهها به شکل امروزی نزدیک میشوند، اما پیش از آن هم نقشههای جغرافیایی ارزشمندی در متون وجود دارد. نقشه خلیج فارس در آثار بطلمیوس از جمله مستندات مهم جغرافیایی به شمار میآید.
او افزود: با ورود به دوره مدرن، روزنامهها به منابعی کلیدی تبدیل میشوند. از روزنامههای دولتی تا نشریات دوره مشروطه، که بهواسطه فضای نسبی آزادی، تنوع چشمگیری مییابند. اهمیت این مطبوعات تنها در اطلاعات سیاسی نیست؛ بلکه دادههای اجتماعی و فرهنگی ارزشمندی نیز در آنها نهفته است. در ادامه، عکسهای دوره قاجار، بهویژه از عصر ناصری به بعد، فایلهای صوتی ضبطشده از مظفرالدین شاه در کاخ گلستان، و بعدها فیلمها، همگی به شکلگیری حوزههایی چون تاریخ اجتماعی صدا و تصویر کمک میکنند.
میرمحمد صادق گفت: سفرنامهها نیز جایگاه ویژهای دارند؛ چه سفرنامههای داخلی مانند اثر ناصر خسرو و چه سفرنامههای خارجی. این متون، که گاه ایستا و محدود به یک شهر و گاه پویا و در حال حرکتاند، اطلاعاتی دقیق از شهرها، روستاها، راهها و مناسبات اجتماعی ارائه میدهند و نگاه بیرونی و متفاوتی به تاریخ ایران میبخشند.
او افزود: خاطرهنویسی، بهویژه از دوره قاجار به بعد، به یکی از منابع مهم بدل میشود. خاطرات رجال سیاسی و درباری، مانند نوشتههای عینالسلطنه، تصویری جزئینگر از زندگی سیاسی و اجتماعی ارائه میدهد. در کنار اینها، سنت واقعهنگاری نیز شکل میگیرد؛ ثبت روزانه وقایع، که گاه به دست مورخان رسمی و گاه بهوسیله کسانی انجام میشود که خود شاهد یا در متن قدرت بودهاند.
میرمحمد صادق گفت: در مجموع، تاریخپژوهی با شبکهای گسترده از منابع سروکار دارد؛ از کتیبه و سکه تا نقشه، روزنامه، عکس، صدا، سفرنامه و خاطرات. مهارت مورخ در این است که بداند از کجا آغاز کند و چگونه با عبور از یک منبع، به حوزههای دانشی دیگر برسد؛ مسیری که تاریخ را از یک روایت ساده به تحلیلی چندلایه و زنده تبدیل میکند.